نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان ناژاهی برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان ناژاهی برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان ناژاهی برای کامپیوتر و اندروید

داستان کوتاه

خلاصه: کسی از من نپرسید که آیا حاضرم زن مردی باشم که نفرت و کینه جزئی از وجودش بود!

کسی نگفت که از او می ترسی یا نه!

کسی نپرسید که دوستش داری یا نه!

طناب دار از گردن برادرم باز شد تا من عروس خونبس باشم !

پیشنهاد ما

رمان میعادگاه باران کجاست؟ | شوالیه ماه کاربر انجمن نودهشتیا

رمان هابیل و قابیل | آرتین کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از متن رمان

اصلاً همان بهتر که چیزی نمی بیند !

سلام می کنم و سینی را روی زمین می گذارم .

– علیک سلام . بگو ببینم چی بار گذاشتی امروز .. ها ؟

شاه بی بی می پرسد . استکان چایش را برمی دارد .

سرم را پایین می اندازم .

– چی بذارم بی بی ، شما بگو
– تنورچه بلدی ؟
– بلدم

هم زمان با تکان دادن دستش صدای النگوهای طلایش در می آید .

با اخمی ظریف دستش را دراز می کند .
پتویی که روی نوزاد انداخته را تا زیر چانه اش بالا می کشد .

– تازه الان می پرسی چی بار بذارم ! پناه بر خدا . خوبه تو عروس من نشدی

برای خودش لقمه می گیرد و توی دهانش می چپاند .

– هنوز که اینجایی . دست بجنبون دختر

می گوید و لیوان شیر را دست مادر می دهد .
صدایم انگار از ته چاه در می آید .

– چشم بی بی . الان می ذارم

پوزخند معنا داری می زند .

دوباره به آشپزخانه برمی گردم . گلویم خشک شده .
برای خودم چای می ریزم .

دست می جنبانم تا قبل از صلات ظهر تنورچه آماده شود .

– بیشترش کن دختر . دم ظهر که شد یه بشقاب پُر کن بده بچه ها ببرن اونور

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر نودهشتیا

دانلود رمان رفت اما این پایان نیست نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: ناژاهی
  • ژانر: عاشقانه, تراژدی
  • نویسنده: آذر اول
  • d d
  • 5,474 بازدید
https://98iiia.ir/?p=1340
لینک کوتاه مطلب:
تبلیغات
تبلیغات
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.