دانلود رمان نگار اندروید

دانلود رمان نگار اندروید

دانلود رمان نگار اندروید

 

نام رمان:آوای نگاهت
نویسنده:زهرا علیپور
ژانر: عاشقانه
pdfتعداد صفحات :۲۳۶

نودهشتیا

بخشی از رمان:نودهشتیا

دربعضی مواقع هم میشد خانوم معلم..بس که درس اخلاق می داد به همه مریم دخترخالم بود…خاله نرگس زنی مهربون وتنها شوهرش چندسال پیشا براثر تصادف فوت کرده بود یه پسرم داشت به اسم… ولش کن حتی دوس ندارم اسمشو بیارم با صدای نگین خواهریم…ازفکروخیالاتم دراومدم…به سمتش نگاه کردم -چیه نگین؟؟ دستمومی کشید..بیا بریم اجی لباسامونو عوض کنیم چقد فک می کنی اخمی کردم…همینم مونده بود توبهم بگی چقد فکر می کنم سرموتکون دادم تاخیالات بپره امان ازاین خیال بافی شده کل زندگیم یادحرف مامان افتادم بهم می گفت توهمی…حقم داشت زیادی خیال بافی می کردم…زندگیمم باهمین خیالات قراربود بسازم اطرافمو نگا کردم

مامان کجا غیبش زد یهو بعداز تعویض لباس رو تنها صندلی ک توپذیرایی بود نشستم خانوما بالا مشغول چیدن سفره ی عقد بودن سوهان ناخونموبرداشتمومشغول شدم..حوصله ی خاله زنک بازی نداشتم..مرداهم مشغول چیدن میزو صندلی تو محوطه ی پشت خونه بودن باصدای بم ومردونه ای سوهانو تومشتم فشردمو سرمو به عقب برگردوندم هنوزم بامتانت وخجالت حرف می زد بادیدنش سوتی زدم…اوه آقارو خوشتیپ کردی جناب.. خنده ی بامزه ای کرد..صورتشو صافو صیقلی کرده بود کت شلوار ابی روشنی به تن داشت خیلی رُک گفتم..نکنه قراره ازکسی دل ببری امشب که انقد خوشتیپ کردی پسرمامانی سرشو بلند کرد..چشماش نشون می دادک دلخور شده بیخیالی گفت؛خوبی دخترخاله..چرااینجا نشستی چرانرفتی بالا سوهانو توجیبم گذاشتم..آدامسو باد کردمو بعدش بلندترکوندم…وگفتم؛حسش نیس با دلخوری به حرکتم نگا کرد اگه مامان بود بخاطراین کارم سرم روتنم نبود الان تودلم زمزمه کردم اگه بود الان بهم می گفت خیلی من ومن کنان گفت…فک کردم رفتی بامریم اینا آرایشگاه سوهانودراوردمو مشغول شدم بی اهمیت گفتم نه..نیازی نمی دیدم برم صدای تودلم گفت.نیاز نمی دیدی بری یا کلاس بی خود می

پیشنهاد

دانلود رمان آغوش غریب

دانلود رمان آوای نگاهت

باکس دانلود
به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخ دهید!