نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آن نیمه دیگر برای اندروید

دانلود رمان آن نیمه دیگر برای اندروید

دانلود رمان آن نیمه دیگر برای اندروید

نفسمون بالا نمی اومد… رضا برای استقبال دم در اومد. یه پسر چشم ابرو مشکی بود که موهای خرمایی تیره داشت، قدش متوسط بود و خوش تیپ بود.صدای موزیک از در باز خونه بیرون می اومد… مگه من و آوا چه قدر دیر کرده بودیم؟آوا مشتی به بازوی رضا زد و گفت:اینم خونه ست تو گرفتی؟

نفسم بالا نمی یاد. چی بگم به تو با این سلیقه ات؟رضا در حالی که میخندید گفت:تو اصرار داشتی که نزدیک مامان و بابات باشی.آوا ابرو بالا انداخت و گفت:من گفتم؟ تقصیر من ننداز!تو دلم گفتم:آره عمه ی من گفته بود! قضیه ی همون ۲۰۶ست.رضا دستشو دور کمر آوا انداخت و با هم وارد خونه شدن. با خنده گفتم:رضا! خب یه سلام میکردی!رضا نگاه معنی داری بهم کرد و گفت:چشمم به خانومم افتاد همه چی یادم رفت… شرمنده! ولی ما با هم از این حرفا نداشتیم.دست دادیم و پشت سر اون دو نفر وارد خونه شدم. اولین بار بود که خونه ی رضا رو می دیدم… در واقع داشتم خونه ی بخت آوا رو بدون جهیزیهاش می دیدم. کف خونه پارکت بود. رنگ دیوارها یه کم تیره بود و می دونستم که آوا حتما خونه رو رنگ می کنه.

https://98iiia.ir/?p=508
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Ghazale : برای چی نمیشه دانلود کرد؟...
  • Elizabeth : سلام من میخوام عضو تیم طراحی کاور بشم کارمم خوبه نمونه دارم باید چیکار کنم...
  • Maede : دوسش داشتم خوب بود...
  • ناصری : رو دست نداره عالی بود دم نویسنده گردم...
  • zahra : خیلی خوب بود...
  • H.r : اخرش چرا اینجوری تموم شد؟ینی نرسید بهش؟😕...
  • عاطفه : رمان خوبیه اما نویسنده‌ی محترم لطفا در رمان های آتی از برداشت صحنه های تکراری از...
  • سلین : حرف نداره عالیه...
  • r. r : معررررررکست این رمان...
  • سیه نا : کسی میدونه جلد دومش کی میاد؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.