نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان رمان بد قدم برای اندروید

دانلود رمان رمان بد قدم برای اندروید

دانلود رمان رمان بد قدم برای اندروید

است. سحر یکی دو باراو را در جلسات قرآن دیده بود. ازدواج کرده بود اما بچه دار نمی شد.اسم شوهر ثریا خانم را به یاد نمی آورد به نظرش یا جواد بود یا مهدی. اما در آن شرایط تنش زا سعی کرد خیلی برای به یاد آوردن اسم او انرژی صرفنکند. یک مرد مسن بود. مثل آقاجانش شصت تا شصت و پنج سال داشت. به گفته آقاجان در بازار فرش فروشی داشت مثلآقاجان. دلش می خواست نگاهی هم به پسرشان بیندازد اما هم استرس داشت هم می ترسید کسی اورا در حال دید زدن

خواستگارش ببیند. در همین حال صدای ثریا خانم را شنید که گفت:”پوران خانم جون بگو عروس گلم بیاد بنشینه. هر چی باشه داریم در موردآینده این جوونا حرف میزنیم. بهتر نیست که خودش هم باشه؟” خانم جان در تصدیق حرفاو گفت:” سحر جان.مادر یه سینی چایی بریز بیار.” سحر با خودش فکر کرد چه جمله کلیشه ای وتکراری! انگار توی همه خواستگاری ها مادر عروس باید این جملهرا بگوید حتما بعد از این هم می خواهند بگویند “بریم سر اطل مطلب”سحر با سینی چای وارد اتاق شد و بعد ازپذیرایی کنارخانم جان نشست. ثریا خانم رو به شوهرش گفت:”جواد آقا بهتره شروع کنیم” جواد آقا رو به آقاجان کرد و گفت:”خب محمد آقا بهتره بریم سر اطل مطلب.” سحر با تمام وجود سعی کرد جلو خنده اش رابگیرد. حرفهایی زده شد که به نظر سحر در همه ی خواستگاری هامی زنند.مثل خواستگاری صبا. البته با این تفاوت که آن موقعکم سن و سال بود و بالای پله ها فال گوش ایستاده بود. با صدای جواد آقا از خاطراتش بیرون آمد و شنید که گفت:”بهتر نیست این دو تا جوون برن کمی با هم حرف بزنن؟” آقاجان که انگار خوشش نیامده بود جواب داد:”اگه قسمت هم باشن تا آخر عمروقت دارن با هم حرف بزنن” سحر که خودش هم تمایلی به این کار نداشت از جواب آقاجان خوشش آمد. نه این که از پسر ثری

 

https://98iiia.ir/?p=516
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • Pari
    یکشنبه 22 دسامبر 2019 | 6:38 ب.ظ

    لطفا تعداد صفحات رو بنویسید

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Ghazale : برای چی نمیشه دانلود کرد؟...
  • Elizabeth : سلام من میخوام عضو تیم طراحی کاور بشم کارمم خوبه نمونه دارم باید چیکار کنم...
  • H.r : اخرش چرا اینجوری تموم شد؟ینی نرسید بهش؟😕...
  • سلین : میشع بپرسم چطوری دان کنم؟...
  • سیه نا : کسی میدونه جلد دومش کی میاد؟...
  • rezvan : سلام خوبه...
  • Mahdis : چرا انقدر شخصیت های رمانش کراشن اخه...
  • :)سوجی : تومار نوشتید.(: ۲_شما با این همه انتقاد نمیخوندینش دیگه هرچند که نظراتتون قبول د...
  • فاطمه : جلد دومم هم داره؟...
  • :) : میشه راهنمایی کنین چطوری رمانم رو توی سایتتون به اشتراک بذارم؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.