دانلود رمان اگه گفتی من کیم؟

نویسنده: طباطبائی

ژانر: عاشقانه، طنز

تعداد صفحات: ۴۷۵

مقدمه:

بهار دختر شیطون و سرزنده ای هست که زندگی رو هرطور که دلش می خواد می گذرونه، همه چیز خوبه تا اینکه پدربزرگ بهار اون رو مجبور به یه عمر خطیر می کنه. و اون اجبار چیزی نیست جز ازدواج اجباری، اون هم با کسی که بهار تا به حال حتی ندیدتش…

اینکه بهار با روحیه ی شادش چیکار می کنه رو باید خوند!!

بخشی از داستان:

۳۰٫۸ شب اومدم خونه بابامم هنوز نیومده بود
خونه هم ماشاالش باشه از تمیزی برق میزد بله دیگه ناسالمتی شوورم داره میاد
پاتوق اصلی مامانم پای تلفنه از در که وارد شدم دیدم بله خانوم کجاست؟
-سالم عشقم تلفن سوخت یه ذره نفس بکش هوا کم نیاری؟
مامان-عزیزم گوشی دستت
دستشو گذاشت دهنه ی گوشی یه نگاه خبیثانه بهم کردو…..
-سالمو درد صداتو بیار پایین مهناز)دوسته مامانم(میشنوه صدا که نیست انگار سیستم
ماشین رو حنجرش بستن
-خو تن صدام باالس مگه دسته منه
+سریع رفتم تو اتاقم لباسام رو عوض کردم اومدم تو حال رو کاناپه دراز کشیدم کنترل
تی وی رو برداشتم شروع کردم به زیرورو کردن ماهواره
بعد نیم ساعت مامان رضایت دادو تلفنو قطع کرد
-خب چه خبرا مهنازی خوب بود؟
مامان-۱۰۰ دفعه گفتم نگو مهنازی مگه هم سنته این جوری صداش می کنی؟
مامان-یه خاله مهنازی،مهناز جونی،جهنمو ضرر مهناز خانومی واال کشمشم دم داره￾اون خودش حرفی نمی زنه شما جاش ناراحت می شی؟حاال مگه چی گفتم؟
۱۹سال ازم بزرگتری این افکاره بزرگونت منو کشته￾باشه بابا دیگه نمی گم گاهی یه گیرای بنی اسراییلی میدی که شک میکنم واقعا فقط
+ما بین کل کالی ما یک اهنگ شاد قر دار پخش شد منم بی جنبه…..
مامان داشت میرفت wc
طبق عادت خودمو از رو کاناپه انداختم زمین یه جیغ زدم
+طفلی چنان از جاش پرید که دلم براش سوخت￾مامان
مامان-وای خدا مرگم نده چی شد؟؟؟؟
-هان؟؟؟هیچی خواستم بگم تو دست بزن من برقصم)قیافمو مظلوم کردمو سرمو
انداختم پایین(
مامان- ای درد نگیری بچه منو کشتی تو
+سریع اومد سمتم گفتم االنه که بکوبه تو گوشم به فاصله ی ۱ قدمیم وایساد شروع
کرد به رقصیدن

پیشنهاد سایت نودهشتیا:

دانلود رمان کشتی پهلو گرفته برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان روی ماه خداوند را ببوس برای کامپیوتر و اندروید

 

باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!