دانلود رمان سرنوشت را می توان از سر نوشت

نویسنده: shiva-68

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۲۶

بخشی از داستان:

قبل از اون ماجراها هم کسی برام تکلیف معین نمیکرد این من بودم که همه چیز رو خراب کردم با بی تجربگی با
مشورت نکردن با …
حاال که از همه دور بودم دوست داشتم زندگی رو خوب بسازم حداقل از این به بعد خوب زندگی کنم تو همین
فکرها بودم که قرص های مسکن کار خودشونو کردن و خواب عمیقی منو ربود.حوالی ساعت ۵ بود که با صدای
تلفن از خواب پریدم
-الو بفرمایید
-سالم نازنین داداشی خوبی؟
-سالم خوبی؟
-منم خوبم روز اول هم خوب بود نگران چیزی نباش حالم خوبه￾من خوبم تو چطوری؟روز اول چطور بود؟
-مطمئن عزیزم؟
-بهشون بگو نمیخواستم اینطوری بشه شرمنده ام￾خوبن ولی دوری تو براشون سخته مخصوصأ که مجبورن نقش هم بازی کنن￾مطمئن مطمئن باش مامان و بابا چطورن؟چیکار میکنن؟
-هنوز نمیخوای بگی چرا؟
-مگه بهم قول ندادی که دیگه نپرسی داداشی؟
-همه چیز جوره راستی خونه عالیه￾آره قول دادم قبول خوشگلم تو هم قول بده هر چیزی الزم داشتی بهم زنگ بزنی باشه؟
-به امید دیدار￾نگرانشون نباش خداحافظ￾نه به مامان و بابا سالم برسون و مواظبشون باش￾خوشحالم که راضی هستی کاری نداری؟
بعد از قطع کردن تلفن تا میتونستم اشک ریختم سرم درد میکرد و خاصیت مسکن ها هم از بین رفته بود دستم
دوباره تیر میکشید
فکر رهام نمیکرد چرا با کارهام باعث این دوری شدم خودم هم نمیدونستم دلیل این دوری کار من بود یا نادونی و
بی تجربگی من ولی هر چی بود باعث شده بود من مهربونی مادرم،استواری پدرم و پشتیبانی بی دریغ برادرم رو
برای همیشه از دست بدم.
کاش زمان بازگشت داشت…کاش میتونستم به عقب برگردم و همه چیز رو جوری واقعیت ببخشم که دوری نباشه
تنهایی اذیتم نکنه و غصه و غم گلوم رو احاطه نکنه
کاش این بغض حقیقتأ میشکست اون وقت میتونستم ببخشم،بخشیده بشم و به قبل برگردم،به زمانی که شاد بودم و
خنده روی لبام بود

پیشنهاد سایت نودهشتیا:

دانلود رمان پارمین برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان آبرویم را پس بده برای کامپیوتر و اندروید

 

باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!