جدیدترین مطالب


884 بازدید
بازدید : 884 بازدید
دانلود رمان پروانه ی من برای اندروید میدونم..می دونم که غافلگیر شدید.و با ذوق و شوقی که به نظرم کمی بچه گانه می امد ادامه می دهد.-ولی باور کنید که اینپیشنهاد خیلی خوبیه!با قبولش به طور حتم سود زیادی میبرید.چه مادی و چه…معنوی خانوم!نگاه شیطونش رو نادیده می گیرم و […]

1003 بازدید
بازدید : 1003 بازدید
دانلود رمان زود گذشت برای اندروید نام رمان: زود گذشت نويسنده: فاطمه رنجبر ژانر: عاشقانه، طنز، اجتماعي خلاصه:چشمام رو بستم، به گذشته رفتم گذشته اي که پر بود از روزهاي تلخ و شيرين،پر بود از خاطراتي که من رو از نو ساخت.پخته، پير، از پا افتاده، انقدر پير که دوست […]

303 بازدید
بازدید : 303 بازدید
دانلود رمان نفرین رخسار خواستم برم طرفش ولی ترسیدم باز اون موجود عجیب رو ببینم.به سمت دراتاق رفتم و باترس

345 بازدید
بازدید : 345 بازدید
دانلود رمان شوکا عروس جنگل وقتی چشمانم را باز کردم، خودم را در اتاقم دیدم.لحظه ای به مغزم فشار آوردم تا همه چیز یادم آمد.امام زاده… زانیار… درخواستش… باجی… ارباب… وای نه. خواستم از جایم بلند بشوم که در اتاق باز شد و خاتون وارد شد. از دیدن خاتون خیلی […]

562 بازدید
بازدید : 562 بازدید
دانلود رمان رز سرخ نام رمان: رز سرخ نویسنده:arefeh79 ?عارفه حمزه?|عضو انجمن نودوهشتیا ژانر:عاشقانه_اجتماعی_تراژدی ساعات پارت گذاری:نا معلوم هدف: توی دنیای ما همه فکر میکنن فقط عشق وقتی به وجود میاد که یه پسری از یه دختری خوشش میاد و به دختره نزدیک میشه و دختره هم عاشقش میشه. اگه […]

828 بازدید
بازدید : 828 بازدید
دانلود رمان خونبها ام رمان: خون بها نویسنده: arefeh79 کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:عاشقانه_اجتماعی_درام هدف: گاهی وقتا توی زندگی اتفاقاتی میوفته که تو از علتشون بی خبری… شاید این اتفاقات به نفع تو باشه و شاید به ضرر تو: عَسی اَن تکرهوا شیء و هو خیر لکُم عَسی اَن تُحِبوا شیء […]

4850 بازدید
بازدید : 4850 بازدید
دانلود رمان عشق از نوع ممنوعه نام رمان:عشق از نوع ممنوعه نام نویسنده:فاطمه رنجبر ژانر:عاشقانه، اجتماعی،درام هدف: عشق چیز مقدسیه فرقی نمی کنه چطور باشی، یا از چه جنسی باشی، سالم باشی یا ناقص، وقتی عاشق باشی هیچی برات مهم نیست هیچی…. خلاصه: رمانی با عاشقانه‌های ناب عشق از نوع […]

43 بازدید
بازدید : 43 بازدید
رمان ناجی قسمت بیست و ششم وقتی نایت در را باز کرد بیدار بودم چرخیدم و از میان تاریکی به ساعت نگاه کردم …متوجه شدم واقعا زود امده هنوز ساعت حتی دو شب هم نشده بود ..دوباره به پشت چرخیدم ..حدس میزدم برای من نگران است درطول شام به ندرت […]

1646 بازدید
بازدید : 1646 بازدید
دانلود رمان تکیه گاه از سروصدای بچه ها که توی حیاط بازی می کردن از خواب بیدار شدم .به زور چشم هام روباز کردم .نمیدانستم کی خوابم برده .سرم رو روی لباسهای مامان گذاشته بودم تا با عطر مادرم شاید کمی دلتنگیم کم بشود .لباس هایش هنوز بوی عطرش رو […]