ErrorException Message: Argument 2 passed to WP_Translation_Controller::load_file() must be of the type string, null given, called in /home/iiiair/public_html/wp-includes/l10n.php on line 838
https://98iiia.ir/wp-content/plugins/dmca-badge/libraries/sidecar/classes/دانلود رمان تو را در بازوان خویش خواهم دید, رمان تو را در بازوان خویش خواهم دید نودهشتیا,
دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان

قالب و افزونه وردپرس

4.7/5 - (7 امتیاز)

دانلود رمان تو را در بازوان خویش خواهم دید برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان تو را در بازوان خویش خواهم دید برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان تو را در بازوان خویش خواهم دید برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان جنایی
خلاصه: در تب دوست داشتنت، خیس عرق شدم و باز از دویدن به سوی تو دست نکشیدم. عشق یواشکی‌مان به قدری ملس بود که نتوان دل کند از تو و هر چه اطراف تو پراکنده است. اما دنیا همیشه به کام آدمی نمی‌چرخد؛ به‌خصوص اگر عاشق هم باشی؛ که دنیا حسادتش بگیرد و هی سنگ جلوی پایت بیاندازد. من و تو اینقدری قوی هستیم که دوام بیاوریم تا با هم بودن؟

پیشنهاد ما
رمان یاکاموز | hanane.r 🌙 کاربر نودهشتیا
رمان افق طلایی | mahdiye11 کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان:
_مشکل منم اینه، فردا خودم تا بعد از ظهر کلاس دارم!
تا برسم خونه‌ی اونا، طول می‌کشه…
مامان افشان، نگاهی به بابا انداخت تا نظر او را بداند.
بابا سری تکان داد و خودش گفت:
_اشکالی نداره، اگه خودت خسته نمی‌شی و بهت فشار نمی‌آد، می‌تونی عصر بری ولی گفته باشم، شب نمی‌تونی بمونی خونشون!
با جمله‌ی اول، حسابی خوشحال شدم اما حتی فرصت نداد لحظه‌ای این خوشحالی دوام بیاورد.
_ اما آخه…
_اما و اگه، نداریم.
قبل از دوازده شب خودت رو می‌رسونی خونه!
کاچی، به از هیچی. همین هم غنیمت بود. مدت‌ها بود که نمی گذاشتند بعد از تاریکی هوا، بیرون بمانم.
_ باشه قول می‌دم به موقع برگردم.
از جا بلند شدم و با چاپلوسی، گونه‌ی هردو را بوسیدم.
به اتاقم رفتم و‌ برای اهورا نوشتم:
«حل شد، فردا می‌آم»
روی تختِ بزرگِ دو نفره‌ام، دراز کشیدم و هدفون را به گوش زدم.
قبل از پلی کردن آهنگ، اسم اهورا، روی صفحه‌ی گوشی‌ام نقش بست.
«آفرین دخترِ خوب، حالا یه بغل دیگه بده!»
عاشق لوس‌بازی‌هایش بودم.
روزی پانصدبار، از آدم بغل می‌خواست.
«چه‌قدر بغل آخه؟ دستامو کندی»
سریع جواب داد:
«مال خودمی، سیر نمی‌شم ازت»

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان پرستار عاشق
دانلود رمان تکیه گاه

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان مدار جبر از اسماء نادری به صورت PDF رایگان
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: تو را در بازوان خویش خواهم دید
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سامان شکیبا
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=1097
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • رضوان
    20 آگوست 2021 | 11:34

    خوبه خوشم اومد

  • ساتی
    18 مارس 2022 | 16:35

    آقای شکیبا واقعا رمان شما زیبا بود و مانند بقیه رمان های عاشقانه کلیشه نیود و فضا سازی خیلی خوبی داشته موید باشید نویسنده عزیز

  • فرانک
    18 مارس 2022 | 18:56

    جناب رمان خوب و قشنگی داشتید و هر خواننده ایی رو به خودش جذب کرده و مشتاقانه منتظر اتفاقات بعدی بودن ممنون از قلم خوبتون.

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<> DMCA.com Protection Status
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • زهرااین رمان یکی از بهترین رمان هایی بود خوندم هیچ جا شبیهش پیدا نمیشه...
  • راحلهسلام.فصل دوم کی اماده میشه؟داستان قشنگیه...
  • یارایکی به من بگه لینک دانلود کدوم گوریه؟...
  • آلمارمان جذابیه منتظرش بودم...
  • الیبهترین رمانی بود که خوندم لطفا سریعتر فصل دومشو بزارید...
  • رهاخیلی عالی...
  • مریماسم جلد دومش چیه؟...
  • lvdlعالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ترین رمانی بود که خ...
  • دلیبعد از اینهمه وقت رمان خوندن تازه فهمیدم قلم خوووب یعنی چی فک کنم سخت ترین کار پ...
  • ALBAهنوز نخوندم ولی به نظرم خوبه :)...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.