
دانلود رمان باغ آلبالو
نام رمان: باغ آلبالو
نام نویسنده: هاله نژاد صاحبی
ژانر: عاشقانه
دانلود رمان باغ آلبالو از هاله نژاد صاحبیبه صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان
خلاصه:
همهچیز از یک اجبار آغاز میشود. از یک قرار بیست ساله. عهد نانوشتهای که سالها پیش بین دو برادر گذاشته شده، زندگی داراب و آذین را بهم گره میزند. اما… گرهای با طناب پوسیده!
دانلود نسخه PDF
فایل رمان پس از پرداخت بصورت مستقیم در اختیار شما قرار داده میشود.
پیشنهاد ما:
برشی از رمان:
با وجود آن که از دیدن آذین، آن هم پشت در غافلگیر شده بود، اما به روی خودش نیاورد و در سلام گفتن پیش قدم شد. با صدای داراب، آب دهانش را قورت داد و کوتاه زمزمه کرد:
– سلام. حالت خوبه؟
سینی چای را از دست آذین گرفت و همزمان جواب داد:
– اوهوم.
توقع داشت بعد از دیدن بی حوصلگیهایش برود، اما برعکس…
نگران نگاهش کرد و گفت:
– خوب نیستی… چیزی شده؟
سینی را روی میز عسلی گذاشت و به سمتش چرخید. دستهایش را داخل جیب شلوارش فرو برد و با نگاهی که سرد بودنش، کاملا هویدا بود، جواب داد:
– خوبم!
سردی کلام و رفتارهای داراب، بیش از حد شوکهاش کرده بود. هیچگاه با او این چنین رفتار نمیکرد. داراب همواره بهترین رفیق و پشتیباناش بود.
همواره… از همان کودکی تا به الان! در بدترین شرایط و بی حوصلهترین شرایط هم که بود، باز هم برایش وقت میگذاشت. اما حالا…
داراب خشک و سرد رو به رویش، ذرهای شباهت به داراب گذشته نداشت. مِن مِن کنان نگاه ناباوری به داراب انداخت و زمزمه کرد.
– من… کاری کردم که… ناراحت شدی؟ نکنه چون، دیر اومدم از باغ….
امروز بمب باروت بود و آذین زمان بدی را برای گفتگو انتخاب کرده بود. پوزخندی زد و بی رحمانه جواب داد:
– تو چی فکر کردی آذین؟ چرا باید به خاطر تو ناراحت بشم؟ چی هستی غیر از یه دخترعمو که رفت و آمدت برام مهم باشه؟ به من چه که کی میری باغ و کی برمیگردی؟
بی توجه به نگاه اشکآلود و مبهوت آذین، دستی بین موهایش کشید و نفسش را به بیرون فوت کرد.
خودش هم میدانست که زیادهروی کرده است اما حوصله کوتاه آمدن هم نداشت.
خیلی موضوعش جالب بود