ErrorException Message: Argument 2 passed to WP_Translation_Controller::load_file() must be of the type string, null given, called in /home/iiiair/public_html/wp-includes/l10n.php on line 838
https://98iiia.ir/wp-content/plugins/dmca-badge/libraries/sidecar/classes/دانلود رمان غرور سنگی,دانلود رمان غرور سنگیpdf,رمان غرور سنگی,دانلود مان عاشقانه
دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان

قالب و افزونه وردپرس

4.3/5 - (25 امتیاز)
دانلود-رمان-غرور-سنگی-برای-کامپیوتر-و-ا

دانلود رمان غرور سنگی

نام رمان: غرور سنگی

نویسنده: sogand n

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات:۱۸۲

دانلود رمان عاشقانه غرور سنگی از sogand n به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان

خلاصه:

سها دختر ساده پوش و کاملا معمولی هستش که به خاطر تیپ و قیافش چندان دوست و خاطر خواهی نداره، یعنی اینطور باید بگم که هیچ کس دوستش نداره و بهش توجه نمی کنه. خصوصا پسر خوش قیافه ی کلاس که گاهی هم اون رو مسخره می کرد…

دست تقدیر اینطور رقم می زنه که روزی هامون رو می دزدن و سها این رو می بینه و برای نجاتش…

پیشنهاد ما:

دانلود رمان قرعه به نام سه به صورت pdf از فرشته تات شهدوست

بخشی از کتاب:

دلم نمی خواست خودمو حتی تو آیینه ببینم.
یک ماه از اون ماجرا می گذشت. توی راهرو دانشگاه می رفتم سمت کالس. صدای دعوا می اومد. رفتم توی کالس
دیدم هامون داره با مهسا دعوا می کنه.
هامون: فکر می کنی کی هستی با من این جوری صحبت می کنی؟ من تو و امثال تو رو آدمم حساب نمی کنم حاال
برای من صداتو بلند می کنی؟
مهسا با عصبانیت گفت:
– به خدا هامون یه کاری می کنم که تا صد سال یادت نره من کی هستم؟
هامون: هر کی می خوای باش، تو فقط برای یه شب منی.
مهسا اومد بزنه تو صورت هامون که هامون دستشو گرفت و گفت:
– خیلی جوجه تر از این حرفایی که بخوای منو بزنی.
به دنبال حرفش همه پسرای کالس خندیدند. مهسا انگشت اشارشو باال آورد و گفت:
– یادت باشه!
و کیفشو از روی صندلی برداشت و با پاشنه های بلندش که نزدیک بود بیفته سریع بیرون از کالس رفت. من دلم
خنک شده بود. حقته مهسا خانم! آخه مهسا عاشق هامون بود ولی هامون زیاد بهش اهمیت نمی داد. خیلی مغرور
بود. رفتم نشستم پیش مونا و کیفمو گذاشتم پایین صندلیم. مونا در حالی که جزوشو درمی آورد گفت:
– دیدی؟ من حال کردم حالِ این دختره ی عملی رو گرفت. دمت گرم هامون.
تا آخر کالس تو فکر حرفای هامون و مهسا بودم که چرا با هم دعوا کردن؟ کالس تموم شد. داشتم از کالس خارج می
شدم دیدم یکی منو صدا کرد.
-خانم ریاحی؟
برگشتم دیدم محمد یاسوجی یک از هم کالسیامه. پسری با قد متوسط و الغر، کمی شیطون بود. برگشتم و گفتم:
– بله؟
-ببخشید می شه جزوَتون رو بهم قرض بدید.
-بله ولی برای بعد تعطیلی ها می خوام.
– باشه شمارتونو بدید تا بهتون زنگ بزنم، فردا براتون بیارم.

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان مدار جبر از اسماء نادری به صورت PDF رایگان
  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=608
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • ساتی
    12 مارس 2022 | 07:29

    اینو خوندم، واقعاخوبه

  • ساتی
    19 مارس 2022 | 07:30

    اسم رمان خوب بود اما رمان رو لو میداد، شاید هم من خیلی حساسم..رمانت جدبد بود و واقعا ارزش خوندم رو داشت. قلمت مانا

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<> DMCA.com Protection Status
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • زهرااین رمان یکی از بهترین رمان هایی بود خوندم هیچ جا شبیهش پیدا نمیشه...
  • راحلهسلام.فصل دوم کی اماده میشه؟داستان قشنگیه...
  • یارایکی به من بگه لینک دانلود کدوم گوریه؟...
  • آلمارمان جذابیه منتظرش بودم...
  • الیبهترین رمانی بود که خوندم لطفا سریعتر فصل دومشو بزارید...
  • رهاخیلی عالی...
  • مریماسم جلد دومش چیه؟...
  • lvdlعالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ترین رمانی بود که خ...
  • دلیبعد از اینهمه وقت رمان خوندن تازه فهمیدم قلم خوووب یعنی چی فک کنم سخت ترین کار پ...
  • ALBAهنوز نخوندم ولی به نظرم خوبه :)...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.