نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان بگو که فقط مال منی نودهشتیا

دانلود رمان بگو که فقط مال منی برای اندروید

دانلود رمان بگو که فقط مال منی برای اندروید

نام رمان : رمان بگو که فقط مال منی

به قلم : صدف پور نجفی
دراتاق بازشدوقامت زن جوان و چادری همراه یک کودک تقریبا پنج ساله درچهارچوب درنمایان شد…کودک به بغل پیرزن دویدوزن جوان لبخندزنان گفت:سلام ماه بانو،خوبین؟ماه بانو:سلام فاطمه جان،خوش اوندی،علی کجاست؟_داره ماشین روپارک میکنهزن جوان نگاهی بامهربانی به باران انداخت،به سمتش رفت وکنارش نشست وباانرژی گفت:به به این خانوم نازم که بهوش اومدهباران اهسته سلام کردوخب گاهی هم خجالتی بود_سلام به روی ماهت خانومی،حالت بهتره؟+بله….مرسیباصدای یاالهی که شنیدروسری اش راکمی جلو اوردو…

این دختراهل حیا بود،ایلیا اورا هرزه میخواند ولی خودش خوب میدانست که انطورنیست…مردی جوان وخوش چهره وارداتاق شدواوهم اول بااحترام به ماه بانوسلام کردومحبت عجیب دراین خانه میدرخشید…فاطمه:علی بیاببین،این دخترخانم بلاخره بهوش امدعلی نگاهی به صورت زخمی اش انداخت وباران سربهزیرانداختبه سمتش امدوگفت:چه خوب،حالتون خوبه خانم؟اسمتون چیه؟چیزی روبه خاطرمیارید؟ماه بانوبه جای اوجواب داد:اره که یادشه علی جان،گفت اسمش بارانهعلی اشاره ای باچشم به فاطمه کردوزن جوان زودمعنی نگاه همسرش رافهمید کیفش رابازکردوگوشی اش(دستگاهی برای معاینه قلب،ریه،تنفس و…) رادراوردوعلی بااجازه ای گفت وازاتاق خارج شد،مردعاقلی بودومیدانست که بهتراست همسرش ان دختررامعاینه کند،این دخترزیادی خجالتی بود،هرچندکه دکترهامحرم بیماران هستند…فاطمه باران را معاینه کردوعلی دوباره به اتاق برگشت…فاطمه:خب عزیزم،همه چی مرتبه،فقط بایدبیشتراستراحت کنی…علی سرفه ای مصلحتی کردوگفت:باران خانم میتونم بپرسم شما وسط جاده چیکارمیکردید؟مغزش رامتمرکز کرد،فکرکرد،مهمانی،ایلیا،کتک،ان شب لعنتی،سامان….بابه یاداوردن سامان باترس وهول زده گفت:سامان کجاستفاطمه وعلی باتعجب نگاهی به هم کردندوفاطمه گفت:سامان دیگه کیه عزیزم؟اشک ازچشمانش جاری شدوبابغض گفت:ماباهم بودیم که…تصادف کردیم….من…خواستم کمک بیارم…فاطمه:عزیزم مافقط توروپیدا کردیم،هیچی هم همراهت نبودتا باخانوادت تماس بگیریمماه بانو تلفن قدیمی را ازروی میزکوچک کنارش برداشت وکنارباران گذاشت:مادراینکه گریه نداره،زنگ بزن به خانوادت بگوکجایی وازشوهرتم خبر بگیر

https://98iiia.ir/?p=502
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Sh : رمانش عالی عالی بود 👍👍👍💜💜💜...
  • ناتا : رمان خوب و با کیفیتی بود بازم بذارین...
  • [\] : چقدر نودهشتیا رمانای خوب و باکیفیت زیاد داره واقعا تابستونمون رو ساختین ممنون...
  • ! : شاهاااانه مرسی...
  • mimi : کاش یجور دیگ به هم میرسیدن ولی خوب بود خسته نباشید...
  • Ari : خوب بود سپاس...
  • Naziam : خسته نباشید رمان دارای فضاسازی قوی و جملات خلاقیت آمیز بود واقعا خوندنش خالی از...
  • Samm : سلام این رمان الکی پرطرفدار نشده کلی داستانش جذابه و ایدش خیلی خفنه حتما بخونین...
  • Avin : خسته نباشید این رمان مورد علاقه من هست ممنون که قرارش دادین...
  • آذین : سلام پیشنهاد میشه من خوندم عالی بود...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.