نودهشتیا | دانلود رمان

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان عشق من تنهام نذار

نویسنده: الهه رضایی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۳۲

بخشی از داستان: مامان میز صبحونه رو چیدو دیگه چیزی نگفت منم سریع چند تا لقمه خوردمو گفتم:مرسی مامانی
– السا تو که چیزی نخوردی بیا یه چند لقمه دیگه بخور
مرسی مامان میخوام برم کلاسم دیر نشه
مامان دیگه چیزی نگفت منم سوار ماشینم شدمو حرکت کردم اهنگ (جزتو) رو گذاشتمو
صداشو تااخر بلند کردم اصال دوست نداشتم اهنگ با صدای اروم گوش کنم (مردم اذاری دیگه)

دانلود رمان به بهانه ی درس خواندن

نویسنده: نوشین ۷۸

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۷۷

بخشی از داستان: _فعلا که مسافرته اما پس فردا برميگرده
_خب بين نقشه اينطوري شروع ميشه که تو شماره پدرتو بهم ميدي و من بهش زنگ ميزنم و ميخوام از دخترت يعني تو خاستگاري کنم اونم ميپرسه که دختر من رو از کجا ميشناسي، منم ميگم تو رو نزديک دانشگاه ديدم و ازت خوشم اومده و دنبالت راه افتادم و البته اين که تو از اين موضوع بي خبري و اگه پدرت قبول نکرد، من بازم اصرار مي کنم که البته بعيد ميدونم پدرت قبول نکنه و پوزخندي زد

دانلود رمان چال گونه

دانلود رمان چال گونه

دانلود رمان چال گونه

دانلود رمان چال گونه

نویسنده: فاطمه زارعی

ژانر: عاشقانه، طنز

تعداد صفحات: ۱۳۲

خلاصه:

دختریست با نام بهاری، بهار…

شر و شیطون و سر زنده…

دست تقدیر گره زده گیسوان بهار را به آرمین.

دانلود رمان عاشق یک روانی

دانلود رمان عاشق یک روانی

دانلود رمان عاشق یک روانی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۴۵۹

بخشی از رمان:

ایشی گفت که زیر لب بهش گفتم انقدر نگو ایش یدفعه دیدی شد جیش اون موقع من حال ندارم بدمت
دسته تپل ببرتت جیش
دیوونه شدم وای زده به سرم دارم چرت میکردم
یدونه محکم کوبیدم به سرم
خونه ی خاله بزرگم یه خونه ویالیی با حیاط بزرگ بود
وضعشون متوسط بود
توی حیاطش االچیق گزاشته بودند
منو تپل و اروشا روی االچیقا نشسته بودیم
نگین تازه اومد پیشمون که دید محلش نزاشتیم رفت
واال دختره از دماغه فیل افتاده
وای یعنی اینا تاصبح میخوان بیدار بمونن
محرم بود

دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید

دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید

دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید

این از روی علاقست . چه خوب که براشون مهم بودم . عمو هم منا به آغوش گرفت .چشم هام دوباره پراز اشک شده بود . بعداز احوالپرسی با بچه های عمو و عمه ، دوباره سرجای قبلیم نشستم. پسر چندماهه میترا توی بغلش بود . فرزند چه واژه قشنگی . چیزی که هیچ وقت حسش نکردم .حالت تهوع بهم دست داده بود و… .

دانلود رمان زخم پاییز برای اندروید

دانلود رمان زخم پاییز برای اندروید

دانلود رمان زخم پاییز برای اندروید

صفحه‌ی اول رمان: در خانه را پشتِ سرم بسته ، کفش هایم را درآورده و عینک را بر چشمم گذاردم. صدایِ خنده هایشان حتی در حیاط هم قابل سمع بود !

دانلود رمان دسیسه برای اندروید

دانلود رمان دسیسه برای اندروید

دانلود رمان دسیسه برای اندروید

از دفتر خونه امدیم بیرون چشمام قرمز شده بود و نور افتاب اذیتشون می کرد عینکی افتابیمو زدم وبه طرف ماشین بهروز راه افتادیم قدماش رو باهم هماهنگ کرد با یه حرکت اروم دستم رو تو دستاش جا داد نتونستم کاری کنم تا دم در ماشین هر دو ساکت بودیم درو برام باز کرد ونشستم-خوب کجا بریم-نمیدونم-امروز شما ریسی البته…

دانلود رمان پارک برای اندروید

دانلود رمان پارک برای اندروید

دانلود رمان پارک برای اندروید

رفتم تو اتاقش دیدم سرش تو گوشیشه.روی تختش نشسته و پشتش به منه.آروم رفتم پشت سرش که دیدم طبق معمول تو اینستاگرام داره این و اونو لایک

دانلود رمان پروانه ی من برای اندروید

دانلود رمان پروانه ی من برای اندروید

دانلود رمان پروانه ی من برای اندروید

میدونم..می دونم که غافلگیر شدید.و با ذوق و شوقی که به نظرم کمی بچه گانه می امد ادامه می دهد.-ولی باور کنید که اینپیشنهاد خیلی خوبیه!با قبولش به طور حتم سود زیادی میبرید.چه مادی و چه…معنوی خانوم!نگاه شیطونش رو نادیده می گیرم و با لحنی رسمی میگم:-جناب صدر،من نزدیک به ۳سالی میشه که هیچ کاری که…

دانلود رمان رمان بد قدم برای اندروید

دانلود رمان رمان بد قدم برای اندروید

دانلود رمان رمان بد قدم برای اندروید

است. سحر یکی دو باراو را در جلسات قرآن دیده بود. ازدواج کرده بود اما بچه دار نمی شد.اسم شوهر ثریا خانم را به یاد نمی آورد به نظرش یا جواد بود یا مهدی. اما در آن شرایط تنش زا سعی کرد خیلی برای به یاد آوردن اسم او انرژی صرفنکند. یک مرد مسن بود. مثل آقاجانش شصت تا شصت و پنج سال داشت. به گفته آقاجان در بازار فرش فروشی داشت مثلآقاجان. دلش می خواست نگاهی هم به پسرشان بیندازد اما هم استرس داشت هم می ترسید کسی اورا در حال دید زدن

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Z61sharifnia : من رمان زیاد خوندم به نظر من رمان زیبایی بود و رمان سالمی بود...
  • ماهک : عالی پیشنهاد برای دانلود...
  • ببر پیر : سلام رمان قشنگی بود... بعضی جاها،تکراری میشد،اما خوب بود... احساس خوبی موقع خوند...
  • اومای : خواهش خواهش خواهش میکنم کمکم کن من منتظرم...
  • Ss : این رمانو خیلی وقت پیش خوندم اما یکی از بهترین رمان هایی بود که اون بازه زمانی خ...
  • admin : حل شد...
  • Farxe : سلام من نمیتونم pdf و apkرو دانلود کنم مشکلش رو برطرف کنید لطفا...
  • angel : ممنون از رمانتون ابتدای رمان بسیار زیبا شروع شد ولی پایانش خیلی سریع و سردرگم تم...
  • فرشته : عالی بود ممنونم از رمانتون...
  • admin : سلام لینک رمان برداشته شد...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.