دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان

دانلود رمان طنز

لیستی از بهترین رمان های طنز و کل کلی پر از هیجان که خنده و هیجان را مهمان لب های شما شما می کند.
هم اکنون میتوانید با رجوع به صفحات متداول، رمان مدنظر خود را انتخاب کنید و از گزینه های دانلود که فرمت pdf آسانترین راه را برای شما به ارمغان آورده به بزرگ ترین دایرهٔ اتفاقات خنده دار دسترسی داشته باشید.

دانلود رمان باجه موذی گری

دانلود رمان باجه موذی گری

باجه موذی گری(جلد اول)

نام رمان: باجه موذی گری
نویسنده: نسترن اکبریان
ژانر: عاشقانه، پلیسی، طنز
سال نگارش: ۱۳۹۷ – سال انتشار: ۱۴۰۰
تایپیست: فاطمه سادات کاظمی

دانلود رمان باجه موذی گری از نسترن اکبریان pdf ، اندروید، لینک مستقیم رایگان

خلاصه:
درست در آن هنگامی که ماجرا خوب پیش میرفت، پلیس برای اداره بهتر وارد صحنه شد؛ غافل از آنکه صحنه را اشتباهی رفته بود!
بی آنکه بداند سنگ در مرداب قلبی یخ زده انداخت و در اوج، بدل به افسانه ها همچون زیبایی خُفت!
در سکوت پیله های قلبی را شکافت و در زمان وصال، صحنه ای که دست‌ساز آن دو بود بر سرشان آوار شد!

دانلود رمان قرار نبود نوشته هما پور اصفهانی نودهشتیا

💚رمان: #قرار_نبود

🍀نویسنده: #هما_پور_اصفهانی

🍀ژانر: #عاشقانه  #همخونه_ای #کلکلی

💚خلاصه:
ترسا بعد از قبول نشدن در کنکور تصمیم به مهاجرت می‌گیرد. اما با مخالفت شدید پدرش روبرو می‌شود. به همین خاطر او با همفکری دوستانش راه حلی برای راضی کردن پدرش پیدا می‌کند که برای عملی شدن این راه حل، با پسری به اسم آرتا یه ازدواج قراردادی میبنده تا بتونه از ایران خارج شه اما …‌

دانلود رمان قرار نبود نوشته هما پور اصفهانی نودهشتیا

دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید

دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید

دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید

این از روی علاقست . چه خوب که براشون مهم بودم . عمو هم منا به آغوش گرفت .چشم هام دوباره پراز اشک شده بود . بعداز احوالپرسی با بچه های عمو و عمه ، دوباره سرجای قبلیم نشستم. پسر چندماهه میترا توی بغلش بود . فرزند چه واژه قشنگی . چیزی که هیچ وقت حسش نکردم .حالت تهوع بهم دست داده بود و… .

دانلود رمان دسیسه برای اندروید

دانلود رمان دسیسه برای اندروید

دانلود رمان دسیسه برای اندروید

از دفتر خونه امدیم بیرون چشمام قرمز شده بود و نور افتاب اذیتشون می کرد عینکی افتابیمو زدم وبه طرف ماشین بهروز راه افتادیم قدماش رو باهم هماهنگ کرد با یه حرکت اروم دستم رو تو دستاش جا داد نتونستم کاری کنم تا دم در ماشین هر دو ساکت بودیم درو برام باز کرد ونشستم-خوب کجا بریم-نمیدونم-امروز شما ریسی البته…

درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.