نودهشتیا | دانلود رمان - صفحه 4 از 8 - دانلود رمان عاشقانه

98iia

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت چهاردهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت چهاردهم :

اوه خدایا

کمی مرا تکان داد

_ عزیزم به من گوش کن .لباس‌ها.. تلفن.. ماشین.. بخش وی ای پی ..همه اینها جزو رفتار عادی و روزمره او نیست .مطمئناً کسی رو با خودش به رستوران نمی بره .دخترا به خونش میرن و بعد اونجا رو ترک می کنن و اغلب اوقات دیگه اونجا بر نمیگردن و مطمئناً برای خوردن استیکی که خودش اونو درست کرده و مکالمات احساسی به اون جا نمیرن … یا به اونها اجازه نمیده که بدون حتی یه بوسه توی خونش بخوابن یا این همه براشون خرج کنه.. تا جایی که من میدونم هرگز نصف شب در اپارتمان اونها ظاهر نمی شه فقط برای یک بوسه …اون درگیر توئه ….تا جایی که من شنیدم تو اولین کسی هستی که این طور متفاوت باهات رفتار می کنه

داشتم راجع به اینکه تا این اندازه راجع به ان شب به ا اطلاعات داده بودم احساس پشیمانی می‌کردم اما افسوس که دیگر خیلی دیر بود

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
149 views
0 نظر
admin
۱۵ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: دسته‌بندی نشده

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت سیزدهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت سیزدهم :

در بخش وی ای پی نشسته بودم و یک لیوان مارتینی به دست داشتم که سه نفر از دوستانم که در محل کار با انها صمیمی بودم و راجع به همه چیز با انها صحبت می کردم به پشت سر من خیره شدند.. و من می دانستم ….

دیر وقت بود و سه ساعت بود که به کلوپ امده بودیم ….می بایست از نیمه شب گذشته باشد…… و بالاخره او اینجا بود

سرم را چرخاندم و چشمم به کت و شلوار و لباس تیره ای افتاد… نگاهم بالا امد و به موقع متوجه شدم که سر نایت به طرف پایین میاید و لب هایش روی پوست بره*نه روی شانه ام کشیده شد

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
191 views
0 نظر
admin
۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت دوازدهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت دوازدهم

بعد از کار بدون انکه با دیک برخوردی داشته باشم به اپارتمانم رسیدم .این اتفاق همواره نمی‌افتاد زیرا دیک همواره دوست داشت میان راهروی ساختمان بچرخد . با میل به اینکه سرم را بچرخانم و به واحد او نگاه کنم و به این فکر کنم که دوست پ*سر جدیدم قرار است او را از اینجا بیرون کند مقاومت کردم

و اینکه احتمالا این حرکت خوبی نبود…. و بعد به سرعت به این فکر کردم که دوس*ت پسر جدیدم با اینکه دوست پس*رم بود اما هنوز هم من را نبوسیده بود ..سپس تمامی این افکار …وقتی که سه قفل جدید روی در را باز کردم و به داخل اتاق رفتم تا بسته ای را که چارلی داخل واحدم قرار داده بود پیدا کنم …از ذهنم بیرون رفتند

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
157 views
0 نظر
admin
۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت یازدهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت یازدهم :

در تختخواب دراز کشیده بودم . ملحفه های تازه و نرمم احساس خوبی داشتند . با خود در فکر بودم که امکان دارد ملحفه های نایت از این هم نرم تر باشند . به سقف نگاه کردم و به این فکر کردم که اگرچه نایت گفته بود من به او تعلق دارم ..اما هنوز هم مرا نبوسیده بود

شام عالی بود… مرا به وینکوپ برد… ناگهان بعد از گذشت ان روز.. بعد از ان که خوابیده بودم ..با یکدیگر با حالت شوخ طبعانه مشاجره کرده بودیم … فهمیدم که احساس اسودگی و سبکی می کردم

نایت به نظر می رسید همواره در حالت ارامی باشد حتی زمانی که عصبانی و ناراحت است

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
180 views
0 نظر
admin
۱۲ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت دهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت دهم :

