نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان خون برای نفس برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان خون برای نفس برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان خون برای نفس برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان ترسناک
خلاصه: دلربا عاشق فردی که انسانیتش با خوی حیوانی و درنده آمیخته شده می‌شود. خون آشامی که به عنوان جفت برای او انتخاب شده، فردی است که سال‌های سال است که انسان بودن و انسانیت را از یاد برده و تنها موضوع در زندگی او خون است.

پیشنهاد ما
رمان تنها نوای من | عسل ابراهیمی کاربر انجمن نودهشتیا
رمان پنهان شده |@sevilam کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان:
_شروع کن دیگه عزیزم.
به شیرین که این جمله رو گفته بود، لبخندی زدم و سعی کردم فکرمو جمع و جور کنم.!
دستمو بلند کردم تا لیوان شیر جلوی رومو بلند کنم. لرزش کمی که دستم داشت، باعث شد که کمی از شیر چپه بشه روی دستم و میز. البته پر بودن لب تا لب لیوان مزید بر علت بود. خدایا از این بدتر نمیشد.
خجالت زدگی به شدت بهم تزریق شد. ناخودآگاه سرمو بلند کردم به رأس میز و جایی که کوروش خان نشسته بود نگاه کردم تا عکس العملشو ببینم. با دیدنش که خیلی خونسرد بهم نگاه میکرد، نه با تمسخر کمی از خجالتم کاسته شد. روشو برگردوند سمت کارن.
_براشون دستمال بیار.
_ چشم داداش.
انگار تا اون نمیگفت کسی حق نداشت از پای میز بلند بشه.  این که به جای شیرین و آنا، از کارن خواست که بهم کمک و کنه و دخترا رو از پای میز بلند نکرد، برام جالب شد.! با دستمالی که جلوم گرفته شد، حواسم جمع کارن شد.
دستمال و با تشکر زیر لبی ازش گرفتم و خواستم میزو پاک کنم که گفت:
_شما دستتو پاک کن من انجامش میدم.
شروع به تمیز کردن میز کرد.
با شرمندگی بهش نگاه کردم که با چشمکی مهربون جوابمو داد. مشخص بود که آدم خوش اخلاق و مهربونیه. تا آخر صبحانه، با دقت دست به ظروف میزدم و کاملا تمام سعیم بر این بود که، مواظب همه چیز باشم و دیگه خرابکاری نکنم! برای این که حس بچه خطاکاری که داشتم و از خودم دور کنم، به این فکر کردم که، شیرین چه قشنگ و با سیاستی زیر پوستی، با همون معرفی کوتاه اسم برادرشو تو سر من با پسوند خان میخ کوب کرده بود. شایدم بخاطر معرفی اون نبود، بلکه بخاطر فرکانس قدرت و اربابیتی که از کوروش ساطع میشد، بود.
همه ی انسان ها هاله ای به دور خودشون دارن. تنها چیزی که از این مرد ساطع میشد، قدرتی بود که ناخودآگاه به همه سرایت میکرد.! جوری که توی ذهنت هم مجبور به احترام گذاشتن بهش میشدی.

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان شبی بی ستاره
دانلود رمان آسانسور برای گوشی

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: خون برای نفس
  • ژانر: عاشقانه_ هیجانی_ ترسناک
  • نویسنده: ZK
https://98iiia.ir/?p=1046
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Elizabeth : سلام من میخوام عضو تیم طراحی کاور بشم کارمم خوبه نمونه دارم باید چیکار کنم...
  • H.r : اخرش چرا اینجوری تموم شد؟ینی نرسید بهش؟😕...
  • سلین : میشع بپرسم چطوری دان کنم؟...
  • سیه نا : کسی میدونه جلد دومش کی میاد؟...
  • rezvan : سلام خوبه...
  • Mahdis : چرا انقدر شخصیت های رمانش کراشن اخه...
  • :)سوجی : تومار نوشتید.(: ۲_شما با این همه انتقاد نمیخوندینش دیگه هرچند که نظراتتون قبول د...
  • فاطمه : جلد دومم هم داره؟...
  • :) : میشه راهنمایی کنین چطوری رمانم رو توی سایتتون به اشتراک بذارم؟...
  • Abedi : ببخشید دانلودش رو برداشتید کجا باید برم دانلود کنم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.