دانلود رمان عیش و نوش اندروید

دانلود رمان عیش و نوش اندروید

دانلود رمان عیش و نوش اندروید

 

نام رمان:عیش و نوش

نویسنده:کلثوم حسینی

ژانر: عاشقانه

 pdfتعداد صفحات :۴۰۲

رمان عاشقانه

کتابم همراه با حرص گوشه از رخت خوابم پرت کرده و موهایم را چنگ زدم و: آخ. مامان چرا من؟ دورم را از نظر گذارندم و همچنان افزودم: من درس دارم، کلی هم کار… آخه به کی بگم من کار دارم؟ مادرم زیرچشمی نگاهم کرد و با اخم رویش را برگرداند و از درگاه در کنار رفت: من نمی دونم عسل، بابات گفته آقای کیان به همراه خوانوادش واسه تعطیلات عید اینجا می آن. منم کمر و زانوم درد می کنه وگرنه خودم می رفتم واسه تمیزکاری اونجا. ناخواسته اخم هایم درهم شد و پوفی کشیده از جایم برخاستم و درحینی که قدم هایم شتاب می دادم نطقم را بازکردم: بدون اگه امتحانم رو خراب کنم واسه خودم بده! ، باشه می رم ولی یه ساله دارم تلاش می کنم واسه کنکور که حداقل بتونم توی رشته مورد علاقم قبول شم. مادرم پوفی کشید و سرش را همزمان که به سمت آشپزخانه کوچکمان باطرح ساده کابینت های سفیدفلزی به همراه آبچکان قدیمی می رفت جوابم سرتاپا ایستاده داد: بازم توکار خودت و می کنی؟ ، عسل، خودت مدردت چیه تو دختر؟

 

لبم هایم با حرص از داخل لپم گزیدم : د دردم اینه که شماها درکم نمی کنین؟ بابا من دوست دارم مهندس کشاورزی بشم، کجاش بده؟ همچنان که قدری برنج را در داخل تشت خیس می کرد، شانه ای بالا انداخت. پوفی کشیده به آشپزخانه تمیز خانه نقلی مان خیره گشتم. یک یخچال ساده سفیدو اجاق گاز طرح فرسفید که کنار پنجره حیاط پشت راه دارد. سیب زمینی و پیازهای تازه که امروز خریده است راهم دیدم و زیرلب غریدم : فقط دختر بزرگش و داخل آدم حساب می کنه! _ عسل!؟ لب هایم جمع شد و با ترش رویی چندتکیه پارچه وسلطل و دستکش را برداشته و از هال عبور کردم و بادیدن جارو برقی اخمم به شدت پیوند خورد و غرولند وارد حیاط شدم و نفس عمیقی کشیدم. نگاهم به شمس العماره خاندان کیان افتاد. ته دلم حسرت جانسوزی بود که، من با این درس خوانی ام باید آن عمارت سفید حجیم را تمیز و گرد گیری کنم آن وقت خواهرم لعیا با آن شوهری سوسولش راحت خود را یک شب در میان اینجا لنگربندازد و… _ صبح بخیر بابا جان؟ از فکر و نگاه خیره به آن عمارت در آمدم و چشمانم به لباس و کلاه باغبانی گره خورد و باتبسم لب زدم: سلام! چندبار بگم با این سنت بالای چهارپایه و نردبون نشو خدای نکرده بی افتی؟ جوابت رو می ده، هان؟ لبخند پرمحبتی بر رویم پاشید و بیل چه دستش را نشانم داد: خاک گلدونا رو عوض می کردم تا بهتر رشد کنن دخترم

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان تب

دانلود رمان فیلتر قرمز

باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان عیش و نوش اندروید
4.73 از 26 رای
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!