
دانلود رمان دژبان اثر گیسو خزان از نودهشتیا
رمان دژبان از گیسو خزان با لینک مستقیم
دانلود رمان دژبان از گیسو خزان کامل رایگان
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۶۴۵
آریا سعادتی مرد سی و شیش ساله ای که مدیر مسئول یکی از سازمان های دولتیه.. بعد از دو سال… آرایه، عشق سابقش و که حالا با کس دیگه ای ازدواج کرده می بینه. ولی وقتی میفهمه که شوهر آرایه کار غیر قانونی انجام میده و حالا برای گرفتن مجوز محتاج آریا شده تصمیم میگیره از قدرتش سو استفاده کنه و از آرایه میخواد که در ازای امضای مجوز پرستار بچه اش بشه تا اینکه
فایل رمان پس از پرداخت بصورت مستقیم در اختیار شما قرار داده میشود.
ذهن درگیرم اجازه کار بیشتر توی اون روز و بهم نداد. برای همین یه سری از کارام و کنسل کردم و رفتم خونه بابام تا آران و ازشون تحویل بگیرم. اگه انقدر توی انتخاب پرستار مناسب وسواس به خرج نمی دادم… الآن مجبور نبودم برای چند روز نگهداری از بچه ام التماس مامانم و بکنم ولی باز از
نظرم این شرایط بهتر از این بود که بخوام پای هر کس و ناکسی رو با عنوان پرستان به خونه ام باز کنم. ساجده که در خونه رو به روم باز کرد رفتم تو و پرسیدم: آران کجاست؟ -بالا تو اتاقشه… -برو حاضرش کن وسایلشم جمع کن بیارش پایین… با تردید نگاهم کرد و بعد از یه کم دست دست کردن
گفت: آقا مشکلی پیش اومده؟ آخه… بهش قول دادم که غروب ببرمش پارک. -لازم نیست کاری که گفتم بکن. -چشم حداقل بشینید براتون شربتی چیزی! تمام عصبانیتی که امروز به بهانه مختلف تو وجودم جمع شده بود و اصلی ترینش دیدن دوباره آرایه بود و سرش خالی کردم و داد زدم:
-گفتم برو بیارش کری مگه؟! با سرعت باد از پله ها بالا رفت و منم با کلافگی خودم و پرت کردم رو مبلای هال و چشمام و بستم. ظرفیت امروزم بیش از حد پر شده بود و فقط خدا خدا می کردم با مامانم رو به رو نشم تا بیشتر از این سرریز نشه.. ولی خیلی نگذشت که صداش از پشت سرم شنیده شد …