جدیدترین مطالب


1780 بازدید
بازدید : 1780 بازدید
دانلود رمان پارک برای اندروید رفتم تو اتاقش دیدم سرش تو گوشیشه.روی تختش نشسته و پشتش به منه.آروم رفتم پشت سرش که دیدم طبق معمول تو اینستاگرام داره این و اونو لایک

1215 بازدید
بازدید : 1215 بازدید
دانلود رمان رمان بد قدم برای اندروید است. سحر یکی دو باراو را در جلسات قرآن دیده بود. ازدواج کرده بود اما بچه دار نمی شد.اسم شوهر ثریا خانم را به یاد نمی آورد به نظرش یا جواد بود یا مهدی. اما در آن شرایط تنش زا سعی کرد خیلی […]

2144 بازدید
بازدید : 2144 بازدید
دانلود رمان بگو که فقط مال منی نودهشتیا نام رمان : رمان بگو که فقط مال منی به قلم : صدف پور نجفی دراتاق بازشدوقامت زن جوان و چادری همراه یک کودک تقریبا پنج ساله درچهارچوب درنمایان شد…کودک به بغل پیرزن دویدوزن جوان لبخندزنان گفت:سلام ماه بانو،خوبین؟ماه بانو:سلام فاطمه جان،خوش […]

411 بازدید
بازدید : 411 بازدید
دانلود رمان آسانسور برای گوشی نام کتاب : آسانسورنویسنده : زهرا باقریموضوع : فانتزی،معماییتعداد صفحات :۷۵انتشار: شهریور ۹۸خلاصهی کتاب :داستان پسر یمِرِجمانهبیکه طیحادثه ایعجیب، از طر یقیکآسانسور وارد بازار یمیشودکه ظاهرا کیلومترهاپایینتر از سطح زمینوجود دارد. جرمیدر آن جا با انسان هایعجیبیمواجه شده و سرانجام پس از تلاش برایخارج شدن […]

436 بازدید
بازدید : 436 بازدید
دانلود رمان مثل هزاران زن دیگر نمی دانستم نزدیک شدن به این زن چه عواقبی برای من دارد اما من به خاطر برطرف شدن تردیدهایم حاضر بودم هر کاری بکنم.به سوی خانه رفتم، در خانه را که باز کردم، کوشیدم بدون آنکه کسی مرا ببیند به اتاقم بروم.مادرم در آشپزخانه […]

335 بازدید
بازدید : 335 بازدید
دانلود رمان شوکا عروس جنگل وقتی چشمانم را باز کردم، خودم را در اتاقم دیدم.لحظه ای به مغزم فشار آوردم تا همه چیز یادم آمد.امام زاده… زانیار… درخواستش… باجی… ارباب… وای نه. خواستم از جایم بلند بشوم که در اتاق باز شد و خاتون وارد شد. از دیدن خاتون خیلی […]

556 بازدید
بازدید : 556 بازدید
دانلود رمان رز سرخ نام رمان: رز سرخ نویسنده:arefeh79 ?عارفه حمزه?|عضو انجمن نودوهشتیا ژانر:عاشقانه_اجتماعی_تراژدی ساعات پارت گذاری:نا معلوم هدف: توی دنیای ما همه فکر میکنن فقط عشق وقتی به وجود میاد که یه پسری از یه دختری خوشش میاد و به دختره نزدیک میشه و دختره هم عاشقش میشه. اگه […]

94 بازدید
بازدید : 94 بازدید
رمان ناجی قسمت بیست و چهارم با سر کشیدن لیوان پنجم که کمی احساس سرخوشی کردم…. احساس کردم دستی به ارامی روی کمرم قرار گرفت… نایت نبود.. می‌توانستم بوی او را تشخیص دهم… لمس سبکی بود و به سرعت از بین رفت سرم را چرخاندم و به هالک کورت نگاه […]

38 بازدید
بازدید : 38 بازدید
رمان ناجی قسمت بیست و یکم ان روز قرار بود یک روز طلایی باشد ….می توانستم ان را احساس کنم …این را می دانستنم زیرا در اشپزخانه نایت که کیفیت یک رستوران را داشت ایستاده بودم و ادکلن او را که از پیراهنش ساطع می‌شد استشمام می کردم …همچنین پنکیک […]

37 بازدید
بازدید : 37 بازدید
رمان ناجی قسمت بیستم …………………………………. به طرف کتابخانه نایت چرخیدم …نیک کنار گاوصندوق چنبره زده بود… در ان باز بود و نیک داشت داخل ان را جستجو می‌کرد.. دهانم را باز کردم تا چیزی بگویم… سرش به طرف من چرخیده شد …سپس به سرعت ایستاد و به طرف من پرواز […]