بایگانی‌های دانلود رمان جدید - نودهشتیا | دانلود رمان

98iia

دانلود رمان یانار

دانلود رمان یانار

دانلود رمان یانار

دانلود رمان یانار

نويسنده : سمانه امينيان
نام رمان :يانار
ژانر:اجتماعى،عاشقانه 
هدف از رمان :هنجار شناسى،روايت واقعيت هاى زير پوستى جامعه و پرداختن به سنت هاى پوسيده

 خلاصه: دخترانى كه با هزار اميد ازدواج مى كنند تا از آنچه كه هستند و در آن زندگى مى كنن رهايى پيدا كنند،اما دريغ از لحظه اى تنفس ، دريغ از روياهاى كودكانه و عاشقانه ،دريغ از لحظه اى آرامش ….زندگى پيش رويشان سخت تر از آنى بود كه در تصورشان بود .آنقدر كه دخترى را از نفس انداخته و ديگرى را به نفس زدن مى اندازد ….

مقدمه

زبانه های اتش را تماشا می کنم که زندگیم را در خود فرو می کشاند.

اما نه فغانی هست و نه شیونی…

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 3٫00 out of 5)
Loading...
ادامه مطلب
908 views
0 نظر
admin
۷ تیر, ۱۳۹۸

دانلود رمان رز سرخ

دانلود رمان رز سرخ

دانلود رمان رز سرخ

دانلود رمان رز سرخ

نام رمان: رز سرخ
نویسنده:arefeh79 ?عارفه حمزه?|عضو انجمن نودوهشتیا
ژانر:عاشقانه_اجتماعی_تراژدی
ساعات پارت گذاری:نا معلوم
هدف: توی دنیای ما همه فکر میکنن فقط عشق وقتی به وجود میاد که یه پسری از یه دختری خوشش میاد و به دختره نزدیک میشه و دختره هم عاشقش میشه. اگه یه دختر به یه پسر نزدیک بشه توی ذهن مردم بدترین کار ممکن رو کرده…دوست دارم این ذهنیت های غلط توی جامعه امون به لطف قلم نویسندگان عزیز کمرنگ شه…
خلاصه:داستان درمورد دختر پولداری هست که عاشق یه پسر فقیر میشه…اتفاق هایی میوفته که این دو نفر جایگاهشون عوض میشه و پسر پولدار و دختر فقیر میشه…

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (3 votes, average: 3٫33 out of 5)
Loading...
ادامه مطلب
1,045 views
0 نظر
admin
۱۴ خرداد, ۱۳۹۸

دانلود رمان خونبها

دانلود رمان خونبها

دانلود رمان خونبها

دانلود رمان خونبها

ام رمان: خون بها

نویسنده: arefeh79 کاربر انجمن نودوهشتیا

ژانر:عاشقانه_اجتماعی_درام

هدف: گاهی وقتا توی زندگی اتفاقاتی میوفته که تو از علتشون بی خبری… شاید این اتفاقات به نفع تو باشه و شاید به ضرر تو:

عَسی اَن تکرهوا شیء و هو خیر لکُم

عَسی اَن تُحِبوا شیء و هو شر لَکُم

ساعات پارت گذاری: نامعلوم

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 3٫50 out of 5)
Loading...
ادامه مطلب
1,513 views
0 نظر
admin
۱۳ خرداد, ۱۳۹۸

دانلود رمان رها شده

دانلود رمان رها شده

دانلود رمان رها شده

“بسم الله الرحمن الرحیم “
نام رمان:رها شده
نویسنده ها:زهرایزدانی،نرجس رجبی
هدف:نشان دادن قدرت عشق واقعی،مسائل اجتماعی که در جامعه مشابه آن را داریم و شرکت در
ژانر:عاشقانه
خلاصه: جدا شدیم از هم، بی آنکه بدانیم یک لحظه جدایی، چه به سرمان می آورد!
پریشان شدیم…
دیوانه حال شدیم…
من مجنون شدم و تو لیلی منِ دلداده!
حال دوست دارم، بعد از سال ها لیلی شوی و من باز مجنون و دیوانه یِ تو…
عاشقم باشی و عاشقت باشم!

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (4 votes, average: 2٫75 out of 5)
Loading...
ادامه مطلب
1,030 views
0 نظر
admin
۱۱ خرداد, ۱۳۹۸

دانلود رمان عشق از نوع ممنوعه

دانلود رمان عشق از نوع ممنوعه

دانلود رمان عشق از نوع ممنوعه

دانلود رمان عشق از نوع ممنوعه

نام رمان:عشق از نوع ممنوعه
نام نویسنده:فاطمه رنجبر
ژانر:عاشقانه، اجتماعی،درام
هدف: عشق چیز مقدسیه فرقی نمی کنه چطور باشی، یا از چه جنسی باشی، سالم باشی یا ناقص، وقتی عاشق باشی هیچی برات مهم نیست هیچی….


خلاصه:
رمانی با عاشقانه‌های ناب عشق از نوع ممنوعه همونطور که از اسمش پیداست در مورد دختریه که عاشق میشه،ولی این عشق از اولش نشدنی بود تا اینکه یه اتفاق‌هایی میفته و….

