دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
  • دانلود رمان
    دانلود رمان
دانلود-رمان-پارمین-برای-کامپیوتر-و-اند

دانلود رمان پارمین

نام رمان: پارمین

نویسنده: آذرمیدخت

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۸۸

دانلود رمان پارمین از آذرمیدخت به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان

مقدمه:

پارمین دختر یه خانواده ی کوچیک و از لحاظ مالی متوسط.. پدرش برای یه معامله ی بزرگ دست به فروش خونه، ماشین و همه ی داراییش میکنه. از قضا شریک پدر کلاه بردار از آب در میاد و تمام داراییش رو بالا می کشه و فرار می کنه. شرایط خونه خیلی سخت می شه، یه شبه همه چیزشون رو از دست میدن و پارمین برای نجات خانوادش تصمیم بزرگ و خطرناکی می گیره که…

دانلود نسخه PDF

فایل رمان پس از پرداخت بصورت مستقیم در اختیار شما قرار داده می‌شود.

پشتیبانی: ایتا | روبیکا

پیشنهاد ما:

دانلود رمان پرستار من به صورت pdf از doni.m و گ.شب

بخشی از رمان:

با عصبانیت روی تخت نشست .
– تو قول رنوی منو به اونها دادی … مگه نمی بینی که همیشه خدا تو تعمیرگاست … اونوقت می خوای با این پا شی
بری چالوس
– تو رو خدا پارمین خسیس بازی در نیار
– اصال اون ماشین لگن منو وجون شماها به جهنم .چطور می خوای به بابا بگی که می خوای با چند تا پسر گردن
کلفت بری شمال؟
پانیذ سرش را پایین انداخت و آرام گفت :
– گردن کلفت نیستن خیلی هم خوشتیپن
– دیگه بد تر پس گلوتم پیششون گیر کرده
پانیذ سرش را باال آورد .
– نه به خدا من کاری با هاشون ندارم فقط با فرزاد حرف میزنم …….خیلی پسر با شخصیتیه
– همون جوجه تیغیه نیست که اون سری باهاش بیرون رفته بودی …..منم دیدمتون کلی باهات دعواکردم
– آره خودشه ….. اون روز یکم موهاش رو فشن کرده بود
– خواهر من ،عزیز من این قدر ساده نباش .
– من ساده نیستم .خودت می دونی که تا حاال محل هیچ پسری نذاشتم ولی فرزاد فرق می کنه .ما ……..
پانیذ سرش را با شرم پایین انداخت .
– خجالت نکش حرفت رو بزن
– ما عاشق همیم
پارمین او را در آغوش کشید و موهایش را نوازش کرد.
– آخه مگه تو چند سالته که حرف از عشق می زنی موشی
– به خدا می دونم عشق چیه ، هوس چیه .مطمئنم ما عاشق همیم
دستهایش را قاب صورت او کرد .
– از کجا فهمیدی که عا شقته ؟
– خب خیلی چیز ها هست .مثال برام گل میاره ،شبها موقع خواب بهم اس ام اس شب بخیر می ده ، تو پارک که
باهاش را می رم نمی ذاره کسی چپ نگام کنه …….
بقیه حرف های او را پارمین نمی شنید . فقط به چهره معصوم او نگاه می کرد که در حال بلوغ بود ولی هنوز خبرش
به مغزش نرسیده بود و در دنیای بچگی سیر می کرد. باید وقت بیشتری برای او می گذاشت .
– پارمین حواست هست چی می گم
– آره … نظرت چیه این جمعه بریم پیک نیک
برق خوشحالی را در چشمهای پانیذ دید.
– اما این جمعه که قراره بریم چالوس … جمعه بعدی بریم

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات
  • Fatemeh
    28 آگوست 2020 | 12:25

    رمان خوبی بود ممنون از نویسنده😊

  • Saba
    8 سپتامبر 2020 | 18:52

    رمان خوبیه ارزش خوندن رو حتماااا داره

  • ساتی
    12 مارس 2022 | 07:34

    رمان خوبیه و واقعا ارزش مطالعه رو داره

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • adminسلام عزیزم با یکی از آدرس های پیشتیانی ذکر شده توی ایتا یا روبیکا ارتباط بگیر گل...
  • adminسلام عزیزم با یکی از راه های ارتباطی ذکر شده توی پست ارتباط بگیرید...
  • adminسلام توی انجمن ثبت نام کنید...
  • نننسلام رمان نوشتم چگونه براتون بفرستم...
  • سمیراسلام من واریز انجام دادم ولی نتونستم دانلود کنم...
  • محمدیمن رمان بچه بسیجی را خریداری کردم‌ولی فایلی دریافت نکردم...
  • adminلطفا با یکی از ادرس های پشتیبانی ایتا یا روبیکا زیر گزینه پرداخت ارتباط مستقیم ب...
  • شاه وردیمن دوبار پول پرداخت کردم ولی نتونستم فایل رمان رو دریافت کنم...
  • adminبا شماره 09904677308 توی روبیکا ارتباط بگیرید...
  • فاطمه نصیریسلام من امروز صبح این رمان رو خریدم اما قبل از اینکه دانلود بشه اینترنت ما قطع ش...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.