دانلود رمان حتی اگر نباشی

دانلود رمان حتی اگر نباشی

دانلود رمان حتی اگر نباشی

نام رمان:حتی اگر نباشی.

نویسنده:raha1381کاربر انجمن نودوهشتیا.

موضوع:عاشقانه.

خلاصه:در مورد عشق دخترکرد و پسر عرب.

مقدمه:

نام رمان:حتی اگر نباشی.

نویسنده:raha1381کاربر انجمن نودوهشتیا.

موضوع:عاشقانه.

خلاصه:در مورد عشق دخترکرد و پسر عرب.

مقدمه:

دلم برای روزایی که بجای اشک رو گونه هام خنده های از ته دل بود تنگ شده،دلم برای شبایی که میتونستم بدون فکر و خیال بخوابم تنگ شده،دلم برای دختری که دلش از سنگ بود، دختری که حاضر نبود دلش رو به کسی بده تنگ شده،دلــــم چی شـــد؟؟چرا اینجوری شد!!چرا نمیتونم بدون فک کردن به اون زندگی کنم؟چرا نمیتونم ازش دل بکنم؟؟چرا نمیتونم کسی رو جاش بزارم؟چرا عاشق کسی شدم که تاحالا ندیدمش؟ چرا ارزوی هر شبم شده وقتی چشامو میبندم که بخوابم تو خواب ببینمش؟چرا تنها ارزوم شده دیدنش؟چرا همش بهونه شو میگیرم؟چرا زندگیم با ای کــاش گفتنا داره میگــذره؟چرا خدا چـــــــرا؟

داشتم حاضر میشدم برم مدرسه ساعت ده دقیقه مونده بود به هشت،زنگ اول علوم داشتیم واسه همین دیر میرفتم،از خونه تا مدرسه پنج دقیقه بود.ساعت هشت از خونه بیرون اومدم و رفتم مدرسه،رفتم تو کلاس دیدم خانم عبدالله نژاد نشسته و داره طبق معمول حرف میزنه، همیشه به فکر خانوادش بودم که چطوری اینو تحمل می کنن ؟اخه لامصب ادم انقدرم حرف میزنه؟؟.

سمانه:رویا

-من:بله 

-سمانه:خونتون خیلی دوره؟

-من:واسه چی؟

-سمانه:اخه بعضی وقتا دیر میای؟

-من:نه بابا واس اینکه اینو نبینم دیر میام، خونمون همین کوچه بغلی مدرسه هست.

سمانه زد زیر خنده خانم عبدالله نژاد پرسید: اگه چیزی هست بگین ماهم بخندیم؟

-من:نه خانم سمانه همینجوری میخنده.

کلاس هفتم بودم دوستای جدیدی پیدا کرده بودم خیلی باحال بودن یجورایی عاشق مدرسه شده بودم،زنگ دوم مطالعات داشتیم تو خونه خونده بودم خانم اقازاده صدام کرد برم پای تخته گفتم:

نخوندم

 باید بیای. 

رفتم دوتا سوال پرسید جواب ندادم گفت:

برو بخون ده دقیقه دیگه صدات میزنم

رفتم نشستم با سمانه داشتیم حرف میزدیم

-سمانه:مگه نگفتی نخوندم؟

-من:مگه میشه نخونم همینجوری گفتم نخوندم

–سمانه:دختر تو چرا اینجوری هستی؟

-من:دوسنداری اینجوری باشم؟

-سمانه: نه بابا منظورم این نبود، چرا با معلما لج میکنی؟

-من:دوستدارم سرکارشون بزارم اشکالی داره؟

-سمانه:نه .

–خانم اقازاده:رویا مگه نگفتم بخون الان صدات میزنم.

-من:خب خانم خوندم دیگه

برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,