دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
4.3/5 - (3 امتیاز)
دانلود-رمان-عطر-ریحون-برای-کامپیوتر-و-ا

دانلود رمان عطر ریحون

نام رمان: عطر ریحون 

نویسنده: زهرا مهدانیان

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات: ۲۷۶

دانلود رمان اجتماعی عطر ریحون از زهرا مهدانیان به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان

خلاصه:

خانواده ای در سطح پایین اقتصادی که دختری به نام ریحانه دارن. ریحانه دانشگاه قبول می شه و در حین تحصیل با شخصی آشنا و به مرور عاشق و دلبستش می شه، اما پسر چطور، او هم همانگونه عاشق ریحانه بود؟ سوالات متعددی روح و روان دخترک رو اذیت می کنن که آیا به عشقش می رسد یا…

پیشنهاد ما:

دانلود رمان تنهایی دالیا به صورت pdf از سمانه امینیان

بخشی از کتاب:

آروم وبا قدم هاي بي رمق به سره کوچه رسیدم. کوچه اي تنگ و با نماي قديمي که

يه جوي باريک و بلند از ابتداي بن بست ما درست تاسر کوچه کشیده شده بود….

بوي نا,بوي دست شويي همسايه ها که بخاطر سبک قديمي ساختمون ها توي

حیاطشون ساخته شده بودتا توي کوچه میومد.والبته اگه از بوي قرمه سبزي با برنج

ايراني نگذريم که عضولاينفک بوهاي کوچمون بود. پسربچه هاي زشت وکثیف که

يه ذره کوچرو کرده بودن استاديوم آزادي وهرروزوهرروز گل کوچیک بازي میکردن

 محمدمهدي پسر دماغو وکچلي بود که بیشتر شبیه گرسنگان سومالي بود,مخصوصا

وقتي که زيرآفتاب از صبح تاغروب گل کوچیک بازي میکردو سیاه میشد.به نوعي سردسته ي

راهزنا بود.وازهمه مهم تر ازمن متنفر بودو منم ازاون.ده سال ازم کوچیک تربود قدش بدتر

از من کوتاه ! ساله باشه ۲۱ بودو بهش نمیومد که همیشه هم تا يه دور حال همو نمیگرفتیم

آروم نمیشديم. ازهمون دم کوچه چپ چپ همو نگاه کرديم مثل دوتا خروس لاري -چطوري کوتوله؟

-برو دهن شوهرننتو جمع کن از عصري داره مخ هممونو میخوره! نگاهمو آروم به دره خونه

انداختم و ترجیح دادم فعلا بیخیال محمدمهدي بشم..کیلیدو انداختم و وارد حیاط کثیف و

بدترکیب خونمون شدم.اولین چیزي که به چشمم خورد موتور قراضه ي محمود(ناپدريم) بود

اولین صدايي که به گوشم خورد صداي مادرم بود که گفت: -گفته پیدا میکنه

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان من محیا هستم به صورت pdf از نلیا(نسترن وضوانی)
  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=676
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • fatemeh
    8 سپتامبر 2020 | 18:45

    سلام،خسته نباشید به نویسنده عزیز این رمان و تشکر از تلاششون ،من معمولا رمانهای پرحاشیه و با پایان تلخ رو نمیخونم با توجه به شرایط فعلی ذهن چالش بیشتر رو جوابگو نیست،این رمان روند خیلی ملایم و شیرینی داشت،همش منتظر بودم که حالا میخواد اینجا رو مثه اکثر رمانا حرص بده اما با اینکه رمان آرامش بخشی برای من بود حداقل،کسل کننده و بدون فراز و نشیب هم نبود،بازم ممنون از نویسنده عزیز

  • ساتی
    19 مارس 2022 | 08:14

    رمان بسیار زیبایی بود و خوندنش ب آدم آرامش میداد…قلمت مانا زهرا جان خوش قلم

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<>
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • Niloufarخوشمل بودش...
  • fgسلام عزیزم،گلم رمانت بیش از اندازه ایراد داشت واقعا چرت و مزخرف بود نمی‌خوام بهت...
  • fgوای عزیزم رمانت خیلی دچار کم کاستی بود و دور از واقعیت و بی‌ش از اندازه چرت بود،...
  • Gemmaبرادر منهدم بالاخره اومد!😍 این رمان فوق العاده‌ست به شدت بهتون پیشنهاد می‌کنم:))...
  • Z.A.Dمرسی ماهی جون :))...
  • ماهیکراش ابدی اویس دل‌ها😍🤝 منتظر آثار بعدیت هستم جیگر😍...
  • معصومه خداییخیلی قشنگگهه😍😍😍😍...
  • معصومه خداییعالیههه😍😍😍😍...
  • Negin Hallafمرسی ماهی قشنگم، به زودی جلد دومش هم با یه داستان متفاوت می‌نویسم و تقدیم نگاه‌ه...
  • Negin Hallafوای حدیث جان، مچکرم ازت عزیزم خوشحالم که با منهدم ولی خاطره‌سازی کردی♡...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.