نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت دهم :

این ناامید کننده بود …واقعاً ناامید کننده.. با این حال زمزمه کردم

_خیلی خوب

او مرا رها نکرد تنها به چشمهایم نگاه کرد ..سپس در حالی که انگشت هایش محکم تر می‌شدند با صدایی خشن و جذاب که باعث میشد لرزه ای در بدنم به وجود بیاید گفت

_لعنت نمیتونم صبر کنم تا تو رو توی تخت خوابم داشته باشم.. و درست مثل همین حالا که داری بهم نگاه می کنی اینطوری بهم نگاه کنی

_ نایت

_یا مسیح ..قراره من مالک این زیبایی بشم

  • admin
  • 219 بازدید
تبلیغات
تبلیغات
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.