دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان

دانلود رمان دارچین pdf از ریحانه کیامری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی

خلاصه رمان دارچین

ارباب اصلان، صاحب عمارت اربابیه، یه مرد مغرور و خود ساخته که وقتی عصبی می‌شه کسی جرأت نزدیک شدن بهش‌و نداره الا یک نفر!

یه دختر خدمتکار آروم و مهربون که براش چای دارچین می‌بره و آرومش می‌کنه. ارباب وارث می‌خواد ولی زنش که خیلی هم فیس و افاده داره

راضی نمی‌شه بچه دار بشن. اینجاست که خورشید چشم ارباب اصلان رو می‌گیره!

دختر خدمتکار وارث ارباب و حامله می‌شه…

قسمتی از رمان دارچین

فیروزه گوشه ای نشسته بود و زانوانش را در آغوش گرفته بود

ترکیبی از حس های مختلف در وجودش غلیان کرده و نتیجه اش اضطراب بی حدی شد که به آن دچار گشته بود.

_پاشو خاله جان، پاشو قربون قدت و بالات.

_چی شد خاله؟ میرم خونمون؟ !

_نه عزیزم دیگه از این به بعد اینجا خونه ی توئه.

جلو رفت و دست دخترک را گرفت و کشید و بلندش کرد: پاشو خاله قربونش. نمیدونی خان چی می‌گفت.

_چی می‌گفت؟

_می گفت به فیروزه گرمی بده تا میتونی میخوام یه پسر برام بیاره تا عقد دائمش کنم.

لب های فیروزه به پایین خم شد: اینو که به خودمم گفته ! خب که چی…

_میدونی یعنی چی؟

انگار بی اهمیت ترین موضوع جهان را شنیده باشد شانه بالا انداخت: نه! چی میخواد بشه مثلا؟ !

_میشی مادر وارث خاندان اربابی ایل سالار دختر جان !

میشی خانم این عمارت… سوگولی خان… نور چشمی تیمور خان… خانم بزرگ هم حتما پشتیبانت میشه !

_خب؟

_خب که خب بچه اینا یعنی خوشبخت میشی عاقبت به خیر میشی.

ننه بابات وضعشون خوب میشه. برادرات… خواهرات … همه به یه نوایی میرسن؟!

از شنیدن این حرف ها نور امید به قلبش تابید و ترس را پس زد: راست میگی خاله؟

_آره خاله جان دروغم چیه.

_پس کاش همین امشب خدا بهم بچه بده

  • اشتراک گذاری
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=3809
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<> DMCA.com Protection Status
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • Ahmadخیلی عالی فوق العاده...
  • مهدیهسلاممم عالی بود واقعاا قلمتون ماندگار ترخدا فصل دو شو برا پارسا بنویسین...
  • ناشناسشاهکار بود من دوست داشتم...
  • امیر حسین یعقوب زادهبهترین رمانیه که تا بحال خوندم رو ناهید کراشم...
  • سپرفکت...
  • فریده بانورمان بسیار زیبایی بود...
  • 아이사عالی بی نظیر هرچی بگم کمه ! کن رکان های زیادی خوندم این زمان جز بهترین هاش بوده...
  • Shenkبرای بار دوم دوباره دارم میخونمش.... ممنون از نویسنده خیلی جاها اشکمو در اورد🥹...
  • ندا۱۹۹۳من این رمانو فک کنم ۱۰۰بار بیشتر خوندم اصلا برام جذابیتش رو از دست نداده ،واقعا...
  • adminسلام هروقت اومد قرار میدیم روی سایت...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.