این ناامید کننده بود …واقعاً ناامید کننده.. با این حال زمزمه کردم

_خیلی خوب

او مرا رها نکرد تنها به چشمهایم نگاه کرد ..سپس در حالی که انگشت هایش محکم تر می‌شدند با صدایی خشن و جذاب که باعث میشد لرزه ای در بدنم به وجود بیاید گفت

_لعنت نمیتونم صبر کنم تا تو رو توی تخت خوابم داشته باشم.. و درست مثل همین حالا که داری بهم نگاه می کنی اینطوری بهم نگاه کنی

_ نایت

_یا مسیح ..قراره من مالک این زیبایی بشم

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
222 views
0 نظر
admin
۱۱ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت نهم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت نهم :

سرم را تکان دادم

_نایت.. اشکال نداره ..میدونم دراماتیک به نظر میرسه اما اینطور نیست.. اتفاقات بد همیشه توی زندگی بیشتر مردم اتفاق میفته. از اونجایی که اونا نمیدونستن قراره کشته بشن … بنابراین برای زندگی من برنامه ریزی نکرده بودن.. عمه ام کنترل املاک اونه…ا من و حق بیمه رو به دست گرفت ع…موم سعی کرد منو به سرپرستی بگیره اما ازدواج نکرده بود و با چند نفر دیگه زندگی می کرد و قاضی ها شرایط اون رو قبول نکردند.. مادربزرگم مریض بود و نمی تونست سرپرستی من رو به عهده بگیره و پدرم با پدر و مادرش رابطه نزدیکش نداشت و اونها علاقه ای به بزرگ کردن دختری ۷ ساله نداشتند … بنابراین عمه ام منو بزرگ کرد و اون ام…… سیگار میکشید …. و همچنین …ام ….. یه عالمه ودکا می نوشید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
192 views
0 نظر
admin
۱۰ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت هشتم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت هشتم :

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت هشتم

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت هشتم

_نیک از کجا میدونه؟

به طرف یخچال زمزمه کرد

_هیچ ایده ای ندارم

از این قضیه خوشم نمی امد

_فکر نمی کنم از این قضیه خوشم بیاد . من هرگز اسممو به اون نگفتم

در حالیکه با خود سس ترش را حمل می کرد گفت

_ دوستت؟

امکانش بود.. زمزمه کردم

_ شاید

_صحبت دوستت شد

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
186 views
0 نظر
admin
۹ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت هفتم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت هفتم :

درحالی که کیفم را به دست گرفته و میان اشپزخانه او ایستاده بودم با خود در فکر بودم : چه مرگم بود ؟

داشتم میلرزیدم …حالا به خاطر دلیل متفاوتی میترسیدم …دلیلی بسیار وحشتناک تر… اما حرکت نکردم… تنها میان اشپزخانه ایستادم …

سپس دوباره سر و کله اش پیدا شد و به من نگاه کرد

گفت

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
291 views
0 نظر
admin
۸ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت ششم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت ششم :

فصل ۵

شاید بگی دیوونم …لعنت.. خودم هم فکر می کنم دیوونم.. اما روز بعد یک ربع به یک… داخل ماشین نشسته بودم و به طرف ساختمان نایت حرکت میکردم

با ویویکا و ساندرین تماس گرفتم و خلاصه ای از انچه که گذشته بود را به انها گفتم . بنابراین اگر ناپدید شوم فکر می‌کنم یک نفر می داند کجا به دنبالت جسدم به گردد

دیشب کمی بعد از انکه نایت انجا را ترک کرد یک پیشخدمت و یک بادیگارد به طبقه بالا امدند .

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
225 views
0 نظر
admin
۷ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: رمان آنلاین

رمان انلاین عاشقانه ناجی قسمت پنجم

دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت پنجم :

تنها یک نوشیدنی…. می‌توانم تنها یک نوشیدنی با نیک داشته باشم

لعنت

هردویمان را روی صندلی های چرمی و گرانقیمت نشاند… خیلی نزدیک به من نشسته بود …چشمهایش به ان طرف اتاق کشیده شدند و فریاد کشید

_ هی

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
ادامه مطلب
272 views
0 نظر
admin
۶ اردیبهشت, ۱۳۹۸
دسته بندی: دسته‌بندی نشده


City Code Center Code Center