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 1٫50 out of 5)
Loading...
ادامه مطلب
4,661 views
0 نظر
admin
۱۰ خرداد, ۱۳۹۸

دانلود رمان پرستار عاشق

دانلود رمان پرستار عاشق

دانلود رمان پرستار عاشق

دانلود رمان پرستار عاشق

خلاصه: دختری آرام و پاک از جنس نسیم ، پسری زخم خورده از جنس تنفر و غرور ، عشقی که قلب دو فرد متفاوت را بهم پیوند زد ، اما دست سرنوشت انگار تازه داشت سختی هایش را به روی آنها می آورد ….
مقدمه : و عشق پزشک حاذقی است !

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (3 votes, average: 4٫33 out of 5)
Loading...
ادامه مطلب
2,631 views
0 نظر
admin
۸ خرداد, ۱۳۹۸

دانلود رمان خورشید در انتظار مهتاب

دانلود رمان خورشید در انتظار مهتاب

دانلود رمان خورشید در انتظار مهتاب

دانلود رمان خورشید در انتظار مهتاب

نام رمان: خورشید در انتظار مهتاب

نویسنده:faribamirzaei/کاربر نودهشتیا

هدف از نوشتن: بعد از چندین سال مطالعه تصمیم گرفتم دست به قلم شوم و کتابی توام با واقعیت و تخیلات ذهن بنویسم که درشان مخاطبان و خواننده‌های گرامی باشد.

ژانر:عاشقانه.غمگین
خلاصه داستان: ممکن است عشق اشتباه در خانه هر آدمی را بزند ولی نمی توانی تصورش کنی به خاطر یک انتخاب اشتباه ممکن است چه تاوان سنگینی پس دهی..مهتاب که دچار احساس اشتباه می‌شود و خود را نجات می‌دهد و به روال عادی زندگی‌اش برمیگردد،دوباره

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 3٫50 out of 5)
Loading...
ادامه مطلب
539 views
0 نظر
admin
۶ خرداد, ۱۳۹۸

رمان انلاین ناجی قسمت بیست و هشتم

رمان ناجی قسمت بیست و هشتم

فصل ۱۵

روز افتابی اما مه داری بود

چمن های سبز روشن… حشره هایی که در هوا پرواز می کردند… برگهای شاخه های افتاده درخت های بید …همگی طوری به نظر می رسید گویی از پشت فیلتر لنز یک دوربین دیده می‌شدند

فنجان چینی ظریف را برداشتم و چایم را سر کشیدم

_هرگز توجه نمیکنی

سرم به سرعت بالا امد . روی میز… سرویس چای چینی به زیبایی چیده شده بود و روبروی من… ان طرف میز…. عمه ام نشسته بود

صورت پرچروک و استهزا امیزش به وسیله کلاه بزرگی که با گل های مریم تزیین شده بود پوشیده شده بود

پرسیدم

_چی ؟

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
76 views
0 نظر
admin
۱ خرداد, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین ناجی قسمت بیست و هفتم

رمان ناجی قسمت بیست و هفتم

در حالی که مرا در اغوش گرفته بود و با دست دیگرش صورتم را نوازش می کرد به چشمهایم خیره شد و با مهربانی پرسید

_حالت خوبه ؟

زمزمه کردم

_تولدت‌ مبارک

چند بار پلک زد سپس زمزمه کرد

_چی ؟

_کاتلین بهم گفت .. به کلوپ نرفته بودم.. ویویکا هم با ما بود رفته بودیم به یه بار… یه گوشه ی دنج نشسته بودیم هیچکس حتی نمیتونست ما رو ببینه و هیچ رق*صیدنی در کار نبود …هیچی… فقط ما دخترا… تاکسی گرفتیم بنابراین هیچ کسی از ما سه نفر رانندگی نکرد و همچنین راشان هم تا حدودی مطلع بود که یک سوپرایز تولد برای توئه و تمام مدت میدونست که ما کجاییم

برای مدتی طولانی به من خیره شد

از چهره‌اش چیزی مشخص نبود….. بنابراین به نرمی…. و حالا با عدم قطعیت ادامه دادم

_ نمیدونستم برات چی بگیرم

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
87 views
0 نظر
admin
۳۱ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین ناجی قسمت بیست و ششم

رمان ناجی قسمت بیست و ششم

وقتی نایت در را باز کرد بیدار بودم

چرخیدم و از میان تاریکی به ساعت نگاه کردم …متوجه شدم واقعا زود امده

هنوز ساعت حتی دو شب هم نشده بود ..دوباره به پشت چرخیدم ..حدس میزدم برای من نگران است

درطول شام به ندرت صحبت کردم …همان طور که داشت کت و شلوارش را می‌پوشید روی نیمکت زیبایش مقابل تلویزیون نشسته بودم و بدون انکه واقعا دقت کنم به تلویزیون نگاه می کردم… وقتی مقابل من امد دستش را میان موهایم فرو کرد و سرم را عقب برد تا برای خداحافظی مرا ببوسد… بوسه ام با حواس پرتی بود… می دانستم ان را احساس کرده زیرا نایت همه چیز را متوجه میشد… دستش میان موهایم چند ثانیه بیشتر از حد معمول باقی ماند … سپس نگاهش سراسر صورتم را پیمود
سپس دستش را از میان موهایم بیرون اورد اما بالای سرم را بوسید و مرا ترک کرد

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
115 views
0 نظر
admin
۳۰ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین


City Code Center Code Center