نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان کلاس عاشقی برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان کلاس عاشقی برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان کلاس عاشقی برای کامپیوتر و اندروید

رمان جدید

خلاصه: سامیار پسری که بخاطر تهمتی ک به خواهرش زدن اون رو ول کرد و بعد از چند سال فهمید که همه چی دروغ بوده و دنبال خواهرش گشت تا بتونه حقیقت رو برای همه فاش کنه…

پیشنهاد ما

رمان غمض عین | فاطمه کریمی (افکا) کاربر انجمن نودهشتیا

رمان عمارت مه‌ آلود | ریحانه اسماعیلی کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از متن رمان

با تعجب نگاهی سامیار انداختم که در ماشین، سمت خودش رو باز کرد و سوار شد…
با فهمیدن اینکه من هنوز بیرون هستم و سوار نشدم سرش رو کمی خم کرد و شیشه سمت شاگرد رو پایین داد
_نمیای ایناز؟
با تموم شدن حرفش تعجبم بیشتر از قبل شد.
با دست هام اشاره ای به ماشین کردم و کل تعجبم رو توی لحنم ریختم
_با این ماشین اخه؟!
نیشخندی زد و سرش رو به سمت رو به روش برگردوند و بعد از چند ثانیه دوباره گفت
_بیا سوار شو برات توضیح میدم همه چی رو!
بیا دختر!
قانع نشده سری تکون دادم و سوار شدم. به محض اینکه در رو بستم ماشین رو به کار انداخت و تخته گاز رفت!
_اوی!
اروم… چته؟! نه که خیلی الحمدلله بروز هست توهم اینجوری گاز بده بمیریم راحت!
اروم خنده ای کرد و نیم نگاهی بهم انداخت
_میدونی… هنوز همون اخلاق هات رو داری!
دقیقا تک به تکشون! یکیش هم یه ذره فرق نکرده!
ساکت شده شونه ای بالا انداختم و ترجیح دادم که کمربندم رو ببندم!
_حالا چرا انقدر تند داری میری؟!
خیلی انگار مشتاقی واسه دیدن ریخت نحسشون!
دستش رو روی فرمون گذاشت و دنده ماشین رو عوض کرد و در همون حین گفت
_نه… باید یه جا دیگه بریم یکم گرفتار میشیم دارم سعی میکنم دیرنکنیم که همه چی لو بره؟
فهمیدی؟!
اهانی زیر لب گفتم و توی جام درست نشستم…
ولی نمیتونستم مانع دهنم بشم و بهش بگم انقدر از‌ش سوال نپرس خصوصا وقتی که میدونی چقدر کلافه است
_خب حالا چرا این ماشین؟!
بین اون همه فراری و لامبورگینی و بنز و BMW؛
گشتی این قراضه رو پیدا کردی!؟؟
نفسش رو با فشار بیرون داد…
_نه…
پیدا نکردم خودم خریدم!
بدون یه قرون پول اونا!
حالا فهمیدی چرا بین اون همه ماشین لوکس و زندگی لاکچری این زیر پامه؟!
با تموم شدن حرفش دهنم کامل بسته شد و حرفی برای گفتن باقی نموند…
سرم رو به سمت رو به روم برگردوندم…
و دوباره به زندگی که با ارتا داشتم درست میکردم فکر کردم!
رویای خیلی قشنگی بود، البته تا قبل اینکه بخوان گند بزنن توش!
_توچی؟!
از فکر بیرون اومدم…
_من چی؟!
انگار که بخواد سر صحبت رو برای دلجویی باز کنه گفت
_تو چی کار کردی تو این سال ها؟!
و دوباره سر زخم قدیمی چک کردم با همین حرف باز شد!

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من نودهشتیا

دانلود رمان اگه گفتی من کیم؟ نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: کلاس عاشقی
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: ناشناس
  • d d
  • 581 بازدید
https://98iiia.ir/?p=1280
لینک کوتاه مطلب:
تبلیغات
تبلیغات
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.