دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
  • دانلود رمان
    دانلود رمان
دانلود-رمان-ازدواج-اجباری-برای-کامپیو

دانلود رمان ازدواج اجباری

رمان: ازدواج اجباری

نویسنده: sara bala

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۷۲

دانلود رمان عاشقانه ازدواج اجباری از sara bala به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان

خلاصه:

بهار دخترک پونزده ساله ای هستش که با وجود سن کمش مجبور به ازدواج با یه پسر پولدار می شه. از شرط های همسرش این هستش که دیگه هرگز نمی تونه پدرش رو ببینه و این نکته بهار رو خیلی ناراحت می کنه. همه چیز برخلاف میل بهار میگذره تا اینکه…

دانلود نسخه PDF

فایل رمان پس از پرداخت بصورت مستقیم در اختیار شما قرار داده می‌شود.

پشتیبانی: ایتا | روبیکا

پیشنهاد ما:

دانلود رمان بی قرارم کن به صورت pdf از مهرنوش

بخشی از کتاب:

_آقا تو رو خدا رحم کنید!پولتون رو پس میدم.

با پوزخند به بابام خیره شده بودم البته اگه میشد اسمش رو میشد گذاشت بابا یه معتاد بود که کارش قمار و مواد کشیدن بود مادر بدبختم بخاطر کتک هاش مرد.

عین سگ داشت کتک میخورد.بیخیال با لذت به کتک خوردنش خیره شده بودم که نگاهش بهم افتاد با دیدنم با صدای خمارش گفت:

_دخترم!به دادم برس.

بدون توجه به حرفش خواستم برم از خونه بیرون که صدای مرد بلند شد:

_دخترته؟!

_آره آقا.!

نگاهم و به مرد مسن روبروم دوختم که با پوزخند نگاه خریدارانه ای به هیکلم انداخت و رو به پدرم گفت:

_دخترت رو بجای طلبم میبرم!

با عصبانیت بهش خیره شدم چی داشت میگفت این مرتیکه من رو بجای طلبش ببره مگه وسیله بودم!

صدای شاد بابا باعث شد شکه و بهت زده بهش خیره بشم.

_آره آقا این دختر کنیزتون میشه.

_کنیز نمیخوام زیرخواب پسرم میشه و براش یه وارث بدنیامیاره.

بابهت و چشمهای اشکی بهشون خیره شده بودم چی داشتن میگفتن مگه من کالا بودم که من رو برای پسرش میخواست به جای پول ببره.

با گریه داد زدم:

_چی دارید میگید ؟!من جایی نمیام.

با نفرت رو به مرد مسن داد زدم:

_من هیچ جانمیام گمشو از اینجا.

به سمتم اومد چونم رو توی دستهاش گرفت و نگاهی بهم انداخت و گفت؛

_خفه شو!تو همسر پسر من میشی وگرنه پدرت رو جلوی چشمهات تیکه تیکه میکنم خود تو رو هم زیرخواب نگهبانام میکنم فهمیدی؟!

با ترس بهش خیره شده بودم که…

  • اشتراک گذاری
  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات
  • ساتی
    19 مارس 2022 | 07:46

    سارا جان محتوای رمانت جدید و خواندنی بود اما نباید اسم رو عوض میکردی؟؟

  • sanaz87
    5 آگوست 2022 | 18:14

    ایده داستان خیلی نو و جذاب نبود. من شبیه به این رمان خیلی خونده بودم. شخصیت بهار طبیعی نبود. در واقع رفتارهاش اون رو یه شخصیت مصنوعی کرده بود. مهربونی ناگهانی کامران به بهار یکم عجیب بود و خواننده رو همراه خودش نمی کرد. من شخصیت کیانا رو خیلی دوست داستم. ولی در کل قشنگ بود.

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • adminسلام عزیزم با یکی از آدرس های پیشتیانی ذکر شده توی ایتا یا روبیکا ارتباط بگیر گل...
  • adminسلام عزیزم با یکی از راه های ارتباطی ذکر شده توی پست ارتباط بگیرید...
  • adminسلام توی انجمن ثبت نام کنید...
  • نننسلام رمان نوشتم چگونه براتون بفرستم...
  • سمیراسلام من واریز انجام دادم ولی نتونستم دانلود کنم...
  • محمدیمن رمان بچه بسیجی را خریداری کردم‌ولی فایلی دریافت نکردم...
  • adminلطفا با یکی از ادرس های پشتیبانی ایتا یا روبیکا زیر گزینه پرداخت ارتباط مستقیم ب...
  • شاه وردیمن دوبار پول پرداخت کردم ولی نتونستم فایل رمان رو دریافت کنم...
  • adminبا شماره 09904677308 توی روبیکا ارتباط بگیرید...
  • فاطمه نصیریسلام من امروز صبح این رمان رو خریدم اما قبل از اینکه دانلود بشه اینترنت ما قطع ش...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود pdf رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.