دانلود رمان سوار بر بال سرنوشت

نویسنده: مهرنوش و سیاوش ۶۸

ژانر: عاشقانه

بخشی از داستان:

پیش مامان نشستم و رو به مامان گفتم: در هر صورت از فکر اون زیرزمین بیاین بیرون. مگه اینجا گدا خونه یا خانه
خیریه اس؟
یه دفعه صمیم به طرفم براق شد و با صدای بلند گفت: دهنت رو ببیند.
من هم پرو از موقیعت این که مامان اونجاس و صمیم نمی تونه بیشتر از این پاش رو از گلیمش
دراز تر کنه گفتم:
مگه دروغ میگم؟ اگه گدا نبود که چشم به اون فسقل زیر زمین نداشت!
صمیم با همون حالت عصبی جواب داد:
رامین با پول تو جیبش میتونه کل این خونه رو بخره، اگر هم می خواد بیاد اینجا برای اینکه ما به پولش احتیاج
داریم. تازه امیدوار هم نباش اون گوز دونی رو برای زندگی قبول کنه.
-حاال خوبه گوز دونیه اونطوری دندونت رو براش تیز کردی.
یه دفعه یه حبه قند به طرفم پرت کرد و گفت: خفه میشی یا خودم خفه ات کنم
مامان یه ال اله اال اهلل گفت و به من چشم غره رفت. من هم که بغض کرده بودم بلند شدم و با حالت دو رفتم پناهگاه
خودم.
از همون لحظه از رامین بدم اومد و با خودم شر ط کردم اگه اومد و اون زیر زمین رو از چنگم در آورد تالفی کنم و
نذارم یه آب خوش از گلوش پایین بره… پسره عوضی!
****
-نه مینا، محاله بزارم یه آب خوش از گلوش پایین بره.حاال ببین.
-واال تو خلی. من از خدام بود یه پسر میشد مستاجر ما .میگم حاال خدا کنه سرش به تنش بیارزه !
-برو بابا تو هم. من تو چه فکریم تو تو چه فکری!
-تو یا تختت کمه. با این قیافه همه رو اسیر خودت کردی اما تو اصال توی این خطها نیستی
-حاال همچی میگی همه رو اسیر خودت کردی که واال خودم هم باورم شد.
یکی آروم زد تو سرم و گفت : پس هومن چی بود.

پیشنهاد سایت نودهشتیا:

دانلود رمان به بهانه ی درس خواندن برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان عشق من تنهام نذار برای کامپیوتر و اندروید

 

باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
دانلود رمان سوار بر بال سرنوشت برای کامپیوتر و اندروید
5 از 2 رای
,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!