نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود داستان مبرا برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان مبرا برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان مبرا برای کامپیوتر و اندروید

داستان کوتاه

خلاصه: به ظاهر بیگناه؛ اما گناهکار!
زندگیای آرام؛ اما آیا همیشه اینگونه آرام میماند؟
همیشه همه چیز مخفی میماند و
سرنوشت حقیقت را وحشیمانند در صورتمان نمیزند؟
سرنوشت فقط منتظر یک تلنگر است، یک تلنگر کوچک.
تا همه چیز را درون خودش غرق کند و تو را به قَهر سیاهی بکشد.
سرنوشت فقط منتظر است!

دانلود داستان بی صدا بمیر برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان بی صدا بمیر برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان بی صدا بمیر برای کامپیوتر و اندروید

رمان غمگین

خلاصه: از یادم نخواهی رفت. نگاهت را که به او می دوزی، لبانت که به خنده باز می شود، هر قدم که بر می داری، با تو هستم! از کنارت نخواهم رفت، تا جایی که گام هایت را سست کنم. آرام نمی گیرم مگر با دیدن بی جانی تنت، تا جایی که نفس های تو هم مانند من سرد شود! ویرانت خواهم کرد. اشک که در چشمانت خون شود، آرامش خواهم یافت. اعتراف کن که لرزیده ای، چون نمی توانی تنم را در گور بلرزانی!

دانلود داستان عقاید پوسیده برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان عقاید پوسیده برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان عقاید پوسیده برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان پلیسی

خلاصه: یک اشتباه به ظاهر بی‌‌اهمیت و یک بی‌‌اهمیتی مطلقاً اشتباه! برتری‌‌ها و تزلزل‌‌های نا به جایی که آینده‌‌ی یک انسان را تحت الشعاع قرار می‌‌دهند و یک سر کوفتگی، چندین سال عذاب خواهد داشت. بی‌‌عرضگی شخصی، می‌‌تواند از یک بی‌‌توجهی منشأ بگیرد و جلب رضایت همگان، می‌‌تواند در راستای یک تبعیض جنسیتی باشد. لغزش نفس می‌‌تواند عواقب بد دور از انتظاری در پی بیاورد و جنس زن، بی‌‌گناه قصاص شود…

دانلود داستان میت بی‌کفن برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان میت بی‌کفن برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان میت بی‌کفن برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان

خلاصه: هیچ فکرش را نمی‌کرد روزی گذشته این گونه آینده را تحت سلطه قرار دهد!  زندگی آرامَش به ناگاه رنگ خون گرفت. از باعث و بانی وحشت داشت، او به صغیر و کبیر رحم نمی‌کرد، رنگ لجز خون را مید‌ید و لبخند به لبش پیوند می‌زد. قرار بود با عزیزانش تقاص پس دهد، ولی چه تقاصی؟  چرا باید تقاص پس می‌داد؟ میت اگر کفن نداشته باشد انتقام می‌گیرد؟

دانلود داستان مرآت سحر برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان مرآت سحر برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان مرآت سحر برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان برای موبایل

خلاصه: فاجعه ای از جنس تارهایی جادویی، ورود تماس هایی از آینه هایی مسکونی، جزئی بی قاعده در ریز نقشی های گوتنبرک به مبارزه با مباهله ای ممکن در این دنیا می پردازد. او مردی شدیداً ریز نقش است، اما آه که افسوس نمی داند در وجود آن همه رخنه در روزها، می توان از مرآت به ناممکن ها ورود کند! مرآتی که تجلی آن ناگریز  است. سنی ندارد این گوتنبرک محزونی که با چشمهایی که اندک- اندک به خاکستری می گراید. او در میان مرآت به چه نوع از تاری ِسحر آلود از کودکی خویش برمی گردد؟ در همین تخیل، لحظه ای درنگ، عالمی در عمق مرآت رونشان می شود. چه محزون است آخر این دلربایی ها چیزی به جز تخیلی در کرانه ی راست رودخانه نیست.

