برگزیده ای از لیست رمان های پر فروش سال که اطمینان خاطر می رود از خرید و دانلود آن پشیمان نشوید. برای دسترسی آسان شما عزیزان فایل ها به صورت pdf قرار گرفته اند.
هم اکنون با مراجعه به صفحهٔ مد نظر شاهد لذت بخش ترین اثاری از نویسندگانی باشید که با قلمی حرفه ای شما را جادو می کنند.

دانلود رمان تتو (کنیزخان) از نگار_ب نودهشتیا

دانلود رمان بلیز از مهدخت مرادی و فرزانه شورکی

دانلود رمان غیث از مستانه بانو نودهشتیا

دانلود رمان رگ پنهان از عالیه جهان بین

دانلود رمان از کفر من تا دین تو نودهشتیا
دانلود رمان بهادر نوشته مریم مویدی از نودهشتیا
💚رمان #بهادر
🍀نویسنده : #مریم_مویدی
🍀ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #کلکلی
💚خلاصه :
در مورد یه مرد جوون خودساخته هست که به عشق و عاشقی اعتقادی نداشته تا اینکه اونم یه روز عاشق میشه اون هم عشق در نگاه اول.. بهادر اون دخترو از پدرش خواستگاری میکنه و قول و قرار عقد هم گذاشته میشه اما چند روز مونده به عقد میفهمه که اون دختر…
دانلود رمان بهادر نوشته مریم مویدی از نودهشتیا


دانلود رمان گرگم به هوا با فرمت PDF

دانلود رمان بد خوب بصورت pdf

دانلود رمان میوه ممنوعه بصورت pdf

دانلود رمان شرعی ولی غیر قانونی با فرمت PDF نودهشتیا

دانلود رمان میکائیل به صورت PDF نودهشتیا

دانلود رمان دلبر کوچک وحشی اثر یاسمین یوسفی نودهشتیا
دانلود رمان دلبر کوچک وحشی به قلم یاسمین یوسفی با لینک مستقیم
دانلود رمان دلبر کوچک وحشی… دختر شاد و شنگولی به نام ترگل که با پدرش زندگی میکنه و داخل دانشگاه با استادشون روهان آشنا میشه و آغاز کل کل و فراز و نشیب های زندگیشون…

دانلود رمان تژگاه اثر آرزو نامداری نودهشتیا
دانلود رمان تژگاه از آرزو نامداری با لینک مستقیم
نویسنده: آرزو نامداری
ژانر: عاشقانه، معمایی، اجتماعی
تعداد صفحات: –
خلاصه داستان:
رمان تژگاه داستان زندگی دختری به نام آرام است، دختری مستقل، قوی و مغرور که برای گرفتن انتقام مادرش، وارد دنیای تاریک شرکت “تیموری” میشود. اما در این مسیر، آرام نهتنها با پدر خانواده که مسئول قتل مادرش است، بلکه با معراج، پسر او، مواجه میشود. مردی جذاب، غیرتی و البته خطرناک که گذشتهای پنهان و پیوندی عمیق با سرنوشت آرام دارد. این داستان پر از چالشهای احساسی، توطئه و عشق است.

دانلود رمان رایحه ی محراب از لیلی سلطانی
دانلود رمان رایحه ی محراب از لیلی سلطانی
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۵۲۴۹
خلاصه رمان رایحه ی محراب:
مثل تمام روزهای گرم و آفتابی تیر ماہ، بانوی آسمان روی سر حیاط سایه انداخته بود. چشم به عقب گرداندم و خوب اطراف را دید زدم! خبری از مامان فهیمه و ریحانه نبود اما برای اطمینان خاطر، پاورچین پاورچین بدون دمپایی روی موزاییک های داغ قدم برمیداشتم. از ترس این که نکند یکهو حاج بابا هوس کند وسط ظهر به خانه جلوس کند، روسری حریرم را مرتب کردم. هر چند موهای بافته شدہ ام روی کمر افتادہ بود! زبان دور لب هایم گرداندم، تنم تب داشت و گلویم عطش! احساس میکردم قرار است بزرگترین خبط دنیا را مرتکب شوم!