نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان اتاق معلم

نویسنده: فرزان

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات:

خلاصه:

یادم نمیاد دقیقا چند شنبه بود که سرنوشت منو واسه بازی انتخاب کرد!
فقط می دونم یه دختر چهارده ساله روستایی بودم که بی خبر از همه جا مثه هر روز صبح از خواب بیدار شدم.
مثه هر روز با خواهرم بحث کردم و بازم مثه هر روز اخم و تنبیه مامان رو به جون خریدم.
ولی اون روز با هر روز فرق داشت اون روز شروع داستان من بود…

بخشی از داستان:

کاش علی برگرده اگه مجبورم کنن با یکی دیگه ازدواج کنم دغ میکنم

‫تمام این درگیریهای ذهنیم باعث شده بود ده کیلو الغر تر بشم الغر و نحیف حتی از اون زیبایی و شادابی سابق هم

‫خبری نبود مامان نگران بود مریض نباشم بابا بردم دکتر شهر‪ ،گفتن سالمم خودم میدونستم چمه دردم علی بود

‫درمانمم علی بود ولی اون رفته بود

‫شهریورها اتفاقات مهم زندگیم میافتاد سال پیش علی رو وارد زندگیم کرد و امسال چهره سیاه زندگی رو بهم نشون

‫داد‪.برام یه خواستگار پولدار از فامیل های دور بابا اومد یه مرد چهل ساله ثروتمند!

‫زنش مرده بود و سه تا دختر داشت دختراش حتی از منم بزرگتر بودن مطمین بودم بابا قبول نمیکنه من فقط پونزده

‫سالم بود

‫تو اشپزخونه یه گوشه نشسته بودم و عزا گرفته بودم‪ .تو اتاق پذیرایی مراسم خواستگاری من بود و انگار داشتن

‫حکم اعداممو مینوشتن‪ .امیدم به مخالفت بابا بود وگر نه مامان که همون اول تا دید ستار چقدر پولداره بله رو داد!

‫داشتم واسه دل بدبخت خودم مرثیه میخوندم که طوبی اومد تو آشپزخونه و گفت

‫چقدر خوش شانسی این یکی هم پولش از پارو باال میره یه خونه به این بزرگی وسط شهرکرد داره ماشینشم چه‫مدل باال بود همه همسایه ها تا ماشینو دیدن دارن سرک میکشن ببینن خونه ما چه خبره

‫با بغض گفتم

‫من خونه و ماشین نمیخوام‫بس که خری مامان گفت پاشو چایی بیار‫چرا؟ مگه قرار نیس بابا جواب رد بده من دیگه بیام چیکار؟‫من چمیدونم اگه میخوای خود مامان نیاد سراغت پاشو چایی بیار‫رفت بیرون نمیخواستم برم این ظلم بود مامان که میدونست من دلم پیش کیه بابا که علی رو از بچه های خودش

‫بیشتر قبول داشت چرا با من این کارو میکردن؟

https://98iiia.ir/?p=756
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • عشق رمان
    دوشنبه 3 آگوست 2020 | 10:07 ق.ظ

    چرا رفتن آمریکا همون روستا میموندن دیگه

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Ghazale : برای چی نمیشه دانلود کرد؟...
  • Elizabeth : سلام من میخوام عضو تیم طراحی کاور بشم کارمم خوبه نمونه دارم باید چیکار کنم...
  • H.r : اخرش چرا اینجوری تموم شد؟ینی نرسید بهش؟😕...
  • سلین : میشع بپرسم چطوری دان کنم؟...
  • سیه نا : کسی میدونه جلد دومش کی میاد؟...
  • rezvan : سلام خوبه...
  • Mahdis : چرا انقدر شخصیت های رمانش کراشن اخه...
  • :)سوجی : تومار نوشتید.(: ۲_شما با این همه انتقاد نمیخوندینش دیگه هرچند که نظراتتون قبول د...
  • فاطمه : جلد دومم هم داره؟...
  • :) : میشه راهنمایی کنین چطوری رمانم رو توی سایتتون به اشتراک بذارم؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.