دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
  • دانلود رمان
    دانلود رمان

دانلود رمان شاهکار برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان شاهکار برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان شاهکار برای کامپیوتر و اندروید

داستان

خلاصه: همه چیز از یک تصادف شروع شد…
روزی که لحظات تلخی را به همراه خود آورد، ولی می ارزید به آرزویی که سال ها به دنبالش باشی و به آن آرزو نرسی…
به یک نمایشگاه تابلوهای نقاشی می ارزید، به یک نقاشی زیبا می ارزید، به یک عشق می ارزید، به یک زندگی عالی می ارزید، به یک خانواده خوب می ارزید.

شاهکار، تابلوی نقاشی که بر تمام تابلوهای نقاشی جهان سروری کرد و به یک عشق پاک و دست نیافتنی رسید، شاهکار زیبا…

پیشنهاد ما

رمان بازیِ مرگ و زندگی | @sevilam کاربر انجمن نودهشتیا

رمان افول نور | باران خسروی کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از متن رمان

هرچقدر آن روز دلشکسته و ملول و مفلوک به نظر می رسیدم امشب که داشتم خودم را از گودال سرنوشتم بیرون می کشیدم احساس قدرت و غرور می کردم .آن قدر که آرش هم برق پیروزی را توی چشمان من دید .چیزی نگفته بود اما می دانم که توی دلش مرا به خاطر تصمیمی که گرفته بودم تحسین می کرد .من عطای راحتی و آسایش نسبی ام را در خانه ی خاله دلی به لقایش بخشیده بودم و بی محابا داشتم به دل سرنوشتی نامعلوم می زدم .
نمی دانم لرزشی که به جانم افتاده بود از سوز پاییزی شب بود یا از هیجان و دلهره ای که هنوز نمی خواست دست از سر من بردارد .آرش کنارم ایستاد .نگاهش پر از بیم و امید بود .می دانستم که از این جا به بعد علاوه بر خودش حالا بار من هم افتاده بود روی دوشش.شاید با واقع بینی می دانست که از پسش برنمی آید و نمی تواند گلیم هردوتامان را از آب بیرون بکشد اما همین که به روی خودش نمی آورد و از حال و روز ناکوک و اسفناکش ناله و زاری سرنمی داد و نگرانی هایش را به من منتقل نمی کرد راضی بودم ازش .
–بریم ؟
بی آن که حتی برای لحظه ای مردد و دودل به نظر برسم قدم اول را من برداشتم با این که نمی دانستم ته آن شب بلند پاییزی مقصدمان کجاست ؟
-حالا کجا باید بریم ؟
درحالی که دوش به دوش من قدم برمی داشت یک نگاه به ساعت گوشی اش کرد .نمی دانم ساعت مارک خودش را کی فروخت و خرج چه کاری کرد ! آخرین بار که دیده بودمش ساعتش دستش بود هنوز .
” یعنی اگه باز یه وقت پول لازم بشیم چیز باارزش دیگه ای مونده براش که بفروشه ؟ ”
چقدر زود داشتم نگران خودمان می شدم !
–امشب رو می ریم خونه ی دوستم .
با تعجب نگاهش کردم
–کدوم دوستت ؟ رضا ؟
-خب آره .مگه به جز رضا دوست دیگه ای هم برام مونده ؟
و لبخند گسی آمد و روی لبش نشست .روزی که به من گفته بود رضا به او پیشنهاد داده که می تواند برود همخانه اش شود با همین سردرگمی و ناباوری نگاهش کردم و گفتم
–چطور می تونی تو یه گله جا با یه آدم دیگه زندگی کنی ؟ خیلی سخته !
او هم شانه ای بالا انداخت و با بی قیدی خاص خودش گفت
–سخته ولی چاره ای نیست !
انگار هرچه رو به بی چارگی و اضمحلال می رفتیم او تنظیمات خودش را دستکاری می کرد تا بی درد و عارتر باشد .آپدیت شدن با شرایط راحت ترین کار بود برایش .من اگر بودم به همین راحتی نمی توانستم به زندگی در اتاقکی فکر کنم که ته تهران بود یا به قول بابا خان ته دنیا .
-ولی اون جا که به قول خودت همه ش یه اتاق بیشتر نیست…

پیشنهاد نودهشتیا

دانلود رمان بغض من عشق او نودهشتیا

دانلود رمان رمان بد قدم نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: شاهکار
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: نیلوفر لاری
  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات
  • زری
    19 فوریه 2022 | 06:14

    از خلاصه رمانت خیلی خوشم اومده و اسم زیبایی هم انتخاب کردی و به خلاصه رمانت میاد، نیلوفر جان خلاصه خوب و اسم خوبی هم انتخاب کردی و امیدوارم که همیشه موفق باشی

  • Paradise
    8 مارس 2022 | 14:13

    این یه رمان خاص و جذابه.. وقتی شروع به خوندنش کردم نتونستم ازش دست بکشم و ادامه رو نخونم… خسته نباشی نیلوفرجان

  • مهتا
    16 مارس 2022 | 06:27

    واااااای خدا، آدمو تشویق به خوندن میکنه، یعنی محاله بعد از خوندن مقدمه و خلاصه بخوایی ازش دست بکشی، من که عاشقش شدم.
    خاص و بی‌نظیر، تکراری هم ک اصلاااااا نیست، موفق باشی

  • ساتی
    16 مارس 2022 | 20:21

    رمان شاهکار واقعا رمان خاص و تکی هست و من واقعا از اون خوشم اومد…موفق باشی نیلوفر

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • adminسلام عزیزم با یکی از آدرس های پیشتیانی ذکر شده توی ایتا یا روبیکا ارتباط بگیر گل...
  • adminسلام عزیزم با یکی از راه های ارتباطی ذکر شده توی پست ارتباط بگیرید...
  • adminسلام توی انجمن ثبت نام کنید...
  • نننسلام رمان نوشتم چگونه براتون بفرستم...
  • سمیراسلام من واریز انجام دادم ولی نتونستم دانلود کنم...
  • محمدیمن رمان بچه بسیجی را خریداری کردم‌ولی فایلی دریافت نکردم...
  • adminلطفا با یکی از ادرس های پشتیبانی ایتا یا روبیکا زیر گزینه پرداخت ارتباط مستقیم ب...
  • شاه وردیمن دوبار پول پرداخت کردم ولی نتونستم فایل رمان رو دریافت کنم...
  • adminبا شماره 09904677308 توی روبیکا ارتباط بگیرید...
  • فاطمه نصیریسلام من امروز صبح این رمان رو خریدم اما قبل از اینکه دانلود بشه اینترنت ما قطع ش...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.