نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان وام ازدواج

نویسنده: amoo

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۰۴

مقدمه: دختر داستان در به در دنبال جور کردن پول عمل پدرش. همه ی راه ها رو رفته و به بن بست رسیده، دیگه شخصی نیست که برای فراهم کردن این پول بهش رو نزده باشه. تا اینکه شخصیت پسر داستان پیشنهاد یه وام بهش می کنه که در صورت انجام شرط اون وام رو بهش میده و شرط واج چیزی نیست جز…

بخشی از داستان: من در حاليکه سعي مي کردم محکم باشم بهش گفتم این آرزو رو به گور مي برین که من بيام ازتون عذر خواهي
کنم هر کاری هم دلتون خواست با نمره ام بکنين )راستش اولين بارم بود که با یه استاد این جوری حرف مي زدم
خوب تقصير خودش بود من فقط مي خواستم دق دليمو سر یکي خالي کنم(
مي خواستم از کنارش رد شم که با لحني خالي از عصبانيت گفت صبر کنين خانم اميری
-چه کاری مهمتر از جور کردن پول برای عمل پدرتون￾وقت ندارم مي خوام برم
-شما همه ی حرفامو شنيدین
-راستش غير عمدی بود داشتم از اینجا رد مي شدم که شما رو اینجا دیدم صداتون هم ،راستش نمي تونستم جلوی
گوشامو بگيرم
مي خواستم بهش بگم خودتي مگه تو االن نباید سر کالس باشي پس اینجا چکار مي کني دیدم اگه نگم بهتر حاال که
اون دیگه عصباني نيست بهتر من دوباره عصبانيش نکنم چون با این وضع من یه ترم زودتر هم فارغ التحصيل بشم
بهتره البته کو تا فارغ التحصيلي هنوز دو سال مونده
-به چي فکر مي کنيد خانم اميری
-چيز خاصي نيست
-بهرحال اگه کمکي از دستم برمياد در خدمتم
راستش از خودم خيلي خجالت کشيدم که اینجوری باهاش حرف زدم سرمو انداختم پایينو گفتم استاد واقعا معذرت
مي خوام سرمو که بلند کردم دیدم داره نگاهم مي کنه
در حالي که لبخند کوچيکي گوشه لبش بود گفت اشکال نداره بهر حال مي تونيد روی کمکم به عنوان یه دوست
حساب کنيد فعال خداحافظ
-مهم نيست بيين دوتا دوست از این اتفاقا مي افته درسته دیگه ما مي تونيم دوتا دوست برای هم باشيم￾استاد بازم عذر مي خوام یه لحظه کنترلم رو از دست دادم
نمي دونستم چي بهش بگم از تعجب کم مونده بود شاخ دربيام جای فرناز خالي که این استاد خشک رو اینجوری
ببينه
-خداحافط￾فعال خداحافظ
استاد رفت و من با نگاهم اونو بدرقه مي کردم امروز بدجور شوکه ام کرد قد بلندی داشت که تا حاال بهش توجه
نکرده بودم اگه اینو به فرناز مي گفتم بهم مي گفت که تو اصال به غير درس به چي توجه مي کني حالل زاده است
داره به سمتم مياد
منم راهم رو به سمتش کج کردم انگار آروم شده بودم
-چي مي گي تو￾استاد چکارت داشت دیدم دنبالت مي گرده نه بابا توهم آره
-هيچي ميگم خوب دل ميدادین و قلوه مي گرفتين
-تو هم دلت خوشه

پیشنهاد سایت نودهشتیا:

دانلود رمان آبرویم را پس بده برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان اگه گفتی من کیم؟ برای کامپیوتر و اندروید

لینک های دانلود
https://98iiia.ir/?p=625
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Sh : رمانش عالی عالی بود 👍👍👍💜💜💜...
  • ناتا : رمان خوب و با کیفیتی بود بازم بذارین...
  • [\] : چقدر نودهشتیا رمانای خوب و باکیفیت زیاد داره واقعا تابستونمون رو ساختین ممنون...
  • ! : شاهاااانه مرسی...
  • mimi : کاش یجور دیگ به هم میرسیدن ولی خوب بود خسته نباشید...
  • Ari : خوب بود سپاس...
  • Naziam : خسته نباشید رمان دارای فضاسازی قوی و جملات خلاقیت آمیز بود واقعا خوندنش خالی از...
  • Samm : سلام این رمان الکی پرطرفدار نشده کلی داستانش جذابه و ایدش خیلی خفنه حتما بخونین...
  • Avin : خسته نباشید این رمان مورد علاقه من هست ممنون که قرارش دادین...
  • آذین : سلام پیشنهاد میشه من خوندم عالی بود...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.