دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
Rate this post
two-parallel-lines

دانلود رمان دو خط موازی‌

رمان: دو خط موازی
نویسنده: فاطمه رنجبر
ژانر: عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان عاشقانه دو خط موازی‌ از فاطمه رنجبر به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:

قصه‌ای از بایدها و نبایدها، مثال دو‌کفه‌ی ترازو که یک‌ کفه پر از عشق و وفاداری و یک کفه پر از آرزو و امید؛ آغشته شده به درد و دوری!
داستان ما در مورد یک زندگی رو به پایان هست. زندگی‌ای که کفه‌های آرزو و امیدش پر شده از خودخواهی و غرور؛ فقط با تلنگری از ترازو جدا خواهد شد تا جایی که زن و مرد قصه، راه‌حلی جز جدایی به ذهنشون نمی‌رسه؛ ولی بخاطر وجود وزنه کوچکی (بنام فرزند) که با قدرت بی نظیرش اجازه افتادن کفه‌ها را نمی‌دهد. آن‌ها همچنان به زندگی خود ادامه می‌دهند. تا جایی که سرنوشت به قلم خدا چیز دیگری برای زن قصه رقم می‌زند، چیزی که او را بر سر یک دو راهی قرار می‌دهد.
شروع و پایان این قصه ممکن است سرنوشت خیلی از زندگی های امروز ما باشد، پس پیشنهاد می‌کنم از اول داستان با رمان عاشقانه‌ی من همراه باشید.

پیشنهاد ما:

دانلود رمان آسمان سرخ به صورت pdf از seta._rh(ستایش خطیبی)

بخشی از کتاب:
بعد از رسوندن مانلی به سمت مغازه ام رفتم، تو پاساژ یه مغازه کوچیک لوازم آرایشی داشتم، با هیچ کدوم از آدم های مغازه های دور و برم برخوردی نداشتم و حتی سلامیم که به کسی می کردم انقدر آروم بود که خودم هم به زور می‌شنیدم.
کلید رو تو قفل چرخوندم و مغازه رو باز کردم، بی حوصله کیفم رو روی صندلی انداختم و چراغ های مغازه رو روشن کردم و تا خواستم بشینم سر و صدای بیرون کمی متعجبم کرد، کنجکاو شدم بدونم بیرون چه خبره! چشم ریز کردم و یکم سرم رو کج کردم،صدا از مغازه روبرویم بود که چند وقتی می شد خالی بود ولی انگار بالاخره بختش باز شده بود و دو سه تا پسر جوون که به زور بهشون هفده هجده سال می‌خورد با سر و صدا مشغول چیدن دکور مغازه بودن، سر در نیاوردم که قراره چه مغازه ای باز شه! شونه بالا انداختم و روی صندلی نشستم، موبایلم رو دستم گرفتم و رفتم تو اینستا، تنها سرگرمی که اگه نبود واقعا به مرز جنون می‌رسیدم.
سرم تو گوشیم بود داشتم به کلیپی که زهرا برام فرستاد نگاه می کردم که یه صدای خندون و پر انرژی من و از دنیای مجازی بیرون آورد.
– سلام عرض شد.
اخم ریزی رو پیشونیم نشست ولی به اجبار لبخند زدم و گفتم:
– سلام خوش اومدید، بفرمایید؟
وقتی نگاهم رو دید ابرو بالا انداخت و گفت:
– ببخشید شما سطل و تی دارین بهمون قرض بدین؟ ما همسایه روبروتونیم پسرخاله‌ام اینجا مغازه باز کرده.
سرم رو تکون دادم و سعی کردم آروم برخورد کنم راستش خیلی از نگاهش بدم می‌اومد نگاهش من و یاد کسی می انداخت که ازش بدم میومد ، بر عکس اون بچه ها این سنش بالاتر بود، می‌خورد بهش چهل سال رو داشته باشه.
– خوش اومدید انشالله براتون پر روزی باشه، بله دارم پشت دره می‌تونید بردارید.
لبخند چندشی رو لب هاش نشست و تعظیم کرد و گفت:
– مرسی بانو جان لطف عالی متعالی!
دوباره به اجبار لبخند زدم.
– خواهش می‌کنم.
سطل و تی رو برداشت و با همون لبخند از مغازه بیرون رفت، با رفتنش نفس راحتی کشیدم و سعی کردم اصلا نگاهم روبه اون سمت نچرخونم.
چون واقعا نگاه سنگینش داشت دیوونه‌ام می‌کرد و می‌دونستم باهاش آبم تو یک جوب نمیره.

توجه*
برای مطالعه فایل کامل شده این رمان به شماره درج شده پیام بدید!

