نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان وینر

دانلود رمان وینر

دانلود رمان وینر

نام رمان:وينِر(برنده)
نويسنده:نرجس رجبي
ژانر:عاشقانه،اجتماعي
خلاصه: زماني من برنده بودم و فکر مي کردم، با يک بار برنده شدن هيچ وقت نمي بازم؛اما گذشت زمان باختن را به من نشان داد و فهميدم که آدم هايِ برنده هميشه برنده نمي مانند.بلکه پشت هربردي، باختي مي باشد و پشت هرباختي، بردي!

دانلود رمان رینگ و عشق

دانلود رمان رینگ و عشق

دانلود رمان رینگ و عشق

 

نویسنده: مریم خسروی کاربر انجمن نودوهشتیا
ژانر: عاشقانه، درام
خلاصه: در آن سوی دنیای انسان ها، دنیایی است پاک و ناب برای عاشقانِ دلباخته! این رمان داستان دختری خشن و بی احساس رو روایت می‌کنه؛ در گذشته اتفاقات تلخی براش افتاده و حالا ورق زندگی اش برگشته؛ همراه من باشید تا سرنوشت پر رمز و راز این دختر رو بدونید…!

دانلود رمان عبور از تاریکی

دانلود رمان عبور از تاریکی

دانلود رمان عبور از تاریکی

?بسم الله الرحمن الرحیم?
نام رمان: عبور از تاریکی
نویسنده: narjesrajabi کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر:اجتماعی_ عاشقانه
خلاصه داستان: اعتماد گاهی اوقات به نفع آدم و گاهی اوقات به ضرر آدم است.من پسری بودم که اعتماد کردم و باختم،ولی ماندم و مقاومت کردم و از این کوچه های تاریک عبور کردم.داستان راجبِ پسریه که به خاطر دوستش جرمی رو به گردنش می گیره؛اما وقتی بعد از دوسال آزاد می شه….

دانلود رمان سفر به جزیره مرگ

دانلود رمان سفر به جزیره مرگ

دانلود رمان سفر به جزیره مرگ

دانلود رمان سفر به جزیره مرگ نودهشتیا

نویسنده: معصومه نجاتی

ژانر: تخیلی_ هیجان انگیز_ عاشقانه_ ترسناک

خلاصه: کشتی تفریحی در میان آب های اقیانوس اطلس،قلب دریا را می شکافت و به مقصد جنوب اسپانیا در حرکت بود. در نیمه شبی آرام ،طوفانی به پا خواست و زنی مرموز ،محبوس در چنگال اهریمن بر عرشه کشتی ظاهر شد ،همه در بهت و حیرت به زیبایی ستودنی زن خیره شده بودند و ترس به سرتاسر وجودشان رخنه کرده بود،صدای زیبا اما وحشت برانگیز زن به گوش تمامی ساکنان کشتی رسید که به آن ها هشدار می داد:

رمان ناجی قسمت بیست و دوم

ویویکا در حالی که در اتاق نشیمن مدام قدم میزد میگفت

_ ساندرین لعنتی احمق . به محض اینکه این که اوضاع رو سر و سامون دادیم یه درس حسابی بهش می دم

زمزمه کردم

_ ویویکا

ایستاد و به من نگاه کرد

_ خبر خوب اینه که قبلا از این کارا نکرده. خبر بد اینه که تو یه قلب از طلای خالص داری . وقتی وقتش برسه قراره مثل یه مامان مهربون که همه چیز رو بهتر میکنه رفتار کنی تا وقتی که حالش بهتر شد… بعدش من به مامانی که قراره یه درس حسابی بهت بده تبدیل میشم

لب هایم را روی یکدیگر فشار دادم .

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Sh : رمانش عالی عالی بود 👍👍👍💜💜💜...
  • ناتا : رمان خوب و با کیفیتی بود بازم بذارین...
  • [\] : چقدر نودهشتیا رمانای خوب و باکیفیت زیاد داره واقعا تابستونمون رو ساختین ممنون...
  • ! : شاهاااانه مرسی...
  • mimi : کاش یجور دیگ به هم میرسیدن ولی خوب بود خسته نباشید...
  • Ari : خوب بود سپاس...
  • Naziam : خسته نباشید رمان دارای فضاسازی قوی و جملات خلاقیت آمیز بود واقعا خوندنش خالی از...
  • Samm : سلام این رمان الکی پرطرفدار نشده کلی داستانش جذابه و ایدش خیلی خفنه حتما بخونین...
  • Avin : خسته نباشید این رمان مورد علاقه من هست ممنون که قرارش دادین...
  • آذین : سلام پیشنهاد میشه من خوندم عالی بود...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.