دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
5/5 - (1 امتیاز)

دانلود رمان همچو مهتاب برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان همچو مهتاب برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان همچو مهتاب برای کامپیوتر و اندروید

رمان جنایی

خلاصه: جنازه‌ای از سطل زبانه پیدا میشه که معلوم نیست متعلق به کیه! البته فکر می‌کنن اون کالبد، یه جنازست؛ تا اینکه…!

پیشنهاد ما
دلنوشته تاسیان | YAS_82515 کاربر انجمن نودهشتیا
رمان دلوان | شقایق نیکنام کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان

(سیاوش)
سام: مثل اینکه این رفتگره تو زباله ها یه جسد پیدا می کنه وقتی می خواد به پلیس خبر بده متوجه ناله های ضغیفش میشه می فهمه زندست. سریع به اولین بیمارستان میارنش، بعد از تحویلش هم می خواسته بره که نمیزارن این بند خدا هم عصبانی میشه میگه مسئول اینجا رو خبر کنن. حیدری (مسئول بخش)هم وقتی می فهمه، میگه اول به پلیس خبر بدن تا تکلیف این بیمار مشخص بشه. بعد این اقا میتونه بره…

اینجوری میشه که بحث بالا می گیره و بقیشم که خودت داری می بینی دیگه.

سری تکون دادم و خواستم بی تفاوت به سمت اتاقم برم که…

که با فکری که به ذهنم رسید ایستادم، اگه اینکار رو می کردم کمی ذهن ها از گند کاری هفته پیش منحرف میشد و شاید می تونستم کمی دل پدر محترمم رو بدست بیارم، البته شاید به هرحال تیری بود در تاریکی باید کمی نرمش می کردم وگرنه حالا حالا ها از دست غرو زدن هاش خلاص نمی شدم…

پوفی کشیدم و صدام رو صاف کردم و با صدای رسا و همیشه جدیی گفتم:

اینجا چه خبره؟! بیمارستان رو گذاشتید رو سرتون!

با صدای نسبتا بلند من همه ساکت شدن و نگاه همه دوباره به سمتم چرخید .

من عادت داشتم مرکز توجه همه باشم پس با اعتماد به نفس جلو رفتم و بعد از نگاه گذاریی به رفتگر بی نوا نگاهم رو به حیدری دوختم و منتظر نگاهش کردم که گفت:

چیزی نیس دکتر جان یه مشکله کوچیک پیش اومده خودم حلش میکنم، شما بفرمایید اتاقتون.

به این همه جسارتش پوزخندی زدم که از چشمش دور نموند، من صاحب پنجاه درصد از سهام این بیمارستان بودم و این مرد من رو می خواست دک کنه؟!
بی توجه به حرفش گفتم:

که یه مشکل کوچیکه و خودتون می تونید حلش کنید، صدام کمی بالا تر رفت و با عصبانیت ادامه دادم، یک ساعته منتظرم حلش کنید ولی نتها حل نشد که هر لحضه صداتون داره بالا تر میره، جناب حیدری مثل اینکه فراموش کردین اینجا بیمارستانه و بخش اورژانس که صداتون رو هی بالا می برید!

بعد از سخنرانی قرام برای حیدری رو به مرد رفتگر کردم و گفتم:

چی شده که اینجوری داد و بیداد راه انداختی؟!

سرش رو پایین انداخت و شروع به تعریف ماجرا کرد:

امروز صبح مثل هر روز داشتم کارم رو می کردم که تو آشغالا یه جنازه پیدا کردم خیلی ترسیده بودم ولی بعد اینکه یکم گذشت حالم جا اومد خواستم به پلیس زنگ بزنم که دیدم داره ناله می کنه فهمیدم زندس، با همکارم سریع سوار ماشینش کردیم آوردیمش به اولین بیمارستان سر راه

بعد اینکه تحویل بیمارستان دادمش خواستم برم که این خانم، با دست به یکی از پرستار ها اشاره کرد و گفت:

این خانم نزاشت گفت باید برم حسابداری و برای اینکه بیمارم رو بستری کنن پول واریز کنم، منم گفتم من این بنده خدا رو پیدا کردم بیمار من نیست که ولی ایشون گفتن تا پول نریزم بستریش نمیکنن منم عصبانی شدم گفتم بدین ببرمش بیمارستان دولتی ولی باز گفتن تا پلیس نیاد نمیزاریم برین برا ما مسئولیت داره گفتم پس بند خدا می میره اون رو بستری کنید باز گفتن پول اینجوری شد که…

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان سکوت برای کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان کاریزما

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان سیگار سناتور برای کامپیوتر و اندروید
  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: همچو مهتاب
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: f.m
  • طراح کاور: N.a25
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=1212
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • y
    30 جولای 2021 | 23:58

    رمان ساده ای بود
    کاش یکم نوع نگارشش فرق داشت ولی در کل خوب بود

  • لیلا
    27 فوریه 2022 | 04:32

    خلاصه و اسم رمانت خوب بود و به اندازه ولی خب یکم تغییرات هم بد نیست تو خلاصه و مخصوصا خود رمانت اینطوری بیشتر خواننده جذب میشه گلم.

  • ساتی
    18 مارس 2022 | 10:52

    رمان مرموز و جالبی بود و من خوشم اومد در عین سادگی جوری بود که به ادامه تشویقت می‌کرد.
    موفق باشی

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<>
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • سالیسلام ادامه رمان رو چجوری میشه خرید من به واتس اپ پیام دادم اینستا پیام دادم نلگر...
  • سارا یزدانیخیلی هیجانی و باحال بود بنظرم خیلی خوبه که رمانا تعداد صفحه هاشون زیاد باشه خیلی...
  • سارا یزدانیتوروخدا جلد دوم بگین تا کی مینویسین من دیگ علاقه ی به رمان دیگ ندارم دوسدارم بدو...
  • آوابسیار زیبا بود، بعد از سالها برگشتم سایت ۹۸ ییا، دیشب از ساعت ۱۲ شب تا ۶ صبح درج...
  • adminسلام فونت فایل ویرایش شده ریز تره به اون خاطره وگرنه فایل کامله...
  • Farzanehمن در باکس لینک دانلود اندروید رو انتخاب کردم و مبلغش رو هم پرداخت کردم ، اولا چ...
  • ایراندخترمان فضای بسیار محدودی داشت و اتفاقات تکراری و یکنواخت مکرر ادامه وار بود با کمی...
  • نوروزیسلام پس جلد دومشو چطوری بدست بیارم هرچقد سرچ میکنم جلد اول باز میشه...
  • الهامخدایی این مزخرفات از کجا به ذهنتون میرسه من که فکر نکنم خیلیا نویسنده هستن شما ه...
  • الهاممن نمیدونم چرا رمان های الان اینقد دور از واقعیت هست و از آدما ی دیو دو سر میساز...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.