جدیدترین مطالب


3347 بازدید
بازدید : 3347 بازدید
دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید این از روی علاقست . چه خوب که براشون مهم بودم . عمو هم منا به آغوش گرفت .چشم هام دوباره پراز اشک شده بود . بعداز احوالپرسی با بچه های عمو و عمه ، دوباره سرجای قبلیم نشستم. پسر چندماهه میترا توی بغلش […]

1151 بازدید
بازدید : 1151 بازدید
دانلود رمان زخم پاییز برای اندروید صفحه‌ی اول رمان: در خانه را پشتِ سرم بسته ، کفش هایم را درآورده و عینک را بر چشمم گذاردم . . صدایِ خنده هایشان حتی در حیاط هم قابل سمع بود !

1780 بازدید
بازدید : 1780 بازدید
دانلود رمان پارک برای اندروید رفتم تو اتاقش دیدم سرش تو گوشیشه.روی تختش نشسته و پشتش به منه.آروم رفتم پشت سرش که دیدم طبق معمول تو اینستاگرام داره این و اونو لایک

1217 بازدید
بازدید : 1217 بازدید
دانلود رمان رمان بد قدم برای اندروید است. سحر یکی دو باراو را در جلسات قرآن دیده بود. ازدواج کرده بود اما بچه دار نمی شد.اسم شوهر ثریا خانم را به یاد نمی آورد به نظرش یا جواد بود یا مهدی. اما در آن شرایط تنش زا سعی کرد خیلی […]

1085 بازدید
بازدید : 1085 بازدید
دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار برای اندروید واقعا چرا…؟ بعد ازاین مدت !…از همان اول ورود مرد زنگ زده بودند ولی …همیشه دیر می آمدند ..

556 بازدید
بازدید : 556 بازدید
دانلود رمان رز سرخ نام رمان: رز سرخ نویسنده:arefeh79 ?عارفه حمزه?|عضو انجمن نودوهشتیا ژانر:عاشقانه_اجتماعی_تراژدی ساعات پارت گذاری:نا معلوم هدف: توی دنیای ما همه فکر میکنن فقط عشق وقتی به وجود میاد که یه پسری از یه دختری خوشش میاد و به دختره نزدیک میشه و دختره هم عاشقش میشه. اگه […]

401 بازدید
بازدید : 401 بازدید
دانلود رمان عبور از تاریکی ?بسم الله الرحمن الرحیم? نام رمان: عبور از تاریکی نویسنده: narjesrajabiکاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:اجتماعی،عاشقانه. هدف از نوشتن:اعتماد بیش از حد به ضرر آدم تموم می شه،مسائل کلی که در اجتماع اتفاق می افتد. تایم پارت گذاری: نامعلوم خلاصه داستان: اعتماد گاهی اوقات به نفع آدم […]

2196 بازدید
بازدید : 2196 بازدید
دانلود رمان پرستار عاشق خلاصه: دختری آرام و پاک از جنس نسیم ، پسری زخم خورده از جنس تنفر و غرور ، عشقی که قلب دو فرد متفاوت را بهم پیوند زد ، اما دست سرنوشت انگار تازه داشت سختی هایش را به روی آنها می آورد …. مقدمه : […]

45 بازدید
بازدید : 45 بازدید
رمان ناجی قسمت بیست و هشتم فصل ۱۵ روز افتابی اما مه داری بود چمن های سبز روشن… حشره هایی که در هوا پرواز می کردند… برگهای شاخه های افتاده درخت های بید …همگی طوری به نظر می رسید گویی از پشت فیلتر لنز یک دوربین دیده می‌شدند فنجان چینی […]

59 بازدید
بازدید : 59 بازدید
رمان ناجی قسمت نوزدهم ملحفه‌ها از رویم کشیده شدند . چشمهایم به سرعت باز شدند….. اولین فکرم این بود که : زنجیر در را شکسته می دانستم اوست می دانستم چون اتاق پر از گرمایی ویبره کننده و سوزان شده بود زمزمه کردم _ نایت___ اما به محض اینکه دهانم […]