جدیدترین مطالب


27 بازدید
بازدید : 27 بازدید
دانلود داستان روزگار عمارت ما نام داستان:روزگار عمارت ما نام نویسنده:پ.جلالی ژانر:طنز ،اجتماعی خلاصه:داستان برمی گرده حدود ۱۰۰سال پیش. اون موقع هایی که هنوز مردم با اسب و قاطر این ور اون ور می رفتن وخبری از زنگی متجددانه الان نبود. البته این داستان مربوط به تک پسر خانواده ای […]

4 بازدید
بازدید : 4 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت شانزدهم : فصل نه به گاراژ بزرگ قدم گذاشتم . اطرافم پر از ماشین بود اما همه انها تنها پوسته هایی از ماشین بودند . برخی از انها بی در و پنجره بودند اما من از میان همه انها عبور کرده و به وسط گاراژ […]

8 بازدید
بازدید : 8 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت پانزدهم : کلوپ کم کم داشت خلوت میشد و من مقابل پنجره نایت ایستاده بودم و داشتم ان را تماشا می کردم . کمی قبل تر هالک مرا به طرف دفتر خالی نایت اسکورت کرد . همچنین قبل از ان یک عدد ساندرین م*ست که […]

6 بازدید
بازدید : 6 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت چهاردهم : اوه خدایا کمی مرا تکان داد _ عزیزم به من گوش کن .لباس‌ها.. تلفن.. ماشین.. بخش وی ای پی ..همه اینها جزو رفتار عادی و روزمره او نیست .مطمئناً کسی رو با خودش به رستوران نمی بره .دخترا به خونش میرن و بعد […]

9 بازدید
بازدید : 9 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت سیزدهم : در بخش وی ای پی نشسته بودم و یک لیوان مارتینی به دست داشتم که سه نفر از دوستانم که در محل کار با انها صمیمی بودم و راجع به همه چیز با انها صحبت می کردم به پشت سر من خیره شدند.. […]

7 بازدید
بازدید : 7 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت دوازدهم بعد از کار بدون انکه با دیک برخوردی داشته باشم به اپارتمانم رسیدم .این اتفاق همواره نمی‌افتاد زیرا دیک همواره دوست داشت میان راهروی ساختمان بچرخد . با میل به اینکه سرم را بچرخانم و به واحد او نگاه کنم و به این فکر […]

6 بازدید
بازدید : 6 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت یازدهم : در تختخواب دراز کشیده بودم . ملحفه های تازه و نرمم احساس خوبی داشتند . با خود در فکر بودم که امکان دارد ملحفه های نایت از این هم نرم تر باشند . به سقف نگاه کردم و به این فکر کردم که […]

6 بازدید
بازدید : 6 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت دهم : این ناامید کننده بود …واقعاً ناامید کننده.. با این حال زمزمه کردم _خیلی خوب او مرا رها نکرد تنها به چشمهایم نگاه کرد ..سپس در حالی که انگشت هایش محکم تر می‌شدند با صدایی خشن و جذاب که باعث میشد لرزه ای در […]

6 بازدید
بازدید : 6 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت نهم : سرم را تکان دادم _نایت.. اشکال نداره ..میدونم دراماتیک به نظر میرسه اما اینطور نیست.. اتفاقات بد همیشه توی زندگی بیشتر مردم اتفاق میفته. از اونجایی که اونا نمیدونستن قراره کشته بشن … بنابراین برای زندگی من برنامه ریزی نکرده بودن.. عمه ام […]

10 بازدید
بازدید : 10 بازدید
دانلود رمان عاشقانه ناجی قسمت هشتم : _نیک از کجا میدونه؟ به طرف یخچال زمزمه کرد _هیچ ایده ای ندارم از این قضیه خوشم نمی امد _فکر نمی کنم از این قضیه خوشم بیاد . من هرگز اسممو به اون نگفتم در حالیکه با خود سس ترش را حمل می […]