۰۹۳۷۰۷۰۱۹۰۳
(ادمین سایت)

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار به صورت pdf از پریا.آ
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دو خط موازی‌
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: فاطمه رنجبر
  • ویراستار: تیم نودهشتیا
  • طراح کاور: G.Ha
  • منبع تایپ: انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=2820
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • دخترماه
    28 آگوست 2022 | 04:28

    قلم روان و جذاب👌🏻😍

  • Helia
    4 سپتامبر 2022 | 05:50

    به جرئت میتونم بگم یکی از بهترین رمان‌هایی بود که خونده بودم. هر چقدر رمان پیش میرفت بیشتر جذبش میشدم و میخواستم که سریع برم جلوتر، واقعا رمام زیبا با قلم جذابی بود.

  • سارا
    4 سپتامبر 2022 | 06:15

    سلام، تبریک میگم به این قلم قوی و داستان زیبایی که خلق کردی، امیدوارم همیشه و هما جا مثل آثاری که نوشتی بدرخشی😉❤

  • رویا
    4 سپتامبر 2022 | 12:15

    بقیه اش رو نمیزارین؟

    • d d
      5 سپتامبر 2022 | 09:08

      آخر پست ذکر شده چجوری خریداری کنید.

  • E.A
    4 سپتامبر 2022 | 12:20

    واقعا زیبا بود و امید وارم که در هر عرصه و هر حالتی از زندگی قلم نویسند گی رو بر زمین نگذارید و همیشه موفق و کامیاب باشین

  • ستاره
    4 سپتامبر 2022 | 12:24

    دو خط موازی شاید شبیه به داستان زندگی خیلی از ماها باشه که تجربه اش کردیم داستانی که از دل جامعه منشا میگیره فوق العاده بود و من واقعا از خوندنش و وقت گذاشتن براش لذت بردم

  • سوسن
    4 سپتامبر 2022 | 12:25

    عالی بود مثل همیشه
    🥰😍😘👍

  • فهیمه
    6 سپتامبر 2022 | 10:56

    خیلی رمان زیبایی بود انگار واقعیه با خوندن هر کلمه و هر جمله ای از کتاب حس کردم دارم داستان زندگی خودمو میخونم واقعا مشکلات امروزی خانواده ها رو زیبا تصویر سازی کرده بودی
    جرو بحث والدین و متاثر شدن فرزند تنها کسی که از جدایی پدر و مادر بیشترین ضربه رو متحمل میشه خسته نباشی نویسنده عزیز

  • هانیه
    6 سپتامبر 2022 | 11:04

    در نخست باید بگم نوشتن و نویسندگی جرات شجاعت میخواد و این شجاعت شما در به تصویر در اوردن دیگاه نظریات و افکارتان ستودنیه و بعد باید بگم که رمانتون عالی و فوق العاده بود و من خوشحالم که وقتم رو برا همچین رمانی صرف کردم

  • فریده
    6 سپتامبر 2022 | 11:07

    رمانت اسم خیلی قشنگی داره که شایسته خود رمانته خیلی خوب و عالی نوشتی دمت گرم

  • مرسل
    6 سپتامبر 2022 | 11:10

    فاطمه جون فوق‌العاده‌ ای خیلی خیلی خسته نباشی واقعا گل کاشتی از هر نظر رمانتو دوست داشتم و عاشقش شدم 🥰🥰

  • پری
    6 سپتامبر 2022 | 11:11

    عالی بود نویسنده جون به امید پیشرفت بینهایتت 🤗👍👍

  • سانیا
    6 سپتامبر 2022 | 13:38

    دوخط موازی با اسمی تامل برانگیز که حوید کتابی بامفهوم رو بهم می داد وهمینطورهم بود و از خوندن این کتاب پشیمون نیستم به امید موفقیت بیشتر نویسنده

  • Fateme71
    6 سپتامبر 2022 | 17:25

    مرسی از همه دوستان که برای رمانم وقت گذاشتین خیلی برام عزیزید مرسی از نگاه زیباتون❤️❤️❤️

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<>
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • Niloufarخوشمل بودش...
  • fgسلام عزیزم،گلم رمانت بیش از اندازه ایراد داشت واقعا چرت و مزخرف بود نمی‌خوام بهت...
  • fgوای عزیزم رمانت خیلی دچار کم کاستی بود و دور از واقعیت و بی‌ش از اندازه چرت بود،...
  • Gemmaبرادر منهدم بالاخره اومد!😍 این رمان فوق العاده‌ست به شدت بهتون پیشنهاد می‌کنم:))...
  • Z.A.Dمرسی ماهی جون :))...
  • ماهیکراش ابدی اویس دل‌ها😍🤝 منتظر آثار بعدیت هستم جیگر😍...
  • معصومه خداییخیلی قشنگگهه😍😍😍😍...
  • معصومه خداییعالیههه😍😍😍😍...
  • Negin Hallafمرسی ماهی قشنگم، به زودی جلد دومش هم با یه داستان متفاوت می‌نویسم و تقدیم نگاه‌ه...
  • Negin Hallafوای حدیث جان، مچکرم ازت عزیزم خوشحالم که با منهدم ولی خاطره‌سازی کردی♡...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.