دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
Rate this post
روی-ماه-خداوند-را-ببوس-برای-کامپیوتر-و-ا

دانلود رمان روی ماه خداوند را ببوس

نام رمان: روی ماه خداوند را ببوس

نویسنده: مصطفی مستور

دانلود رمان روی ماه خداوند را ببوس از مصطفی مستور به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان

خلاصه:

یونس فردوس دانشجوی مقطع دکتری جامعه‌شناسی است و موضوع پایان نامه‌اش را بررسی دلیل خودکشی دکتر محسن پارسا، فیزیک‌دان برجسته‌ي معاصر، انتخاب کرده است. نامزد يونس، سایه نامی دانشجوی کارشناسی ارشد الهیات است و او هم در تکاپوی تنظیم پایان‌نامه خود با موضوع مکالمه‌ي خداوند با حضرت موسی است. یونس چند سال پیش وقتی در رشته‌ي فلسفه درس می‌خواند هم‌کلاسی به نام مهرداد داشت که به واسطه‌ي نامه‌نگاری‌اش با یک دختر آمریکایی به نام جولیا عاشق می‌شود و مدتی بعد به اين كشور مي‌رود. داستان از آمدن مهرداد بعد از سال‌ها دوری به ایران شروع می‌شود و یونس با خریدن چند گل ارکیده براي استقبال از او به فرودگاه می‌رود. مستور در اين داستان نشان مي‌دهد كه شک در همه‌ي امور انسان را به جهنمی می‌برد که هر فرد با دست‌هاي خود آن را براي خود و اطرافيانش مي‌سازد. شكي كه مي‌تواند به همه‌ي ابعاد زندگي روزمره‌ي آدم رسوخ كند و او را از مسير اصلي زندگي‌اش منحرف و به سوي تنهايي و عزلت بكشاند.

پیشنهاد ما:

دانلود رمان چراغ ها را من خاموش می کنم به صورت pdf از زویا پیرزاد

بخشی از کتاب:

به آپارتمان‌ام که می‌رسم شب از نیمه گذشته است. مهرداد را با همان حال به‌هم‌ریخته‌اش پیش مادرش گذاشته‌ام. هنوز در فکر جولیا و حرف‌هاش هستم. در فکر مهرداد. در فکر دختر چهار ساله‌ی مهرداد که حتی یادم رفت اسم‌اش را بپرسم. احساس می‌کنم بدن‌ام دارد داغ می‌شود. پنجره‌ها را باز می‌کنم و روی تخت‌خواب ولو می‌شوم. بعد آن‌قدر به دکتر محسن پارسا فکر می‌کنم تا خواب می‌روم. نمی‌دانم چه ساعتی‌ است که مثل دیوانه‌ها از خواب می‌پرم و می‌نشینم. گرما از چشم‌ها و دست‌ها و پیشانی‌ام بیرون می‌ریزد و تمامی‌ ندارد. چیزی، انگار تکه ذغالی یا خرمنی یا جنگلی از درون گر می‌گیرد. و پایانی ندارد. کله‌ام تا مرز ترکیدن باد می‌کند و باد می‌کند و ناگهان می‌پژمرد. عرق می‌کنم، عطش دارم و دوباره درد. انگار کله‌ام آماس می‌کند و فرو می‌نشیند. دست‌ام را به سمت لیئان دراز می‌کنم و لیوان دور می‌شود و دور می‌شود تا دل‌آشوبه‌ای غریب مرا از درون چنگ می‌زند. به پشت روی تخت‌خواب می‌افتم و فنرهای تخت‌خواب مرا پایین می‌برد و بالا می‌آوردو پایین می‌آورد تا می‌ایستاند. چه شب نحسی! چرا صبح نمی‌شود؟ دستمال خیسی روی پیشانی‌ام می‌چلانم. قطره‌ها سرازیر نشده، تبخیر می‌شوند و تب از پیشانی می‌گریزد. لبه‌ی تخت‌خواب می‌نشینم: پاها در آب. انگار چیزی مثل نسیم از کف پاها تا پشت ابروها می‌دود. بعد خنک می‌شوم. بعد داغ می‌شوم: تب و لرز. نکند می‌خواهم بمیرم؟ من که هنوز خودم را به جایی آویزان نکرده‌ام. باید قبل از مرگ در چیزی چنگ بیندازم. باید قبل از مردن ناخن‌هام را در خاک فرو ببرم تا وقتی مرا به زور روی زمین می‌کشند به یادگار، شیارهایی بر زمین حفر کرده باشم. باید قبل از رفتن، خودم را جا بگذارم. اگر امروز چیزی از خودم باقی نگذارم چه کسی در آینده از وجود من در گذشته باخبر خواهد شد؟

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان حکم اجباری به صورت pdf از افسانه روح پرور
  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=574
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • ساتی
    12 مارس 2022 | 07:23

    واقعا کتاب خیلی خوبی بود من یک روزه تمومش‌ کردم از بس قلم ایشون‌ زیباست، واقعا قابل مقایسه با بعضی ها نیست و کلا موضوع جالبی داشت

  • ساتی
    18 مارس 2022 | 22:10

    من نسخه چاپی رو خوندم و واقعا لذت بردم. کتاب اقلی مستور واقعا زیباست و شخصیت ها به خوبی بیان شدن در رمان. ب آرزوی موفقیت روز افزون

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<>
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • Niloufarخوشمل بودش...
  • fgسلام عزیزم،گلم رمانت بیش از اندازه ایراد داشت واقعا چرت و مزخرف بود نمی‌خوام بهت...
  • fgوای عزیزم رمانت خیلی دچار کم کاستی بود و دور از واقعیت و بی‌ش از اندازه چرت بود،...
  • Gemmaبرادر منهدم بالاخره اومد!😍 این رمان فوق العاده‌ست به شدت بهتون پیشنهاد می‌کنم:))...
  • Z.A.Dمرسی ماهی جون :))...
  • ماهیکراش ابدی اویس دل‌ها😍🤝 منتظر آثار بعدیت هستم جیگر😍...
  • معصومه خداییخیلی قشنگگهه😍😍😍😍...
  • معصومه خداییعالیههه😍😍😍😍...
  • Negin Hallafمرسی ماهی قشنگم، به زودی جلد دومش هم با یه داستان متفاوت می‌نویسم و تقدیم نگاه‌ه...
  • Negin Hallafوای حدیث جان، مچکرم ازت عزیزم خوشحالم که با منهدم ولی خاطره‌سازی کردی♡...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.