دانلود داستان ناصواب برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان ناصواب برای کامپیوتر و اندروید

دانلود داستان ناصواب برای کامپیوتر و اندروید

رمان ماجراجویی، معمایی
خلاصه: آجر دروغ را با سیمان دروغ می‌پوشاند و ساختمانی سست بنا می‌کند که هر لحظه آماده‌ی ویران شدن است. افرادی که تشنه‌ی حقیقت، در کویر خشک زندگی حیران‌اند، برایش اهمیتی ندارد. او با کوزه‌ی پر از آب حقیقت، در زیر سایه‌ی درخت زندگی نشسته است و از خنکای نسیم لذت می‌برد. موج سرنوشت آن‌قدر قدرت دارد که آجر‌های دروغِ روی هم قرار گرفته‌ را به مرداب تباهی روانه کند؟ آیا روزگار، متواضعانه، پرده‌ی حقیقت را بر پنجره‌ی زندگی می‌آویزد؟

دانلود داستان ایلگار

دانلود داستان ایلگار

دانلود داستان ایلگار

نام داستان: ایلگار

نویسنده: آوین آرین مهر

ژانر: تخیلی،عاشقانه،طنز

خلاصه: موهای بوری داشت که بعد ها تبدیل به مویی قرمز رنگ شد.نگاهی اشت سبز رنگ.صورتی کک و مکی که ظاهرش رو از چیزی که بود عجیب تر می کرد.این دختر عجیب بود.خاص بود.هفت ساله که بود،مادر و پدر این دختر فهمیدند که بچه شون خاصه؛اما خودشون رو به نفهمی زدند و برای اینکه یه وقتی آزار دخترشون به کسی نرسه،اون رو به یک ویلایی تو جنگل بردن

دانلود رمان

دانلود داستان روزگار عمارت ما

دانلود داستان روزگار عمارت ما

دانلود داستان روزگار عمارت ما

نام داستان:روزگار عمارت ما
نام نویسنده:پ.جلالی
ژانر:طنز ،اجتماعی
خلاصه:داستان برمی گرده حدود ۱۰۰سال پیش. اون موقع هایی که هنوز مردم با اسب و قاطر این ور اون ور می رفتن وخبری از زنگی متجددانه الان نبود. البته این داستان مربوط به تک پسر خانواده ای است، به نسبت ثروتمند وتحصیل کرده .پسر داستان ما وارسته از دنیا و به قول خودش عارف مسلک است. مقصود این داستان مذمت دنیا گرایی وکوتاه بینی است.

دانلود داستان کوتاه خیال

دانلود داستان کوتاه خیال

دانلود داستان کوتاه خیال

داستان: خیال
نویسنده: یارا کاربر نودهشتیا
خلاصه: همه جا تاریک بود، هیچ نوری اطراف من نبود، هیچ نوری.
ندایی همراه ناله من را صدا زد: سام، سام، بیا اینجا، از این طرف، بیا کنار من، بدو! ندا را با هراس و دلهره دنبال کردم. سومین قدم را که برداشتم به درون گودالی سقوط کردم، گودالی سرد، تاریک، مرگ آسا…

داستان از کتاب سوپ جو

داستان از کتاب سوپ جو

داستان از کتاب سوپ جو

داستانی زیبا از کتاب سوپ جو که با بیش از ۳۴۵میلیون لایک رکوردار در دنیای مجازی در سال ۲۰۱۵ بوده و ادامه دارد…

ما یکی از نخستین خانواده‌هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم.آن موقع من ۹-۸ ساله بودم.یادم می‌آید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشی‌اش به پهلوی قاب آویزان بود.من قدم به تلفن نمی‌رسید اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت می‌کرد با شیفتگی به حرف‌هایش گوش می‌کردم.

امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • mydomdomnow : Wonderful blog you have here but I was curious about if you knew of any communit...
  • buy anabolic online : Thanks for the good article, I hope you continue to work as well....
  • Sadaf : ممنون از نویسنده خوب عالی قلم زیبا...
  • یکی : tashakooorrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrz...
  • اسما : roman khobiii boodd tankssss...
  • اسمان : ممنون ازتون عالی بود هر روز دنبال میکنم شمارو...
  • Mina : aliii boood tankssssss...
  • Seti : من ک دانلود کردم مشکلی نداشت تشکررر...
  • ریحانه : سلام از کجا میتونم کاملش رو تهیه کنم‌؟...
  • سارگل : بسیار زیبا بخونیدددددد...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.