نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان شوکا عروس جنگل

دانلود رمان شوکا عروس جنگل

دانلود رمان شوکا عروس جنگل

دانلود رمان شوکا عروس جنگل
نویسنده: مهدیهMHK
وقتی چشمانم را باز کردم، خودم را در اتاقم دیدم.لحظه ای به مغزم فشار آوردم تا همه چیز یادم آمد. امام زاده… زانیار… درخواستش… باجی… ارباب… وای نه! خواستم از جایم بلند بشوم که در اتاق باز شد و خاتون وارد شد. از دیدن خاتون خیلی ترسیدم. روی تخت نشستم که طرفم آمد و…

گفت: -از جایت بلند نشو دختر. بعد با دستش فشاری روی شانه ام آورد و باز دراز کشیدم. گفتم: -نه آخه شما آمدید. خاتون گفت:-مهم نیست. باید بیشتر مواظب خودت باشی. خیلی تعجب کرده بودم. من الان منتظر کتک و فحش بودم اما… خاتون که تعجبم را دید گفت: -از امروز مسئولیت تو خیلی بیشتر شده. تو الان بارداری و باید مواظب بچه باشی. بچه ای که قرار است، ارباب آینده این روستا باشد. باید قوی بار بیاید. دهنم از تعجب باز مانده بود. یعنی من… اصلا باورم نمی شد.خاتون بعد از حرف هایش گفت: -الان می گویم برایت چیزی بیاورن بخوری. از دیروز که از حال رفتی، چیزی نخوردی.وقتی خاتون از اتاق بیرون شد. هنوز من تو شوک بودم. نمی دانستم باید خوشحال باشم یا ناراحت. اما وجود این بچه در این زمان حتما حکمتی داشت.در فکر خودم بودم، که در اتاق باز شد و من با تعجب ارباب را دیدم که سینی به دست وارد شد. با دیدن ارباب ناخودآگاه ترسیدم. هنوز یادم نمی رفت، با چه عصبانیتی داخل انبار شده بود.ارباب بدون هیچ واکنشی طرفم آمد که در خودم جمع شدم. پوفی کشید و سینی را کنارم روی تخت گذاشت. به سمتم برگشت و گفت:

https://98iiia.ir/?p=489
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Sh : رمانش عالی عالی بود 👍👍👍💜💜💜...
  • ناتا : رمان خوب و با کیفیتی بود بازم بذارین...
  • [\] : چقدر نودهشتیا رمانای خوب و باکیفیت زیاد داره واقعا تابستونمون رو ساختین ممنون...
  • ! : شاهاااانه مرسی...
  • mimi : کاش یجور دیگ به هم میرسیدن ولی خوب بود خسته نباشید...
  • Ari : خوب بود سپاس...
  • Naziam : خسته نباشید رمان دارای فضاسازی قوی و جملات خلاقیت آمیز بود واقعا خوندنش خالی از...
  • Samm : سلام این رمان الکی پرطرفدار نشده کلی داستانش جذابه و ایدش خیلی خفنه حتما بخونین...
  • Avin : خسته نباشید این رمان مورد علاقه من هست ممنون که قرارش دادین...
  • آذین : سلام پیشنهاد میشه من خوندم عالی بود...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.