دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
3.5/5 - (2 امتیاز)

دانلود رمان شوگار برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان شوگار برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان شوگار برای کامپیوتر و اندروید

دانلود رمان APK
خلاصه: شوگار روایت دختری است که در گیر و بند تمام سخت‌گیری‌های خانه‌شان، دل به سیاوش بسته و طالب اوست. هرچه اصرار برای رفتن بر سر خانه و زندگی‌شان می‌کند، سیاوش از او دور و دورتر می‌شود. تا اینکه… .

مقدمه: از هر کسی که بپرسید مفهوم “زن” را برایتان شرح دهد، شاید بگوید ” زن ” یعنی ظرافت. زن یعنی ناز، نوازش، لطافت. زن یعنی همان کسی که به بودن یک پشتوانه نیازمند است. پس ” زن ” یعنی نیاز.
گاهی می‌گویند ضعیفه، همان کسی که در خانه می‌نشیند. منتظر می‌ماند و اگر خدا شانس بدهد، یک اقبال بلند نصیبش می‌شود و اگر نه، خدا در رحمتش را به رویش ببند و خواهان نداشته باشد، می‌شود ” سربار” می‌شود منبع حرف و حدیث!
یک نقل شیرین که دهان به دهان می‌چرخد. حالا بیوه بودنش را، مطلقه بودنش را تو در نظر نگیر.
از نظر خیلی‌ها زن یعنی وسیله‌ی رفاه یک مرد. یک انتخاب بین هزاران خوب و بد. زن یعنی همان کسی که برای دیده شدن تلاش می‌کند. همان کسی که شب‌ها تا سپیده‌ی صبح، برای فرزندانش بیداری می‌کشد و آخر سر، یک سری انسان نادان بگویند:”پُشت پُشت پدره، مادر رهگذره”
بگذارید در چند کلام خلاصه کنم: زن ها آفریده شده اند برای دلبری، برای بی‌رحمی، برای به دام کشیدن، تقاص پس گرفتن و حتی نیرنگ زدن. من برای همین ساخته شده ام. نیشم را درست در جایی فرو میکنم که مرا زده بودند! من نه ضعیفه هستم و نه سربار کسی. مَـــــن، من هستم! همین مَنی که یک اردوگاه مرد رزمی حریفش نمی‌شد!
من برای پس گرفتن حَقم، زنانگی می‌کنم. نیرنگ می‌زنم و درست سر بزنگاه، خنجرم را در قلبشان فرو می‌برم! زَهری که می‌زنم ، در رگ و پی شان جولان می‌دهد و به این می‌گویند دُچار شدن. من هر مردی را به راحتی” دُچار “میکنم.

پیشنهاد ما
رمان هابیل و قابیل | آرتین کاربر انجمن نودهشتیا
رمان در راه برمو | fardis کاربر انجمن نودهشتیا

برشی از رمان:
لبخند روی لبهایش جمع می‌شود. فشار انگشتهایش روی مُچ دستم هم:
-مغز خر خوردی؟ جدی بودی شیرین؟
مُچم را از دستش بیرون میکشم و سعی میکنم صدایم را پایین نگه دارم:
_بخوام زودتر برم سر خونه زندگیم زده به سرم؟ سیاوش ما چند ساله نامزدیم؟ من دیگه هجده سالمه و تو بیست و هفت سالت شده. تو اونجا و من اینجا! چرا هیچ اقدامی واسه این موضوع انجام نمیدی؟
کلا آن شیطنت از چشمهایش پر میکشد. به جایش اخم میکند و نیم قدمی عقب میرود:
_من هنوز پولامو جمع نکردم. نمی‌تونم خونه بگیرم. عروسی کنیم تو می‌تونی زیر یه سقف با مامانم زندگی کنی؟ به خدا که سر هفته برمی‌گردی خونه آقات.
سعی میکنم مهربان باشم اما من از مهربان بودن بدم می آید:
_من میخوام با تو بیام. یه خونه ی کوچیک اجاره می‌کنیم. مجبور نیستیم خونه‌ی گرون قیمت بشینیم.
پوزخند میزند و رو به صورتم خم میشود:
_من میگم نره، تو میگی بدوش؟ آقا پول ندارم! نَـ د ا ر م!
انگار که مزه ی یک نوشیدنی تلخ و بدمزه زیر زبانم حس شود. باز هم همان آش و همان کاسه! باز هم در رفتن از عروسی. گامی به عقب برمیدارم و حرف آخرم را میزنم:
_سیاوش یا بساط عروسی رو بچین. یا تا وقتی نچیدی اینجا نیا، دیدن من نیا.
بُهت نگاهش، همراه با آن لبخند محو و مسخره، اصلا برایم مهم نیست. رو میگیرم و همینکه میخواهم بروم، جدی لب میزند:
_حرف آخرته؟
ترسی در دلم خانه میکند. از گوشه ی چشم نگاهش میکنم و… .

پیشنهاد نودهشتیا
دانلود رمان سرنوشت من برای اندروید
دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار برای اندروید

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان تتو برای کامپیوتر و اندروید
  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: شوگار (خلوت‌های شبانه)
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: آرزو نامداری
  • طراح کاور: Zari
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=1011
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<>
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • سالیسلام ادامه رمان رو چجوری میشه خرید من به واتس اپ پیام دادم اینستا پیام دادم نلگر...
  • سارا یزدانیخیلی هیجانی و باحال بود بنظرم خیلی خوبه که رمانا تعداد صفحه هاشون زیاد باشه خیلی...
  • سارا یزدانیتوروخدا جلد دوم بگین تا کی مینویسین من دیگ علاقه ی به رمان دیگ ندارم دوسدارم بدو...
  • آوابسیار زیبا بود، بعد از سالها برگشتم سایت ۹۸ ییا، دیشب از ساعت ۱۲ شب تا ۶ صبح درج...
  • adminسلام فونت فایل ویرایش شده ریز تره به اون خاطره وگرنه فایل کامله...
  • Farzanehمن در باکس لینک دانلود اندروید رو انتخاب کردم و مبلغش رو هم پرداخت کردم ، اولا چ...
  • ایراندخترمان فضای بسیار محدودی داشت و اتفاقات تکراری و یکنواخت مکرر ادامه وار بود با کمی...
  • نوروزیسلام پس جلد دومشو چطوری بدست بیارم هرچقد سرچ میکنم جلد اول باز میشه...
  • الهامخدایی این مزخرفات از کجا به ذهنتون میرسه من که فکر نکنم خیلیا نویسنده هستن شما ه...
  • الهاممن نمیدونم چرا رمان های الان اینقد دور از واقعیت هست و از آدما ی دیو دو سر میساز...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.