جدیدترین مطالب


58 بازدید
بازدید : 58 بازدید
رمان ناجی قسمت بیست و هفتم در حالی که مرا در اغوش گرفته بود و با دست دیگرش صورتم را نوازش می کرد به چشمهایم خیره شد و با مهربانی پرسید _حالت خوبه ؟ زمزمه کردم _تولدت‌ مبارک چند بار پلک زد سپس زمزمه کرد _چی ؟ _کاتلین بهم گفت […]