دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان
4.6/5 - (52 امتیاز)
دانلود-رمان-ازدواج-اجباری-برای-کامپیو

دانلود رمان ازدواج اجباری

رمان: ازدواج اجباری

نویسنده: sara bala

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: ۱۷۲

دانلود رمان عاشقانه ازدواج اجباری از sara bala به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان

خلاصه:

بهار دخترک پونزده ساله ای هستش که با وجود سن کمش مجبور به ازدواج با یه پسر پولدار می شه. از شرط های همسرش این هستش که دیگه هرگز نمی تونه پدرش رو ببینه و این نکته بهار رو خیلی ناراحت می کنه. همه چیز برخلاف میل بهار میگذره تا اینکه…

پیشنهاد ما:

دانلود رمان بی قرارم کن به صورت pdf از مهرنوش

بخشی از کتاب:

_آقا تو رو خدا رحم کنید!پولتون رو پس میدم.

با پوزخند به بابام خیره شده بودم البته اگه میشد اسمش رو میشد گذاشت بابا یه معتاد بود که کارش قمار و مواد کشیدن بود مادر بدبختم بخاطر کتک هاش مرد.

عین سگ داشت کتک میخورد.بیخیال با لذت به کتک خوردنش خیره شده بودم که نگاهش بهم افتاد با دیدنم با صدای خمارش گفت:

_دخترم!به دادم برس.

بدون توجه به حرفش خواستم برم از خونه بیرون که صدای مرد بلند شد:

_دخترته؟!

_آره آقا.!

نگاهم و به مرد مسن روبروم دوختم که با پوزخند نگاه خریدارانه ای به هیکلم انداخت و رو به پدرم گفت:

_دخترت رو بجای طلبم میبرم!

با عصبانیت بهش خیره شدم چی داشت میگفت این مرتیکه من رو بجای طلبش ببره مگه وسیله بودم!

صدای شاد بابا باعث شد شکه و بهت زده بهش خیره بشم.

_آره آقا این دختر کنیزتون میشه.

_کنیز نمیخوام زیرخواب پسرم میشه و براش یه وارث بدنیامیاره.

بابهت و چشمهای اشکی بهشون خیره شده بودم چی داشتن میگفتن مگه من کالا بودم که من رو برای پسرش میخواست به جای پول ببره.

با گریه داد زدم:

_چی دارید میگید ؟!من جایی نمیام.

با نفرت رو به مرد مسن داد زدم:

_من هیچ جانمیام گمشو از اینجا.

به سمتم اومد چونم رو توی دستهاش گرفت و نگاهی بهم انداخت و گفت؛

_خفه شو!تو همسر پسر من میشی وگرنه پدرت رو جلوی چشمهات تیکه تیکه میکنم خود تو رو هم زیرخواب نگهبانام میکنم فهمیدی؟!

با ترس بهش خیره شده بودم که…

این مطلب از دست ندهید!
دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار به صورت pdf از پریا.آ
  • اشتراک گذاری
تبلیغات
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
https://98iiia.ir/?p=653
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • ساتی
    19 مارس 2022 | 07:46

    سارا جان محتوای رمانت جدید و خواندنی بود اما نباید اسم رو عوض میکردی؟؟

  • sanaz87
    5 آگوست 2022 | 18:14

    ایده داستان خیلی نو و جذاب نبود. من شبیه به این رمان خیلی خونده بودم. شخصیت بهار طبیعی نبود. در واقع رفتارهاش اون رو یه شخصیت مصنوعی کرده بود. مهربونی ناگهانی کامران به بهار یکم عجیب بود و خواننده رو همراه خودش نمی کرد. من شخصیت کیانا رو خیلی دوست داستم. ولی در کل قشنگ بود.

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

<>
درباره سایت
نودهشتیا در سال 89 شروع به کار کرده نودهشتیا همیشه در تلاش بوده بهترین رمان هارو برای شما تقدیم کند برای حمایت از نودهشتیا تو گوگل با سرچ دانلود رمان وارد نودهشتیا شوید.
آخرین نظرات
  • سالیسلام ادامه رمان رو چجوری میشه خرید من به واتس اپ پیام دادم اینستا پیام دادم نلگر...
  • سارا یزدانیخیلی هیجانی و باحال بود بنظرم خیلی خوبه که رمانا تعداد صفحه هاشون زیاد باشه خیلی...
  • سارا یزدانیتوروخدا جلد دوم بگین تا کی مینویسین من دیگ علاقه ی به رمان دیگ ندارم دوسدارم بدو...
  • آوابسیار زیبا بود، بعد از سالها برگشتم سایت ۹۸ ییا، دیشب از ساعت ۱۲ شب تا ۶ صبح درج...
  • adminسلام فونت فایل ویرایش شده ریز تره به اون خاطره وگرنه فایل کامله...
  • Farzanehمن در باکس لینک دانلود اندروید رو انتخاب کردم و مبلغش رو هم پرداخت کردم ، اولا چ...
  • ایراندخترمان فضای بسیار محدودی داشت و اتفاقات تکراری و یکنواخت مکرر ادامه وار بود با کمی...
  • نوروزیسلام پس جلد دومشو چطوری بدست بیارم هرچقد سرچ میکنم جلد اول باز میشه...
  • الهامخدایی این مزخرفات از کجا به ذهنتون میرسه من که فکر نکنم خیلیا نویسنده هستن شما ه...
  • الهاممن نمیدونم چرا رمان های الان اینقد دور از واقعیت هست و از آدما ی دیو دو سر میساز...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا مرجع بیش از 10000 رمان رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.