ErrorException Message: Argument 2 passed to WP_Translation_Controller::load_file() must be of the type string, null given, called in /home/iiiair/public_html/wp-includes/l10n.php on line 838
https://98iiia.ir/wp-content/plugins/dmca-badge/libraries/sidecar/classes/دانلود رمان خونبها به صورت pdf از عارفه حمزه - دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان

قالب و افزونه وردپرس

4.4/5 - (27 امتیاز)
دانلود رمان خونبها

دانلود رمان خونبها

نام رمان: خون بها

نویسنده: عارفه حمزه

ژانر: عاشقانه_اجتماعی_درام

دانلود رمان اجتماعی خونبها از عارفه حمزه به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان

خلاصه: داستان درباره دختر پولداریه که فوق العاده مهربون و شیطونه…دختر توی بالکن اتاقش یه نفر رو میبینه که زندگی اشو تغییر میده و مشکلات زیادی براش به وجود میاره…

پیشنهاد ما:

دانلود رمان به یادت بیاور (جلد اول) به صورت pdf از غزل محمدی

بخشی از کتاب:

رو کنار زدم و نور وارد اتاق شد. جلوی نور خورشید کش و قوسی به خودم دادم.رو به روی آینه قدی اتاقم ایستادم و موهای موج دارم رو شونه زدم. موهام خیلی مشکی و براقه ولی رنگ تیره اش خسته کننده اس. چشمای آبی تیله ای رنگم که پف کرده بود رو چند بار باز و بسته کردم. رنگ چشمام ترکیب آبی و یکمی عسلیه. رنگ عجیبیه. از گرمای تبی که داشتم لپای سفیدم گل انداخته بود. چندتا ضربه آروم به دو طرف صورتم زدم. خیلی گرمم بود. روی تخت ولو شدم و با تلفن کنار تختم به مامان زنگ زدم. نمیتونستم برم پایین و بهش بگم تب دارم. نگاهمو تو اتاقم چرخوندم. یه دکور کاملا سفید و صورتی کم رنگ. یه اتاق کامل و بدون نقص.

بیحال روی تخت خوابیده بودم که مامان نگران پرید توی اتاق و گفت: پری مادر چت شده؟ خوبی؟

با صدای گرفته گفتم:فکر کنم سرما خوردم مامان…

مامان قرص سرماخوردگی بهم داد و یه کاسه سوپ هم به زور ریخت تو حلقم و نوش جان کردم و خوابیدم تا عصر.

از سر و صدای توی کوچه بیدار شدم. حالم بهتر شده بود دیگه سرم سنگین نبود. رفتم سمت پنجره. یه خونواده جدید اومده بودن و داشتن به خونه رو به رویی مون اسباب کشی میکردن. قبلا توی این خونه یه پیرزن و پیرمرد زندگی میکردن

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان سرپناهی دیگر به صورت PDF از غزل محمدی
  • اشتراک گذاری
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=434
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • 9 مارس 2022 | 11:48

    سلام عارفه جان، لحن رمان عالی بود و در کل هم بی عیب و نقص بود.

  • سحر
    15 مارس 2022 | 06:14

    عارفه حان رمان قبلیتون رو هم دیدم خیلی ازش خوشم اومده بود و جذبش شدم و مشتاق خوند همچنین رمانی شدم،
    خوشحالم کع با نویسنده خوش قلمی‌مثل شما اشنا شدم.

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<> DMCA.com Protection Status
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • زهرااین رمان یکی از بهترین رمان هایی بود خوندم هیچ جا شبیهش پیدا نمیشه...
  • راحلهسلام.فصل دوم کی اماده میشه؟داستان قشنگیه...
  • یارایکی به من بگه لینک دانلود کدوم گوریه؟...
  • آلمارمان جذابیه منتظرش بودم...
  • الیبهترین رمانی بود که خوندم لطفا سریعتر فصل دومشو بزارید...
  • رهاخیلی عالی...
  • مریماسم جلد دومش چیه؟...
  • lvdlعالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ترین رمانی بود که خ...
  • دلیبعد از اینهمه وقت رمان خوندن تازه فهمیدم قلم خوووب یعنی چی فک کنم سخت ترین کار پ...
  • ALBAهنوز نخوندم ولی به نظرم خوبه :)...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.