دانلود رمان رز وحشی از فاطمه صداقت زاده کاربر نودهشتیا

دانلود رمان رز وحشی از فاطمه صداقت زاده کاربر نودهشتیا
*از رمان های مسابقات هاگوارتز انجمن نودهشتیا*
نام رمان: رز وحشی
نویسنده: فاطمه صداقت زاده
ژانر : عاشقانه خونآشامی، درام فانتزی
خلاصه رمان رز وحشی از نودهشتیا:
پنهان از دید انسانها و زیر برج و باروهای کاخ سنگی مخوف، قبایل خونآشام قرنهاست که با پیوندهای شکننده سیاسی و سنتهای خونین حکمرانی میکنند. سنت و اصالت حرف اول را میزند و تنها کسی لیاقت رهبری را دارد که خون ومپایر بزرگ در رگهایش جریان داشته باشد.
در میان این دنیای استوار بر رسومات کهن، شاهزاده مارکوس، وارث تاج و تخت ومپایر بزرگ و حافظ اجماع قبایل خوناشام در آستانه ازدواجی سیاسی برای اثبات پایبندی خود به رسومات و تحکیم قدرت است؛ اما زندگی او با ملاقات تصادفی رُزا، دختری از جنس آدمیان دچار تحول و دگرگونی میشود. حال او با سرنوشتساز ترین لحظات زندگی خود رو به روست. تابو شکنی توسط کسی چون او میتواند دریایی از خون را به راه بیاندازد.
برترین رمان های درحال تایپ:
بخشی از رمان رز وحشی:
پارت اول
در دل جنگل سیاه نفرین شده، در کاخ سنگی باستانی، پشت پردههای سرخ ضخیم در اتاقش نشسته بود و کتاب زندگینامهی فرمانروایان بزرگ قبایل خونآشامها را مطالعه میکرد. از نوجوانی این برنامهی هر روزهاش بود.
ناگهان درب اتاق با شدت باز شد و محکم به دیوار کوبیده شد. خفاش سیاه کوچکی در آغوشش پرت شد، از روی لباسش سر خورد و پایین افتاد.
توماس، پیشکار وفادارش به شمایل خوناشامی خود بازگشت و نفس نفس زنان گفت:
– عالیجناب، پیداش کردن عالیجناب!
مارکوس کتابش را بست و گفت:
– چی رو پیدا کردن؟
توماس با حالی پریشون به چشمهای سرخش زل زد و گفت:
– یاقوت گمشده رو عالیجناب، یاقوت رو پیدا کردن!
به گوشهایش اطمینان نداشت. یاقوت سرخ؟ تکهی گمشدهی تاجش؟
کتاب را روی میز انداخت و بیدرنگ به سمت تالار تشریفات حرکت کرد. توماس هم شنل به دست به دنبالش میدوید.
قبل از آن که پردههای ایوان تالار را کنار بزند توماس شنل را بر سرش انداخت و به گوشهای دور از پنجره پناه برد. از ایوان این تالار تمام قلمروی تحت امرش را میتوانست دید. جلوی دروازه قیامت بود.
بوی آن آدمیزاد را از آنجا احساس میکرد. به خفاش تبدیل شده و به آن سمت پرواز کرد. گونتر، فرماندهی شجاع و دوست دیرینهاش سوار بر اسب جلوی کاروان حرکت میکرد. پشت سرش یک قفس چوبی بزرگ را دو اسب میکشیدند.
سربازهای گونتر با نیزه و شمشیر دورش را گرفته بودند.
https://98iiia.ir/?p=4015
لینک کوتاه مطلب: