دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
  • دانلود رمان
    دانلود رمان

دانلود رمان انیس دل برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان انیس دل برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان انیس دل برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان غمگین

خلاصه: من پا در راه دشواری نهادم. در راه مونس بودن برای مردی که عجیب بود و نبود، از خودم، وجودم و تمام هستی‌ام خرجش کردم. من خواهان آنم… که انیس دل تو باشم!

پیشنهاد ما
رمان شمع سوخته | معصومهE کاربر انجمن نودهشتیا
رمان سرآغاز تلخ l معصومهE کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از متن رمان

ضربه‌ی پریسا خانم، زیادی کاری بود‌. انتظار داشت حکم به دوری‌شان بدهد اما نه اینقدر دور!
فکر می‌کرد بخواهد دخترش را به خانه‌ی خودش ببرد. همان هم سخت بود اما باز هم امید داشت که هرروز موقع رفت و آمدهایش از دانشگاه، همراهی‌اش کند و دل تنگش را کمی آرام نماید. رفتن او به آن سر دنیا، ته نامردی بود.
– چی شده مرتضی؟ باز فشارته؟
لحن زیادی نگران مهناز، او را به خود آورد. سعی کرد لبخند بزند.
– نه عزیزم، نگران نباش. فقط امشب یه کم خسته شدم. یه آب به دست و صورتم بزنم، حالم خوب می‌شه.
عزیزمی که گفت، از روی بی‌حواسی نبود، بیشتر زنگ هشداری بود برای زنی که به خیال خام خودش آمده بود او را از عشقش جدا کند و در این راه از خودش هم کمک می‌خواست.

در سرویس بهداشتی را که پشت سرش بست، تازه توانست نفسی بکشد. چقدر هوای خانه برایش سنگین شده بود.
چند مشت آب می‌توانست کمی از حرارت خشمی که به جانش ریخته بود، بکاهد.
چند نفس عمیق کشید و لحظه‌ای خیره‌ی تصویر خودش در آینه ماند‌. قطرات آب روی صورتش می‌چرخید و از زیر چانه‌اش، داخل روشویی می‌چکید.
چهره‌ی بدی نداشت. یعنی آنقدر زیبا بود که پیش چشمان دشوار پسند مهناز، قبول بیفتد. این را بارها از خود او شنیده بود‌.
همان وقت‌هایی که او را به دانشگاه می‌رساند و وقتی نگاه دختری خیره‌اش می‌شد، مهناز دندان به هم می‌فشرد و می‌غرید که حاضر است با ناخن‌هایش، چشمان هیز او را بیرون بیاورد. می‌گفت و خبر از آتشی که به دل عاشق مرتضی می‌انداخت، نداشت.
کنار چشمانش از تصور آن لحظه‌ها چین خورد. خودش را دلداری می‌داد که مهناز آدم گذشتن از او نیست. از سرویس بهداشتی با حالی به مراتب بهتر از قبل، خارج شد.
انگار مهناز و پریسا خانم هم حال بهتری داشتند که صدای خنده‌شان کل خانه را برداشته بود. مهناز که متوجه حضور او شد، سر از گوشی دستش برداشت. دست به طرف او دراز کرد و گفت:
– بیا، بیا مرتضی این عکس رو ببین، این رو خاله‌م فرستاده.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان سکوت نودهشتیا
دانلود رمان سیرک سلاخی نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: انیس دل
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: صدیقه بهروان‌فر
  • طراح کاور: N.a25
  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات
  • ملیکا
    27 فوریه 2022 | 04:30

    صدیقه جان خلاصه خوب و جذابی داشتی و هر خواننده ای رو به چالش میکشیدی و کنجکاو‌میکردی برای خوندن ادامه رمان. افرین بر تو و قلم خوبت

  • ساتی
    18 مارس 2022 | 10:53

    رمانت اسم قشنگی داشت مثل خود رمان =)
    قلمت مانا

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • adminسلام عزیزم با یکی از آدرس های پیشتیانی ذکر شده توی ایتا یا روبیکا ارتباط بگیر گل...
  • adminسلام عزیزم با یکی از راه های ارتباطی ذکر شده توی پست ارتباط بگیرید...
  • adminسلام توی انجمن ثبت نام کنید...
  • نننسلام رمان نوشتم چگونه براتون بفرستم...
  • سمیراسلام من واریز انجام دادم ولی نتونستم دانلود کنم...
  • محمدیمن رمان بچه بسیجی را خریداری کردم‌ولی فایلی دریافت نکردم...
  • adminلطفا با یکی از ادرس های پشتیبانی ایتا یا روبیکا زیر گزینه پرداخت ارتباط مستقیم ب...
  • شاه وردیمن دوبار پول پرداخت کردم ولی نتونستم فایل رمان رو دریافت کنم...
  • adminبا شماره 09904677308 توی روبیکا ارتباط بگیرید...
  • فاطمه نصیریسلام من امروز صبح این رمان رو خریدم اما قبل از اینکه دانلود بشه اینترنت ما قطع ش...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.