جدیدترین مطالب


48 بازدید
بازدید : 48 بازدید
رمان ناجی قسمت بیست و ششم وقتی نایت در را باز کرد بیدار بودم چرخیدم و از میان تاریکی به ساعت نگاه کردم …متوجه شدم واقعا زود امده هنوز ساعت حتی دو شب هم نشده بود ..دوباره به پشت چرخیدم ..حدس میزدم برای من نگران است درطول شام به ندرت […]