دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
Rate this post

دانلود رمان بی‌قرارم کن برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان بی‌قرارم کن برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان بی‌قرارم کن برای کامپیوتر و اندروید

رمان برای apk

خلاصه: عشق تو میان جانم رخنه کرد و تمام خستگی‌ها از روحم بِدر شدند. من با تو پرواز کردم و پریدن را تو یاد من دادی. حال بی‌قرارم کن با بازی مردمک چشمانت در رقص باران بهاری… و به من بگو میان آشوب ذلتی که به جانمان افتاده، کنار من خواهی بود…

پیشنهاد ما
عقب‌ماندگان (شکست مرزها) | منیع کاربر انجمن نودهشتیا
نظریه ی مارشمالو | مهتاب کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان

با شنیدن صدای پشت سرش استکان توی دستش را روی کانتر گذاشت و به عقب برگشت.
با دیدن شاهین که سعی داشت به زحمت خود را با آن پای گچ گرفته وارد آشپزخانه کند ابروهایش درهم رفت و گفت:
-مامان جان واسه چی پا شدی راه افتادی تو آخه ؟ من صبحونه ت رو می آوردم اتاقت..
شاهین که تکیه اش را به چوب های توی دستش داده بود کلافه غرید :
-نه حوصله ام سر رفته. شایان رفت؟

شایلی که حالا خود را به او رسانده بود و داشت کمکش می کرد تا وارد آشپزخانه شده و پشت میز بنشیند جواب داد:
-آره مادر … مگه نگفت امروز سرش شلوغه و مصاحبه دارن.
شاهین پوفی کرد و روی صندلی نشست.
دو چوب زیر بغلش را کناری گذاشت و پای گچ گرفته تا زانویش را دراز کرد:
-مثلا منم باید امروز اون جا می بودم. نامرد منو با خودش نبرد.

شایلی که میز صبحانه را دوباره از نو می چید گفت:
-شایانو که می شناسی. وقتی می گه استراحت کن یعنی استراحت کن. از دخالت تو کارشم خوشش نمیاد.
شاهین ابرو درهم کشید و با لحنی جدی گفت:

-من که می دونم واسه چی منو نبرد. می خواستم کمکش باشم. من که می دونم ترسید جلوی اون انتخابای خوشگلش رو بگیرم.

شایلی خنده اش گرفته بود اما سعی کرد خودش را کنترل کند. پسرهایش کپی برابر اصل پدرشان بودند. حالا او دیگر سه دامون داشت … شایان یک دامون جدی و محکم بود و شاهین یک دامون شوخ و پر از شیطنت.
-نیمرو برات بزنم مادر؟
شاهین سری به نشانه نه تکان داد:
-مامان داری منو می پیچونی …
شایلی این بار نتوانست نخندد :
-شاهین مامان جان، من کی شما رو پیچوندم ؟
لحنش بالاخره اخم های شاهین رو باز کرد و او را در فاز همیشگی شیطنتش فرو برد:

-یعنی رسما بیچاره شدیم … نه که شایانم آخر سلیقه ست .. معلوم نیست کی رو انتخاب کنه بذاره ور دلش … باز من اون جا بودم یه کم کمکش می کردم …
چشمان شایلی گرد شد:
-یعنی چی ؟ عزیزم اون جا محله کاره … شایانم اون قدر عاقل هست که…

شاهین میان کلامش پرید:
-آره مامان جان از انتخاب منشی دفتر معلومه …این که نه عرضه داره سر کلاس یه کیس خوشگل پیدا کنه نه سر کارش.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان سیرک سلاخی نودهشتیا
دانلود رمان در جوار تو نودهشتیا

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان داو اول به صورت pdf از زهرا
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: بی‌قرارم کن
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: شهلا خودی‌زاده
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=1235
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • پری
    25 فوریه 2022 | 05:20

    خلاصت خوب و به اندازه بود ن خیلی طولانی و ن خیلی کوتاه افرین خوبه قلمت خوبه و جای پیشرفت های بیشتری رو داری عزیزم موفق باشی

  • ساتی
    18 مارس 2022 | 11:22

    شهلا جان رمانت واقعا زیبا بود و مطمئن باش خواننده ها عاشقش شدن

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<>
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • Niloufarخوشمل بودش...
  • fgسلام عزیزم،گلم رمانت بیش از اندازه ایراد داشت واقعا چرت و مزخرف بود نمی‌خوام بهت...
  • fgوای عزیزم رمانت خیلی دچار کم کاستی بود و دور از واقعیت و بی‌ش از اندازه چرت بود،...
  • Gemmaبرادر منهدم بالاخره اومد!😍 این رمان فوق العاده‌ست به شدت بهتون پیشنهاد می‌کنم:))...
  • Z.A.Dمرسی ماهی جون :))...
  • ماهیکراش ابدی اویس دل‌ها😍🤝 منتظر آثار بعدیت هستم جیگر😍...
  • معصومه خداییخیلی قشنگگهه😍😍😍😍...
  • معصومه خداییعالیههه😍😍😍😍...
  • Negin Hallafمرسی ماهی قشنگم، به زودی جلد دومش هم با یه داستان متفاوت می‌نویسم و تقدیم نگاه‌ه...
  • Negin Hallafوای حدیث جان، مچکرم ازت عزیزم خوشحالم که با منهدم ولی خاطره‌سازی کردی♡...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.