نودهشتیا | دانلود رمان
دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان من میتوانم

دانلود رمان من میتوانم

دانلود رمان من میتوانم

قصه ی رمان ما با بقیه رمانها فرق داره نه دختر پولدار داریم نه دختری پررو و زبون دراز دختر قصه‌ی ما تنها است تنهاتر از آن که فکر کنی مفهوم درستی از عشق نمی‌داند و با چشمانی بسته عاشق می‌شود.

ﻣﻘﺪﻣﻪ: ﻫﺮ ﭼﻪ ﻏﻢ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎی دوران را
ﺧﻮردم آﺳﺎن ﻧﺸﺪن…
از اﻣﺮوز ﺑﺮاﯾﺸﺎن ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ زﻧﻢ…
ﺗﺎ ﭘﺴﺖ و ﺣﻘﯿﺮﺷﺎن ﮐﻨﻢ…
و زﯾﺮ ﭘﺎﯾﺸﺎن ﻣﯽ اﻓﮑﻨﻢ…
ﺗﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮم و ﺑﺎﻻ روم…
ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻢ…

دانلود رمان من میتوانم

قسمتی از رمان :نودهشتیا

-ﻫﻮی ﮐﺠﺎﯾﯽ ﺗﺒﺴﻢ ﺧﺎﻧﻢ؟
ﻟﺒﺨﻨﺪی ﻧﺜﺎرش ﻣﯽ ﮐﻨﻢ و ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮔﻔﺘﻢ:
ﺟﺎ. -ﻫﯿﭻ
-واﺳﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﯽ زرت زرت ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ زﻧﯽ)ﺑﻌﺪ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮدن ﮔﻔﺖ(آﻫﺎن ﻓﻬﻤﯿﺪم ﺧﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﯾﺎر.
و ﺑﻌﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪ
و ﺧﺠﺎﻟﺖ زده ﻣﯽ ﮐﺮد. ﺻﻮرﺗﻢ ﮔﻠﮕﻮن ﺷﺪ ﻣﻬﻨﺎز ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮر ﺑﻮد ﺑﺎ ﺣﺮف ﻫﺎش آدم ر
-وای ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﺧﺠﺎﻟﺘﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﺸﻪ!
و دوﺑﺎره ﺧﻨﺪﯾﺪ ﺑﻪ در ﺧﺎﻧﻪ رﻧﮓ و رو رﻓﺘﻪ ام ﻣﯽ رﺳﯿﻢ ﺧﻮب ﺷﺪ اﮔﻪ ﮐﻤﯽ ﻫﻢ دﯾﺮ ﻣﯽ رﺳﯿﺪﯾﻢ اﯾﻦ ﻣﻬﻨﺎز اون ﻗﺪر ﭼﺮت و ﭘﺮت ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ دﯾﮕﻪ
ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺟﻤﻌﺶ ﮐﺮد.
-ﺑﯿﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﺗﻮ .
-ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰم ﻧﻤﯿﺎم ﺗﻮ ﺑﺮو ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺖ زﻧﮓ ﺑﺰن ﮐﻪ از ﺻﺒﺢ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ داره ﻧﮕﺮان ﺷﺪی . ﺑﻌﺪ از ﺧﺪاﻓﻈﯽ ﺑﺎ ﻣﻬﻨﺎز وارد ﺧﻮﻧﻪ ﺷﺪم ﺑﻪ ﺣﯿﺎط ﮐﻮﭼﮏ و درب و داﻏﻮن ﻧﮕﺎه ﮐﺮدم. اﯾﻨﺠﺎ ﻣﺴﺘﺄﺟﺮ ﺑﻮدم. ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﯾﮏ ﭘﯿﺮزن و ﭘﯿﺮﻣﺮد ﻣﻬﺮﺑﻮن ﺑﻮدن ﮐﻪ ﺑﺎ دﯾﺪن وﺿﯿﻌﺘﻢ، اﺗﺎق ﮐﻮﭼﯿﮑﯽ رو ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ اﺟﺎره دادﻧﺪ. ﺧﺪاروﺷﮑﺮ ﺗﻮ اﯾﻦ ﻣﻮرد ﺷﺎﻧﺲ آوردم.
ﮐﻠﯿﺪ رو ﭼﺮﺧﻮﻧﺪم و وارد ﺧﻮﻧﻪ ی ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺧﻮدم ﺷﺪم. ﯾﻪ اﺗﺎق ﺳﺎده و ﺑﯿﺴﺖ ﻣﺘﺮی ﺑﺎ ﯾﮏ آﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﮐﻮﭼﮏ. ﭼﺎدرم رو از ﺳﺮم ﺑﺮ داﺷﺘﻢ و داﺧﻞ ﮐﻤﺪ ﻗﺪﯾﻤﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯽ از ﺟﺎﻫﺎش ﻫﻢ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﻮد.

پیشنهاد ما:
دانلود رمان نگار
دانلود رمان رفت اما این پایان نیست

https://98iiia.ir/?p=129
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
  • Z61sharifnia : من رمان زیاد خوندم به نظر من رمان زیبایی بود و رمان سالمی بود...
  • ماهک : عالی پیشنهاد برای دانلود...
  • ببر پیر : سلام رمان قشنگی بود... بعضی جاها،تکراری میشد،اما خوب بود... احساس خوبی موقع خوند...
  • اومای : خواهش خواهش خواهش میکنم کمکم کن من منتظرم...
  • Ss : این رمانو خیلی وقت پیش خوندم اما یکی از بهترین رمان هایی بود که اون بازه زمانی خ...
  • admin : حل شد...
  • Farxe : سلام من نمیتونم pdf و apkرو دانلود کنم مشکلش رو برطرف کنید لطفا...
  • angel : ممنون از رمانتون ابتدای رمان بسیار زیبا شروع شد ولی پایانش خیلی سریع و سردرگم تم...
  • فرشته : عالی بود ممنونم از رمانتون...
  • admin : سلام لینک رمان برداشته شد...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نودهشتیا | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.